تبليغاتX
مطالب تربیتی
مطالب تربیتی

برای تربیت کودک و نوجوان

سلام دوستان

این قسمت برای جواب دادن به سوالات دوستان و پرسیدن سوالات جدیده

لطفا اگه سوالی دارید اینجا بفرمایید

و اما سوالات:


سوال ۱:می خواستم بدونم برای تدریس زبان انگلیسی به کودکان و ایجاد

 خلاقیت چه کار باید کرد

دوست دارم از نظراتتون بهره مند شم!

پاسخ:خواهش میکنم دوست عزیز

من سعی میکنم با اندوخته های خودم جوابتون رو بدم

امیدوارم به دردتون بخوره

دوست عزیز اولا بستگی به سن کودک داره

کودکان بیشتر به کتابهای مصور علاقه نشون میدند

کتابهایی که عکس داشته باشند باعث ایجاد علاقه به یادگیری در کودکان میشه

سعی کنید موضوعات مختلف رو به حالت شعر یا قصه برای کودکان بگید

مثلا اعضای بدن رو به حالت شعر بگید

نمونه این اشعار انگلیسی زیاده و شما فقط باید یه کم فعالیت داشته باشید...

دوست عزیز شما باید برای کودکان وقت بذارید

باید تک تک اونها رو بشناسید

بعضی کودکان تا تشویقشون نکنید خلاقیت خودشون رو نشون نمیدند

البته تشویق بیش از حد اصلا توصیه نمیشه

اما سعی کنید از روش تشویق و تقویت مثبت استفاده کنتید

امیدوارم به دردتون خورده باشه....

 

سوال۲:می تونیم در مورد امور ج ن س ی هم ازتون سوال کنیم؟

 

پاسخ:دوست عزیز بستگی داره سوالتون توی چه مایه ای باشه

همون جور که میدونید این وبلاگ یه وبلاگ برای تربیت کودک و نوجوان

پس سوالات در این رابطه پاسخ داده میشه

موفق باشید

نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 1:30 توسط مرجان| |

سلام دوستان گلم

دوستان این هفته دوست دارم در مورد رفتار صحیح با نوجوان بگم

خیلی از والدین وقتی رفتار نوجوونشون رو میبینند از کوره در میرند و میگند شاید رفتارش غیر طبیعیه

در صورتی که این رفتار پرخاشگری کاملا طبیعیه در این سن

نوجوون رو باید درک کرد

اون تنها چیزی که از شما میخواد اینه که درکش کنید

بدترین کار برای اون اینه که توی یه جمعی اونو کوچیک کنید

استعدادهاشو به مسخره بگیرید....

و بهترین کاری که میتونید در حقش کنید اینه که توی جمع از استعدادهاش و اعمال درستی که انجام میده تعریف کنید و همش شان و منزلتش رو بالا ببرید

نوجوون توی سنی به سر میبره که نه میشه گفت کودیکه و نه جوانی

و این برای اون یه بحرانه که باید به سلامت ازش عبور کنه

و کلید رفع این بحران درک اونه

سعی کنید باهاش صحبت کنید و دلائل منطقی بیارید

تا وقتی که برای عمل اشتباهش دلیل نیارید اون نمیتونه دلائل رو قبول کنه

برای دخترا مادرشون و برای پسرا پدرشون تاثیر زیادی داره

و تاثیر دوستان برای هر دوی اینها بیشتر از تاثیر والدین هست

معلمان هم نقش خوبی میتونند داشته باشند

میتونند با کمک کردن و بالا بردن عزت نفس نوجوان مشکلاتش رو به حداقل برسونند

اگر مشکلی بین شما و فرزند نوجوانتون پیش اومد اون رو با معلم و مشاورش در میون بذارید و از اونها بخواید که نقش ناجی رو براتون ایفا کنند و با نوجوانتون صحبت کنند

امیدوارم از گفته های این هفتم خوشتون اومده باشه و به دردتون خورده باشه....

موفق و پیروز باشید

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 2:35 توسط مرجان| |
 
برای خواندن مطالب این ضمیمه به ادامه مطالب مرجعه کنید....

