برای تربیت کودک و نوجوان
( کودکان11-7 ساله ) تغذیه مناسب، نقش مهمی در رشد و تکامل کودکان ایفا می کند. با تغذیه مناسب می توانید از بروز بیماری های زود هنگام جلوگیری کرده و نیز خطر مشکلات سلامتی را در آینده کاهش دهید. در این سنین ( بین 11- 7 سال ) درصد چربی بدن افزایش می یابد. این چربی برای افزایش رشد در در این سنین اعضای خانواده نقش مهمی در تعیین نگرش بچه ها در انتخاب غذاها دارند. والدین باید سعی کنند افراد خانواده با هم و در یک زمان غذا بخورند ، زیرا این عمل نقش مثبتی در کیفیت غذا خوردن کودک دارد. رشد کودک به طور پیوسته و یکنواخت است، ولی میزان این رشد به اندازه دوران نوزادی یا دوران بلوغ نیست. مواقعی که رشد کودک کمتر است، اشتها و میزان غذای دریافتی او نیز کاهش می یابد. بچه ها در این سنین مانند نوجوانان نمی توانند مقدار غذای دریافتی را خودشان تنظیم کنند. وقتی که کودک بزرگتر می شود، عوامل خارجی مثل زمان و مقدار غذای موجود، بیشتر از عوامل درونی کنترل کننده گرسنگی، بر دریافت غذای او موثرند. کاهش کالری مورد نیاز در این سنین نسبت به قبل ، بیانگر کاهش رشد، ولی یکنواخت بودن رشد می باشد. کالری مورد نیاز کودک در این دوره سنی بر اساس RDA، حدود 70 کیلو کالری به ازای هر کیلو گرم وزن بدن می باشد در حالیکه برای نوجوانان 14-11 سال، حدود 55 کیلو کالری به ازای هر کیلو گرم وزن بدن در پسرها و 47 کیلو کالری به ازای هر کیلو گرم وزن بدن در دخترها می باشد. همانطور که می بینید میزان کالری توصیه شده برای سنین 14-11 سال ، از مقدار کالری مورد نیاز برای مقدار پروتئین توصیه شده ( بر اساس RDA) برای کودکان 14- 7 ساله، در حدود 1 گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن می باشد. این مقدار پروتئین مورد نیاز به آسانی از طریق یک رژیم نمونه ای فراهم می شود. دریافت پروتئین کافی باعث می شود ، پروتئین غذایی فقط برای رشد و ترمیم بافت های بدن مصرف شود، زیرا در غیر این صورت پروتئین برای تولید انرژی هم مصرف خواهد شد. با دریافت غذاهای حاوی پروتئین با کیفیت بالا ( مثل کارشناسان توصیه می کنند که چربی رژیم غذایی کودک بعد از 5 سالگی باید به صورت زیر باشد: 1- میزان چربی دریافتی بیشتر از 30% کل کالری و کمتر از 20% کل کالری مورد نیاز نباشد. 2- کمتر از 10% کل کالری مورد نیاز، از چربی های اشباع تامین گردد. 3- میزان کلسترول رژیم غذایی کمتر از 300 میلی گرم در روز باشد. همچنین متخصصین به والدین توصیه می کنند حتماً از گوشت و فراورده های لبنی را به عنوان منابع غنی از پروتئین، آهن، کلسیم و سایر مواد مغذی ضروری جهت رشد و تکامل بچه ها استفاده کنند. مقادیر توصیه شده ای برای میزان ویتامین و املاح مورد نیاز کودکان وجود دارد. بر اساس بررسی های به عمل آمده، بچه ها مواد مغذی از قبیل آهن، کلسیم و روی را به مقدار مورد نیازشان دریافت نمی کنند. مقادیر توصیه شده مواد مغذی ذکر شده به شرح زیر است: سن
کلسیم (میلی گرم در روز)
روی (میلی گرم در روز)
آهن (میلی گرم در روز)
8-4 ساله
800
8
10
13-9 ساله
1300
8
8
اگر چه دریافت با دریافت فیبر به مقدار کافی ، از بروز یبوست در کودکان جلوگیری می شود. دریافت فیبر غذایی به مقدار کافی بخشی از یک رژیم غذایی سالم می باشد. برخی از منابع خوب فیبر غذایی عبارتند از: قسمت اول این مطلب تحت عنوان " بهترین روش جهت اطمینان از اینکه بچه ها در این دوره سنی نیازشان به مواد مغذی مختلف تامین می شود، پیروی از