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 2:30 توسط مرجان| |

از ويژگي هاي عمده نوجواني کسب شخصيت ( تشخص طلبي ) است. به طور کلي شخصيت جنبه بيروني و اکتسابي دارد، در حالي که منش جنبه ذاتي و دروني دارد.
« نوجوان دوستدار کسب شخصيت است »



براي رسيدن به مرحله کسب شخصيت بايد دو اصل حاصل شود:
1) انجام مهارت ها و دارا بودن توانمندي هاي خاص در برخورد با ديگران
2) پذيرفته شدن اين مهارت ها از سوي پدر و مادر و اطرافيان
برخي نوجوانان مرحله اول را طي مي کنند ولي اگر خانواده و اطرافيان و مراجع قدرت او را نپذيرفتند، دچار عدم تعادل رواني مي شود.
اگر به نوجوان کمک نکنيم و او را کنترل ننمائيم، اثرات سقوط بسيار خطرناک و غيرقابل جبران خواهد بود. ولي برخي مسيرهاي زندگي هموارتر است که در آن بايد به کنترل دورادور نوجوان اکتفا کرد و اجازه داد خودش طي طريق کند. سپس يک حالت متناوب از نظارت و آزادي دادن به نوجوان بايد در زندگيش باشد.
 
در جهت کسب شخصيت بايد از دو راه به نوجوان کمک کرد:
- روش کسب مهارت ها و توانائي ها را بياموزد.
- به زبان و رفتار به او بفمهمانيم که او را پذيرفته و درک کرده ايم و شخصيت او قابل پذيرش و احترام است و ما او را به عنوان يک انسان در حال کمال قبول داريم.
در انتقاد از نوجوان دقت کنيم که تمام شخصيت آنها را مورد حمله قرار ندهيم و تنها آن قسمتي را مورد سؤال قرار دهيم که نتوانسته وظيفه اش را درست انجام دهد. هرگز نبايد به نوجوان يا هر شخص ديگر بگوئيم: تو لياقت نداري و به درد هيچ کاري نمي خوري زيرا با اين جمله تمام حيطه وسيع شخصيت او را مورد حمله قرار داده ايم. روي هم رفته هر انسان داراي نقاط مثبت و منفي شخصيتي است و براي مطرح کردن انتقاد بهتر است نخست چند نقطه مثبت او را متذکر شويم سپس اشاره به نقطه منفي نمائيم.
اگر ناگهان و بدون مقدمه شروع به انتقاد کنيم و اين انتقاد را به تمام شخصيت نوجوان گسترش دهيم انتقادمان ويرانگر و مخرب خواهد بود.

آلپورت مي نويسد: انتقاد از ديگران در حکم جراحي شخصيت است.
جراح رواني کسي است که از ويژگي هاي رواني نوجوانان کاملاً آگاهي دارد و روش صحيح انتقاد را مي داند. تشويق به جا و انتقاد صحيح و درست مي تواند انسان را متحول نمايد.
براي مرحله دوم يعني پذيرش شخصيت از طرف پدر و مادر و اطرافيان چه کنيم؟
مي توان با زبان اين پذيرش را در نزد دوستان و اقوام و خانواده بيان کرد.

مي توانيم با عمل به او ثابت کنيم که شخصيت او را پذيرفته ايم، براي رسيدن به اين هدف بايد او را به عنوان مشاور در خانواده به خودمان نزديک کنيم.

حضرت پيامبراکرم (ص) فرمودند: پس از 14سالگي با فرزندتان مشورت کنيد.
بايد در مسائل مختلف نظر نوجوان را پرسيد و نبايد فکر کرد که در اثر مشورت، نوجوان گستاخ مي شود.
نوجوانان ثابت کرده اند که اگر به آنان اعتماد کنيم، براي حفظ اعتماد و تقويت آن دست به هرکاري مي زنند که خودشان را شايسته نشان دهند.
حضرت علي (ع) با عبارت زيبايي در اين زمينه رابطه تکريم شخصيت و غلبه بر گناهان را بيان فرموده اند: کسي که شخصيتش مورد احترام ديگران قرار گرفت، لغزش ها و شهوت ها در نظرش بي ارزش مي شوند.
« دومين ويژگي دوره نوجواني، استقلال طلبي نوجوانان است »

نوجوانان به دليل اين که خودشان را در آستانه يک انسان کامل شدن مي بينند، علاقه به کسب استقلال در زندگي دارند.
در انتقاد از نوجوان دقت کنيم که تمام شخصيت آنها را مورد حمله قرار ندهيم و تنها آن قسمتي را مورد سؤال قرار دهيم که نتوانسته وظيفه اش را درست انجام دهد. هرگز نبايد به نوجوان يا هر شخص ديگر بگوئيم: تو لياقت نداري و به درد هيچ کاري نمي خوري زيرا با اين جمله تمام حيطه وسيع شخصيت او را مورد حمله قرار داده ايم.
اين استقلال از نظر اقتصادي و مالي مطرح مي شود. نوجوانان مي خواهند براي خودشان درآمدي هرچند اندک داشته باشند. اين علاقه به تملک و استقلال نسبي با خصوصيات نوجوانان کاملاً هماهنگ است. کسي که ظرف دو و سه سال آينده وارد اجتماع خواهد شد و نقش يک فرد بالغ را ايفاء خواهد کرد بايد خودش را براي اين جهش آماده کند.
نوجوان مي بيند که به زودي از خانواده جدا مي شود و بنابراين بايد درآمد نسبي براي خودش داشته باشد تا بتواند قطع وابستگي از خانواده کند و در ضمن بتواند لياقت خود را ثابت کند. اين مسائل باعث نگراني نوجوان در اين دوره مي شود که آيا من مي توانم بدون وابستگي به خانواده زندگي کنم ؟ و...
از اين رو استقلال نسبي که نوجوان با تمام علاقه به دنبال آن مي رود، شامل عدم دخالت پدر و مادر در کليه مسائل نوجوان مي شود. يعني نوجوان اگر احساس کند، شما در تمام مسائل او دخالت مي کنيد در مقابل شما جبهه گيري مي کند و عکس العمل منفي نشان مي دهد و رنجيده خاطر مي گردد. برخورد صحيح با نوجوان اين نيست که ما در تمام مسائل او دخالت کنيم.
برخي از مسيرهاي زندگي در فرداي نوجوان چنان است که اگر به نوجوان کمک نکنيم و او را کنترل ننمائيم، اثرات سقوط بسيار خطرناک و غيرقابل جبران خواهد بود. ولي برخي مسيرهاي زندگي هموارتر است که در آن بايد به کنترل دورادور نوجوان اکتفا کرد و اجازه داد خودش طي طريق کند. سپس يک حالت متناوب از نظارت و آزادي دادن به نوجوان بايد در زندگيش باشد.

منبع مقاله:www.tebyan.net

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 1:50 توسط مرجان| |




مترجم: امیررضا درگاهی
بعضي مواقع کج خلقي ها و سرکشي هاي فرزنداني که خويشتن دار نيستند، حتي صبورترين والدين را هم آزار داده و باعث مي شود که از کوره در بروند.
چه براي خريد به يک فروشگاه شلوغ رفته باشيد، چه با خانواده به تعطيلات و چه در خانه باشيد، اين رفتارها مي توانند شديدا شما را مغشوش و نا اميد کنند. اما اگربه فرزندان، خويشتن داري را آموخته وبه آنها بياموزيد که بجاي واکنش هاي ناگهاني و بدون فکر، رفتارهاي خود را در موقعيت هاي مختلف کنترل کنند، اداره کردن اين ناهنجاري ها کمي آسان تر خواهد بود.
با تمرين خويشتن داري، فرزندان تان ياد مي گيرند که چطور تصميمات مناسبي اتخاذ کرده و در موقعيت هاي استرس زا واکنش نشان دهند تا با نتايج مثبتي در زندگي روبرو گردند.
براي مثال اگر به فرزند خود بگوئيد که تا بعد از شام از بستني خبري نيست، ممکن است او با گريه، التماس و حتي جيغ زدن بخواهد شما را مجاب کند. اگر حس خويشتن داري در فرزندتان وجود داشته باشد، خواهد سنجيد که اين رفتارهاي ناهنجارشايد موجب شود حتي بعد از شام هم به او بستني ندهيد؛ پس با صير بيشتري انتظار بستني بعد از شام را مي کشد.
چطور مي توانيد فرزندان خود را در يادگيري خويشتن داري ياري کنيد؟
در اينجا با توجه به سنين فرزندان توصيه هايي مطرح شده است که مي تواند شما را در اين امر کمک کند:
•تا 2 سالگي: نوزادان و کودکان نوپا مرتبا نا اميد مي شوند، زيرا فاصله ي زيادي بين کارهايي که مي خواهند انجام دهند و کارهايي که واقعا قادر به انجام آنها هستند وجود دارد. آنها اغلب در واکنش به اين نا اميدي ها رفتارهاي ناهنجار و آزار دهنده از خود بروز مي دهند. البته شايد بتوانيد با سر گرم کردنشان با اسباب بازي ها يا کارهاي ديگر از گريه ها و جيغ ها جلوگيري کنيد. تا زمانيکه فرزندتان 2 ساله است، براي جلوگيري از کارهاي آزار دهنده ي او شايد بهترباشد از يک وقفه ي کوتاه استفاده کنيد ( اين وقفه مي تواند براي يک يا دو دقيقه روي صندلي آشپزخانه يا پايين پله ها باشد) تا به کودک خود نشان دهيد اين حرکت نتيجه رفتار اوست. درضمن، اين وقفه ها به کودک شما مي آموزد که در اين مواقع بهتر است کمي تنها باشد تا اينکه گريه کردن و جيغ کشيدن را از سر بگيرد.
•3 تا 5 سالگي: در اين سنين نيز شايد از وقفه هاي فوق استفاده شود، اما بهتر آن است که به محض اينکه بچه آرام گرفت اين وقفه را تمام کنيد. اين کار روش موثري در تشويق فرزندتان به بالابردن خويشتن داريست. همچنين مي توانيد از فرزندان تان به خاطر از دست ندادن کنترل خويش در شرايط سخت و نا اميد کننده تقدير به عمل آوريد.
•6 تا 9 سالگي: وقتي فرزندتان به مدرسه برود، احتمالا ديگر مي تواند پيامد اعمال، تنبيه و تشويق را تشخيص دهد و به همين ترتيب در رفتارهاي بد و خوب قدرت انتخاب دارد. اين مطلب را بايد به آنها بياموزيد که گاهي اطاعت نمودن وفکر کردن درباره موقعيتي که در آن قرار دارند بهتر از واکنش نشان دادن سريع است. البته البته بد نيست که به فرزندتان سفارش کنيد در مواقعي که ممکن است کنترل خود را از دست بدهد ازمهلکه دور شود تا آرامش را دوباره بدست آورد.
•10 تا 12 سالگي: بچه ها در اين سنين طبيعتا بهتر احساسات خود را درک مي کنند. به آنها بياموزيد درباره موقعيتهايي که ممکن است منجربه از دست دادن کنترل در آنها شود فکر کرده و سپس آنها را تحليل کنند. براي آنها توضيح دهيد موقعيتي که در ابتدا ممکن است عذاب آور باشد، تا پايان اينگونه باقي نمي ماند و شرايط بهتر خواهد شد. از فرزند خود بخواهيد قبل از واکنش نشان دادن به يک موقعيت خاص حتما تفکر کند.
•13 تا 17 سالگي: بچه ها در اين مقطع سني تقريبا قادر به کنترل تمامي اعمال خود هستند؛ اما بايد به آنها ياد آوري کنيد درباره عواقب طولاني مدت کارهاي خود انديشه کنند. از نوجوان خود بخواهيد که قبل از هر گونه واکنشي خوب فکر کند. همچنين وي را تشويق کنيد تا در شرايط سخت با شما صحبت کند تا اينکه کنترلش را از دست داده، درب را محکم بکوبد و يا فرياد بزند. شايد بهتر باشد که در اين سنين با محروم کردن او از برخي امتيازات، او را به حفظ کنترل تأديب کنيد. اين مفهوم را به او القا کنيد که خويشتن داري يک مهارت مهم است.