بچه هایی که غذاهای متنوعی را از تمام گروه های مواد غذایی دریافت می کنند می توانند نیازهای تغذیه ای خود را بدون دریافت مکمل تامین کنند. خوردن غذاهای متنوع بهترین راه جهت تامین مواد مغذی مورد نیاز است ، زیرا غذاها علاوه بر ویتامین ها و مواد معدنی ، حاوی سایر ترکیبات نیز هستند. میزان بچه هایی که روزانه بیشتر از 270 سی سی بیشتر بچه های 11-7 ساله مقدار کالری توصیه شده برای این سن را دریافت می نمایند . 53 درصد این کالری از کربوهیدرات ، 14درصد از پروتئین و 33 درصد از چربی ( از این مقدار چربی ، در حدود 12درصد آن چربی اشباع می باشد ) تامین می شود. در حال حاضر مصرف میان وعده در بین بچه ها افزایش یافته است. میان وعده ها و غذاهایی که بچه ها در بیرون از منزل مصرف می کنند ، بیشتر چربی اشباع شده می باشد. تقریباً از هر دو بچه بین 6 تا 8 ساله، یکی دارای چند دندان خراب است. غذاهای حاوی کربوهیدرات به دندان ها می چسبند و باعث تسریع همچنین تحقیقات نشان می دهد ، مدت زمانی را که بچه ها به دیدن تلویزیون اختصاص می دهند، با افزایش میزان بچه هایی که BMI آنها بین صدک 85 تا 95 است ( یعنی در معرض چاقی هستند ) ، ولی مشکلاتی مانند تری گلیسیرید بالا ، کلسترول بالا یا فشار خون بالا ندارند ، نیازی به کاهش وزن ندارند، زیرا کاهش وزن در این دوران باعث کاهش رشد قدی و پیدایش اختلالاتی در غذا خوردن بچه ها می شود و در غیر اینصورت کاهش وزن توصیه می شود.
بچه ها باید روزانه حداقل 60 دقیقه فعالیت بدنی داشته باشند. برای رسیدن به این هدف والدین باید به موارد زیر توجه داشته باشند :
1- با انجام ورزش ، مثال خوبی برای بچه ها می باشند.
2- فرزندشان را در فعالیت های ورزشی وارد کنند.
3- فرزندشان را برای انجام فعالیت بدنی تشویق کنند.
4- باید به جای تماشای تلویزیون و مشغول شدن به بازی های کامپیوتری و سایر بازی های بدون تحرک ، فرزندشان را عادت دهند تا ورزش کنند.
بچه های 11-7 ساله می توانند در تهیه غذا به شما کمک کنند. بچه ها می توانند غذاهای نرم را با چاقو تکه تکه کنند. زمانی که علاقه و توانایی بچه ها به همکاری افزایش یابد، می توانند نقش فعال تری در تهیه و خرید غذا و تنظیم برنامه غذایی داشته باشند.
استفاده از کتاب آشپزی به بچه ها کمک می کند بخوانند و از راهنمایی های آن استفاده کنند. همچنین می توانند در چیدن سفره ، کشیدن غذا و تمیز کردن سفره یا میز کمک کنند. دادن این قبیل مسئولیت ها به فرزند، بخشی از رشد او محسوب می شود.
کمک گرفتن از فرزند در تهیه غذا ، منجر به افزایش علاقه او به غذا خوردن می شود. وقتی که بچه ها در کنار بزرگسالان در آشپزخانه کار می کنند، می توانند بسیاری از کارها را با موفقیت انجام دهند. داشتن صبر و اختصاص دادن وقت کافی کلید موفقیت است.
اگر دوست دارید فرزند خود را در تهیه غذا شرکت دهید ، باید موارد زیر را در نظر داشته باشید :
1- بر تمامی فعالیت های او نظارت داشته باشید.
2- وظیفه ای که به بچه می سپارید ، با توانایی های او مطابقت داشته باشد.
3- جزئیات دستورالعمل کار ، شرح و زمان لازم برای تمرین آن را برای بچه فراهم کنید.
4- قبل از اینکه بچه بخواهد کاری را انجام دهد، دستور العمل آن را برای او تکرار کنید.