وقتي که فرزندان کنترل خود را از دست مي دهند بايد چه کرد؟
نشان دادن راههاي مناسب در مقابل موقعيت هاي استرس زا به فرزندان و آوردن مصداق هاي خوبي براي آنها، از اهميت بسياري برخوردار است. با اينکه در برخي مواقع دشواراست، اما از داد کشيدن بر سر فرزندان خودداري کنيد؛ در عوض در برخورد با آنها قاطع و صريح باشيد. هنگامي که فرزندتان کنترل خود را از دست مي دهد، بجاي اينکه شما هم کنترل خود را از دست بدهيد، با خوبي به او بفهمانيد که فرياد کشيدن، گريه و زاري کردن و کوباندن در، رفتارهايي غير قابل قبول بوده و عواقبي براي او در پي خواهد داشت. به آرامي و متانت اين عواقب ( که ممکن است گرفتن امتيازي از وي باشد، مثلا از دست دادن کامپيوترش) را براي او شرح دهيد.
اگر فرزندتان براي بدست آوردن چيزهايي که مي خواهد گاهي اوقات از قهر کردن، گريه و فرياد استفاده مي کند، به او بياموزيد که اين، راه موثري براي رسيدن به خواسته هايش نيست. براي مثال اگر فرزندتان در يک فروشگاه براي خريد آبنبات شروع به گريه و زاري کرد، شما با نخريدن آن، علاوه بر اينکه قبلا براي او دليل نخريدن را توضيح داده ايد، عملا به او نشان مي دهيد که رفتارش غير قابل قبول بوده و تأثيري ندارد. اگر فرزندتان دائما کنترل خود را از دست داده، رفتارهاي مجادله آميز، غير اجتماعي يا بدون فکر از خود بروز مي دهد و کج خلقي اش بيشتر از ده دقيقه به يک شکل طول مي کشد، شايد بهتر باشد موضوع را با دکتر او مطرح کنيد.
براي بچه هايي که در سنين دبستان هستند، اگر اين کج خلقي ها با يکي از رفتارهاي زير همراه بود، بهتر است با پزشک مشورت کنيد:
•بي قراري
•عمل بدون تفکر ( واکنش هاي آني)
•سرکشي
•اختلال در تمرکز
•عزت نفس پايين
•کاهش عملکرد در مدرسه

علاوه بر اين ها، صحبت با معلمين فرزندتان درباره وضعيت کلاس ها و رفتارهاي او در کلاس مي تواند مفيد باشد. شما مي بايست بر اعمال خود نيز نظارت کرده و ببينيد که آيا در عمل هم مي توانيد در موقعيت هاي پر اضطراب خويشتن دار باشيد. اگر نمي توانيد در اين موقعيت ها خود را کنترل کنيد، از مشاور خانوادگي خود سؤا ل کنيد که آيا جلسات مشاوره مي تواند شما را در اين زمينه کمک کند يا خير.

منبع:سایت همسر

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 1:40 توسط مرجان| |




مترجم: امیر رضا در‌گاهی

آيا تا بحال اين حس را داشته ايد؟ بسياري از کودکان اين حرف را مي زنند. البته اين احساس، چندان طول نمي‌کشد. اما اگر اين احساس ماندگار شد، چه؟ مدرسه رفتن هم بخشي از زندگيست و يک حقيقت. مدرسه کمک مي کند تا به آينده اي که براي خود متصور شده ايد برسيد. پس بياييد کمي درباره مدرسه و اموري که در صورت تنفر از مدرسه بايد انجام دهيم صحبت کنيم.

نشانه هاي استرس ناشي از مدرسه رفتن
هنگامي که درباره مدرسه رفتن نگرانيد، اين نگراني روي جسم شما اثر مي گذارد. کودکي که درمورد مدرسه نگران است، ممکن است دچار سردرد يا معده درد شده  و يا احساس سرگيجه بکند.
مشکلات خواب نيز نشانه اي از اين استرس است. اگر به اندازه ي کافي نخوابيد، در طول روز دچار خستگي و بد خلقي شده  و همين بد خلقي، مدرسه را برايتان غير قابل تحمل تر مي کند.
اگر استرس بر شما حاکم شود، در تصميم گيري ها مشکل پيدا خواهيد کرد. صبح که مي خواهيد راهي مدرسه شويد، نمي دانيد چه بخوريد، چه بپوشيد و يا چه چيزي براي نهار ببريد. تمايل نداريد به مدرسه برويد؛ پس همه وسايلتان را کنار مي گذاريد. ديگر قصد نداريد به مدرسه برويد و اتوبوس را هم از دست مي دهيد. گويا دوباره خانه ماندن بهترين راه است، اما با اين کار، فقط رفتن به مدرسه در روز بعد را سخت تر مي کنيد.