5- تمیز کردن وسایل را به عنوان بخشی از وظیفه او قرار دهید. انضباط يعني حذف رفتار غلط از طريق آموزش. به اين ترتيب انضباط صرفا تنبيه نيست و هدف غائي آن آموزش خويشتنداري به كودك است. تنبيه طاقت فرساي كودك به منظور كنترل رفتار او فرايند يادگيري را مختل كرده و در قبال تكيه بركنترل خارجي بهاي گزافي رامي پردازد كه همانا تكوين نيافتن خويشتنداري است. روشهاي شايع و موثر در كنترل رفتار نامطلوب كودكان عبارتند ازسرزنش؛ تنبيه بدني وتهديد كردن ؛كه آثار جانبي زيانبار بالقوه اي براحساس امنيت و اعتمادبه نفس كودكان دارند. هر چه از سرزنش بيشتر استفاده شود اثربخشي آن بيشتر تقليل مي يابد. نبايداجازه داد كه دامنه سرزنش از ابراز ناخشنودي درباره يك ميل خاص كودك تجاوز كرده وبه عبارات تحقيرآميزي برسد كه كودك ممكنست آنرا به منزله فقدان علاقه به خودتلقي كند. سرزنش ممكنست تا سطح بدرفتاري رواني افزايش يابد. تاثير تنبيه بدني خفيف وتكراري نيزبتدريج كم شده و والدين را وسوسه مي كند تا تنبيه جسمي را شديدتر كنند و به اين ترتيب خطربدرفتاري باكودك را افزايش مي دهد. شايد قويترين و از نظر روانشناسي ؛زيانبارترين راه كنترل كودك آن است كه والدين تهديد كنندكه كودك را رها يا از او صرف نظر مي كنند.كودكان در هرسني ممكنست تا مدتها پس ازتهديد در ترس و اضطراب باشند كه مبادا والدين را ازدست بدهند. يكي از روشهاي رايج ديگر عبارتست از تقويت مثبت رفتار پسنديده كه وسيله اي كارآمد براي شكل دادن به رفتاركودك است؛ بويژه اگرتقويت مثبت بلافاصله پس از رفتار پسنديده صورت گيرد. اين روش؛ خويشتنداري و اعتماد به نفس را تقويت مي كند. تربيت فرزند شامل برقراري توازني پويا بين محدود كردن ازيك سو و دادن آزادي ابراز وجود و امكان كاوشگري و تشويق آنها ازسوي ديگراست. كودكاني كه رفتار غير قابل كنترل دارند هنگامي كه براي رفتارهايشان محدوديتهاي روشني تعيين وبرآنها تاكيد مي شوداصلاح شوند.به طور كلي با اعمال محدوديتهاي روشن ؛كودك احساس راحتي وامنيت بيشتري مي كند. به هرحال والدين بايد درمورد زمان ومكان اعمال محدوديت با يكديگر توافق داشته وسپس باتوجه به قدرت شناخت كودك؛محدوديت وپيامد شكستن آن را بوضوح به وي نشان دهند.تاكيد بر اجراي محدوديت بايدثابت ومحكم باشد. يادگيري تعداد زيادي ازحدومرزهاي رفتاري براي كودك دشواربوده و ممكنست مانع رشد طبيعي خودمختاري دركودك شود لذاحد و مرزهابايد منطقي وباتوجه به سن و مزاج كودك و سطح رشد و نمو تعيين شوند. خاموش شدن نيزروشي منظم براي حذف يك رفتار آزاردهنده ونسبتا بي ضرر باناديده گرفتن آن است.براي انجام اين شيوه ابتدا بايد دفعات عادي بروز رفتارثبت شود تادرك واقع گرايانه اي ازابعاد مشكل وارزيابي ميزان پيشرفت درحذف آن بدست آيد .بايدبه جاي رفتارنادرست ؛رفتارمثبت وپسنديده اي كه والدين بتوانند آنرا تقويت كنند به كودك ياد داد. والدين بايد بدانندكه رفتار ناپسند قبلي ؛ پيش ازآنكه كاهش يابد؛ممكنست تاهفته ها دفعات وشدت آن افزايش داشته باشد. روش محروم كردن نيز يكي ازروشهاي بسيار مفيد ديگر براي تغيير رفتارهاي نامناسبي كه نمي توان آنها را ناديده گرفت مي باشد. اين روش شامل يك دوره كوتاه انزواست كه سبب قطع رفتار مي شود. انجام اين روش در ابتدا مستلزم تلاش قابل توجهي از سوي والدين است. روشهاي ساده انزوا از قبيل ايستانيدن كودك در گوشه اتاق يا فرستادن او به اتاق خودش ممكن است مؤثر باشند. گراين روشها مؤثر نباشند؛ روش سيستماتيك تري را بايد به كارگرفت .مثلا يكي از برنامه هاي درماني بسيارمؤثر در روش محروم كردن آن است كه هنگام وقوع رفتارمورد نظربازي كودك راقطع واوراواداركنيم كه درمحل منزوي ملالت باري براي مدت كوتاهي بنشيند.اين پيامد اجتناب ناپذيروناخوشايند رفتار نامطلوب موجب مي شود كه كودك ياد بگيرد ازاين رفتار اجتناب كند. اگر شيوه محروم كردن باتوجه به حقيقت امروبدون ابرازخشم توسط والد انجام شود؛ وسيله آموزشي پرقدرتي است كه احتمال آثار جانبي آن كمتر از ساير روشهاي انضباطي است اجتماعی كردن فرزندان در جوامع كنوني، اغلب والدين خواستار آنند كه فرزندانشان بتوانند راه و روش زندگي خود را به درستي انتخاب كنند يعني اين كه مثلاً به دانشگاه و ديگر مراكز عالي راه يابند و يا در انتخاب همسر دچار هيچ گونه لغزش و سستي نشوند و در نهايت بتوانند در جامعه خود، شخصيت و حرفه خويش را به تثبيت برسانند. اگر از والدين سؤال شود كه آيا دوست دارند فرزندشان در آينده بتواند در اجتماع پيروز و موفق باشد، بي شك پاسخ خواهند داد! «بله، البته!» اما متأسفانه بسياري از والدين حتي كمترين فرصت را به كودكان خود نمي دهند تا آنان مجال اين را داشته باشند كه افكار و احساسات خود را آشكار سازند. اغلب والدين از كودكانشان انتظار دارند كه ساكت بوده و تسليم خواست هاي آنان باشند، به خصوص در اوقاتي كه در خارج از خانه همراه آنان هستند و اين انتظار حداقل تا سن 20 سالگي فرزند ادامه دارد و بعد از اين سن آنان منتظرند كه حصارها شكسته شود و فرزندشان بتواند بر تمامي معضلات اجتماعي فايق آيد! اجتماعــــي شدن، بايد آمـــوخته شود. به طور كلي ايجاد يك ارتباط مستحكم در خانواده، از اساسي ترين نمودهاي خانواده اي قدرتمند است و اين ارتباط به كودكان احساس استواري مي دهد؛ يعني اعتماد به نفس و در نهايت يك قدرت دفاعي در برابر هجوم فشارهاي خارجي! اما خود اين ارتباط الزاماً بايستي در روابط مابين پدر و مادر به وجود آيد و آنها به عنوان معلمين اوليه كودكان خود، بهترين نمونه براي هريك از آنها هستند و همان طور كه مكرر در اين سلسله مقالات ذكر شده كودكان بسياري، عادات و رفتار خود را از والدين كسب مي كنند. ولي پيوند اين ارتباط مي بايستي از دوران طفوليت كودكان شروع شده و به طور مستمر ادامه پيدا كند. به عنوان مثال وقتي مادري در حال پوشانيدن لباسهاي كودك خردسال خود مي باشد بايد به او توضيح دهد كه در حال انجام چه كاري است و يا هم اكنون پدر مشغول انجام چه وظيفه اي مي باشد و حتي الامكان جزييات را نيز توضيح دهد. والدين بايستي تا جايي كه برايشان مقدور است با كودكان خود صحبت كنند و به آنها بفهمانند كه به چه اندازه به آنان علاقه مندند و علت اين عشق و علاقه چه چيز مي باشد! همچنين پدر و مادرها مسئولند كه براي علايق و قدرت تشخيص فرزندان خود احترام قايل شوند، به طوري كه آنها باور كنند كه وجود دارند و مي توانند فكر كنند و نظرياتشان نيز مهم است. والدين همچنين مسئولند كه فرزندان خود را از وقايع پيرامون خود آگاه سازند و به آنان توضيح دهند كه در محيط پيرامونشان چه وقايعي در شرف انجام است؛ حتي اگر آنان قدرت تحليل اين رويدادها را هم نداشته باشند، زيرا توضيحات به آنها مي فهماند كه مي بايستي خود را آماده كنند تا چيزهاي بيشتري بفهمند و حداقل كارآيي اين توضيحات اين است كه كودكان با الفاظ و لغات جديدتري آشنا مي شوند و سرانجام زماني مي رسد كه آنان نيز مي توانند خود را در بحث با شما شريك سازند، آن زمان شما مي توانيد از تمايلات دروني كودكان خود باخبر شويد و در نهايت از علايق اوليه آنان مطلع خواهيد بود. ارتباط مستلــــزم صـــــرف وقت است. براي ايجاد يك ارتباط منظم و منطقي، والدين بايستي از اوقات مفيد خود سرمايه گذاري كنند و حتي الامكان اوقات ويژه اي را براي اين مهم در نظر بگيرند. به عنوان مثال اگر شما در حال رانندگي هستيد، مي توانيد راديو ماشين را خاموش كرده و به فرزندتان نشان دهيد كه آماده ايد تا با وي صحبت كنيد و اين امر به او مي فهماند كه گوش دادن به راديو كم اهميت تر از صحبت هاي او مي باشد. به تجربه ثابت شده كه كودكان زماني بيشتر تمايل به ايجاد ارتباط با ديگران دارند كه به آنها اهميت داده شود. يعني پدر و مادر نبايد در حالي كه مشغول انجام كاري هستند با بي اعتنايي فرزند خود را طرف صحبت قرار دهند. متأسفانه يك مشكل اجتماعي كه در ارتباط با بسياري از خانواده ها مطرح مي باشد، اين است كه پدر و مادر هر يك به نوعي تا آن اندازه درگير مسايل خود هستند كه ديگر وقتي براي دلجويي از فرزندان برايشان باقي نمي ماند و اين در حاليست كه اين ارتباط از هر وظيفه اي مهم تر است. پدر يك خانواده نبايد خود را آن قدر گرفتار مسايل خارجي نمايد كه مادر نقش يك مفسر را براي او بازي كند. در ميان عوام جامعه اين طور به نظر مي رسد كه صرف وقت براي صحبت هاي به ظاهر بي ارزش فرزندان كاري بس عبث است. تازه اين دسته اگر قدري انصاف داشته باشند از اوقات بي خاصيت براي صحبت با فرزندانشان استفاده مي كنند اما به راستي، شما پدر و مادري كه در برابر فرزند خود مسئول هستيد براين باوريد؟ آيا اين واقعيت را مي دانيد كه همين صحبت هاي به ظاهر كم ارزش به چه ميزان در بارور شدن شخصيت اجتماعي فرزند شما مؤثر واقع خواهد شد؟! مطمئن باشيد كه اگر يك برنامه ريزي صحيح در تقسيم اوقات خود داشته باشيد اين ايجاد ارتباط هرگز لطمه اي به انجام ديگر وظايف شما وارد نخواهد كرد. به اين مهم نيز توجه داشته باشيد كه فرزندان شما نيازمند صحبت و گوش كردن به حرف هاي شما هستند و انجام اين امر آنقدر پر ارزش و با اهميت است كه جاي آن را هيچ وقت ديگري پر نخواهد كرد! وقت مناسب چه زمانـــــي است؟ از نقطه نظر رواني و از مجموع تحقيقات و تجربياتي كه در اين زمينه به دست آمده، مناسب ترين زمان براي صحبت با فرزندان زماني است كه آنها بايستي به رختخواب رفته و بخوابند! همواره بسياري از مادران گله دارند كه كودكانشان از خوابيدن به موقع سرپيچي مي كنند و بسياري از آنان تمايل دارند همراه با بزرگترها بيدار بمانند. با در نظر گرفتن اين مسأله، پدر و مادر مي توانند بهترين استفاده را از چنين فرصتي بكنند. يعني در حالي كه براي آنها داستان يا واقعه اي مستند تعريف مي نمايند مي توانند آنان را دعوت به خواب كنند و همچنين اين زمان مناسب ترين موقع براي آشنا كردن فرزند با مطالب جديد است، مثلاً مادر مي تواند با نشان دادن كتابي مصور و تعريف وقايع مرتبط، به اطلاعات كودك بيفزايد و يا از تجربيات دوران كودكي خود كه بسياري براي كودك جذاب است تعريف كند. از ديگر زمان هاي مناسب، زمان صرف ناهار و شام است. خوب است حتي الامكان همه افراد خانواده در سر ميز ناهار و شام حاضر باشند و بعد از صرف غذا است كه شما و پدر گرامي مي توانيد با