چرا برخي از بچه ها از مدرسه متنفرند؟
اگر از مدرسه بدتان مي آيد، اولين گام اينست که دليل آن را پيدا کنيد. شايد به اين خاطر مدرسه را دوست نداريد که يک بچه شرور شما را اذيت مي کند يا کسي را که از او خوشتان نمي آيد، دائما سر به سر شما مي گذارد. شايد هم با معلمتان نمي توانيد کنار بياييد. احساس غريبي داريد و از اينکه دوستان زيادي نداريد احساس نگراني مي کنيد.
بعضي وقت ها نيز مشکل به کلاس ها و فعاليت هاي کلاسي مربوط مي شود. شايد فعاليت کلاسي آنقدر آسان باشد که شما را کسل کند يا آنقدر سخت باشد که احساس کنيد به اندازه ديگرهمکلاسي هايتان باهوش نيستيد تا آن را حل کنيد. شايد روخواني برايتان سخت باشد و با اين حال مجبوريد به دفعات آن را انجام دهيد. اين مسائل شما را  روز به روز عقب مي اندازد و احتمالا هرگز به موفقيت نخواهيد رسيد.
وقتي بدانيد که چرا مدرسه را دوست نداريد، اقداماتي را آغاز مي کنيد تا شرايط را بهتر کنيد.

راه حل
فکر خوبيست که درباره مشکل مدرسه رفتن خود با کسي صحبت کنيد. مادر، پدر، معلم، بستگان نزديک يا مشاور مدرسه، کساني هستند که مي توانند به شما در اين باره کمک کنند. اگر مشکل، آزار و اذيت جسمي و يا ترساندن شماست، حتما آن را با يک بزرگتر مطرح کنيد.
راه ديگر، نوشتن احساسات خود درباره مدرسه در يک دفترچه است. اين روش باعث مي شود احساساتي که درون تان رخنه کرده خارج شوند. البته بايد اين دفترچه را از ديد ديگران مخفي نگه داريد.
اگر احساس آشفتگي کرده  و فکر مي کنيد از پس تکاليف تان بر نمي آييد، معلمها و مشاور تربيتي مدرسه حتما به شما کمک خواهند کرد. آنها از شما توقع دارند تا راه يادگيري اين مسائل را بپرسيد. اگر تمامي مشکلات تان جدي به نظر برسد، مشاور کمک مي کند تا آنها را اولويت بندي کنيد. اگر به کمک هاي ويژه نيز احتياج پيدا کنيد، اين کمک ها در اختيارتان قرار مي گيرد. اجازه ندهيد که مشکلات تان بيش از اندازه طول بکشد. مطمئنا فرا گيري يک فصل، آسان تر از آموختن يک کتاب خواهد بود.

چگونه درباره مدرسه احساس بهتري داشته باشيم
دفعه بعد که احساس کرديد از مدرسه تنفر داريد، اين نکات را بکار ببنديد:

•هر چيزي را که درباره مدرسه دوست نداريد يادداشت کنيد.

•سپس هر چيزي را که در مدرسه از آن لذت مي بريد بنويسيد. ( حتي اگر زنگ تفريح و خوردن نهار باشد؛ همين موارد مي تواند شروع خوبي باشد)

•حال، چه تغييراتي مي توانيد روي ليست " چيزهايي که دوست نداريد" اعمال کنيد؟ آيا اگر معلم، شما را براي پاسخ گويي صدا کند، به ياد داشتن انجام تکاليف موجب مي شود که حس اعتماد به نفس بيشتري بکنيد؟ آيا مي توانيد راهي براي نشان دادن علاقه و استعدادهاي خود پيدا کنيد؟ آيا حتي اگر يک دوست جديد هم پيدا کنيد، احساس تنهايي کمتري مي کنيد؟ يا حتي احساس بهتري نمي کنيد، اگر کسي را از تنهايي درآوريد؟ چه کارهايي براي يافتن دوستان جديد انجام مي دهيد؟

البته همه چيز را هم نمي توانيد در اين ليست تغيير دهيد. شايد آن پسر بچه شرور به اين سادگي ها هم دست بردار نباشد يا شايد رو خواني کردن هميشه يک مشکل باقي بماند؛ اما مهم نيست. به مسائلي توجه کنيد که قادر به تغيير آنها بوده  و بتوانيد طراوت را در مدرسه خود دوباره ايجاد کنيد.

منبع:سایت همسر

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 1:31 توسط مرجان| |