يكديگر مشغول گپ زدن شويد و در مورد مسايل دلخواه كودكان با آنان به مشاوره بپردازيد. اما توجه داشته باشيد كه با صحبت خود موجبات اخلال در غذا خوردن را فراهم نسازید. تـــــوجه به صحبت هاي كـــــودكان بد نيست بدانيد كه هر سيستم ارتباطي داراي دو محور مي باشد. در اين زمينه محور اصلي شما هستيد كه مي بايست به حرف ها و درددل هاي كودكانتان گوش فرا دهيد. به راستي هيچ چيز بدتر از اين يك كودك را نمي رنجاند وقتي كه احساس كند صحبت هاي او براي والدينش بي ارزش تلقي مي شود و والدين به گفته هاي فرزند چندان توجهي ندارد. در بسياري موارد ممكن است حتي داستان ها و وقايعي كه كودك شما تعريف مي كند ساختگي و حتي احمقانه به نظر رسد. اما اين وظيفه شماست كه تمامي حواس خود را متوجه صحبت هاي فرزند خود كنيد و چه بسا بهتر است در موقع گوش دادن، حتي الامكان يك تماس فيزيكي با او برقراري كنيد و با نوازش كردن فرزند خود، به او احساس امنيت و اعتماد به نفس بدهيد زيرا اين حركت شما به كودك مي فهماند كه نكته ها و حرفهايش براي شما مهم تلقي مي شود. اما يكي از فوايد پرارزش توجه به گفته هاي فرزند در آن است كه شما در ميان پيام هاي جگرگوشه خود، به چگونگي حالات رواني او پي خواهيد برد و اگر احياناً كودك شما از مسئله اي خاص نگراني داشته باشد به طور قطع اين مشكل در گفته هاي او متبلور خواهد شد. بالاخره اين كه اگر به هيچ وجه وقت گوش دادن به حرف هاي فرزند خود را نداريد، حتماً به او قول بدهيد كه بعداً به حرف هايش گوش خواهيد داد. اما نوع برخورد شما در اين ميان نيز حائز اهميت است. زماني كه به صحبت هاي كودك خود گوش مي كنيد هرگز حالتي به خود نگيريد كه او احساس كند، مي خواهيد محكومش كنيد، زيرا در بسياري از موارد يك برخورد نامعقول مي تواند همه چيز را خراب كند و كودك را به اتخاذ موضعي محتاطانه وادارد؛ موضعي كه در نهايت موجب سلب اعتماد به نفس وي خواهد شد .شما پدر و مادر عزيز بايد همواره اين اصل را مد نظر بگيريد كه از كودكانتان يعني افراد جامعه فردا به هيچ عنوان انتظار نداشته باشيد كه طرز تفكري همانند شما داشته باشند اگر آنان طرز تفكري غير از طرز تفكر شما دارند بايستي مورد تشويق قرار گيرند و نقش واقعي ما در آن است كه فرزندان خود را مستقل از خويش تربيت كنيم و اگر زماني اين امر ميسر گرديد، آن وقت پدر و مادر موفقي خواهيم بود. كنتــــرل حــــركات كـــــودك يكي از نكات مهمي كه در هنگام صحبت با كودكان بايستي رعايت كنيد اين است كه هرگز نبايد به صحبت هاي آنان بخنديد، مگر در صورتي كه خود آنان مرتكب اين عمل شوند. تمامي توان خود را بايستي به كار ببنديم كه در اين هنگام بسيار جدي برخورد كنيم. شايد بسياري از حرف هاي كودكانه براي والدين خنده آور باشد، اما براي كودك همين حرف هاي به ظاهر بي اهميت تمامي شخصيتش را تشكيل مي دهد. اگر از شما احياناً برخوردي توأم با تمسخر سر بزند، كودك به شما اطمينان نخواهد كرد و در حقيقت يك محدوديت در صحبت را رعايت خواهد نمود و درست از همين نقطه است كه ارتباط شما با او سست خواهد شد! از ديگر موارد كنترل در حركات، داشتن صداي ملايم و گرم به هنگام صحبت كردن است .هرگز يك پدر و مادر نبايستي با فرزند خود با صداي بلند صحبت كند. حتي اگر خطايي هم از آنان سرزده باشد، چه بسا بهتر است با نرمي و ملاطفت با آنان برخورد شود. به هنگام صحبت با كودكان حتي الامكان بايستي رعايت تواضع و فروتني را داشته باشيم و اگر در جايي لازم شد از عذرخواهي دريغ نكنيم، بخصوص در مواردي كه آنها را از روي اجبار تنبيه كرده ايم. سرانجام از مهم ترين عوامل كه به اين قسمت از مطلب ما مربوط مي شود، اين كه: يك پدر و مادر با شخصيت هرگز نبايد كودك خود را به اسمي غير از نام واقعي او صدا بزنند و به گفته اي ديگر اين كه نبايد خود ما بر روي آنان نامي غيرمنطقي بگذاريم، نامهايي نظير «خيكي، بوفالو، خنگ» و... زيرا به تجربه ثابت شده كه نهادن اين گونه اسامي به كودكان عكس العمل بسيار ناهنجاري دارد و ادامه اين حركت ناخوشايند منجر به اين خواهد شد كه به تدريج خود آنها باور كنند كه واقعاً داراي اين صفات هستند و در نتيجه از كودكي خود را در برابر هر فشار خارجي تسليم خواهند كرد زيرا در حقيقت «احساس شخصيت» در آنان به نوعي كشته شده است! خــــوش قولـــــي و استــــــواري يكي از وظايف پدر و مادر مسئول در قبال فرزند خويش آن است كه به قول خود وفادار باشند و زماني كه وعده اي به فرزند خود مي دهند، حتماً به آن عمل كنند و هرگز با گفتن عباراتي مانند «ببينم چه مي شود» آنان را سرگردان نكنند و اگر واقعاً امكان انجام آن عمل براي آنان مقدور نيست بي درنگ جواب منفي خود را صادر كنند و در صورت امكان دليل اين امتناع را براي كودكان خود توضيح دهند. زماني كه به فرزند خود دستوري مي دهيد، سعي كنيد تا حد ممكن آن دستور واضع و صريح باشد. به عنوان مثال اگر از او مي خواهيد كه حياط خانه را تميز كند، شكل انجام آن را به صورت كلي نخواهيد و سعي نماييد تا دستورات خود را جزء جزء صادر كنيد! به هر حال از فاكتورهاي با اهميت در تعليم و تربيت مدرن امروزي اين است كه والدين بايستي همواره با فرزندان خود با نرمي و ملاطفت رفتار كنند و تا جايي كه مقدور است نسبت به آنان سخت گير نباشند زيرا در صورت چنين رفتاري، فرزندان با والدين خود به نوعي بيگانه خواهند شد و در نتيجه پدر و مادر از احساسات و خواست هاي آنان دور خواهند افتاد و اين يعني شروع يك تراژدي اسف بار در راه تعليم و تربيت فرزند. آشتی غريبه های کوچک کودکان، امروز با هم دوستان صميمي هستند و فردا به ظاهر دشمن مي شوند. هرکسي که با آنها از مدرسه به خانه مي آيد دوست لحظه اي آنهاست. بدين ترتيب گردهمايي ها و گروههاي دوستان مداوم تشکيل مي شوند و از هم مي پاشند. والدين زماني که کودکشان براي دوست يابي و نگه داشتن آنها مشکل پيدا مي کند، احساس ناتواني مي کنند. هر نوباوه اي نيازمند چند دوست خوب و يا گروهي است که بتواند آنها را متعلق به خود بداند، زيرا با داشتن آنها مي تواند چيزهاي زيادي درباره خودش بياموزد. حال به راهکارهايي براي دوست يابي و حفظ دوستان از سوي کودکان دقت کنيد. براي کودکان در تمام سنين ، تجارب زودهنگامي فراهم کنيد. اگر کودک خردسالي ، امکان برقراري ارتباط با ديگران را نداشته باشد، نمي تواند بياموزد که چطور در اجتماع رفتار کند. به او مهارت هاي اجتماعي را بياموزيد و هنگامي که دوستي اش خاتمه يافت يا احساس مشکل کرد به او کمک کنيد. براي زمان بازي خردسالان و کودکان قبل از سنين مدرسه برنامه ريزي کنيد. اطمينان يابيد که کودک نوپاي شما فرصتهاي زيادي دارد که با ديگر کودکان باشد. اگر در محلي که زندگي مي کنيد کودکان زيادي نيستند، کودکان را براي بازي دعوت کنيد. موقعيت و زمان بازي را تا هنگامي که روابط تثبيت نشده اند و بزرگسالان نيز علاوه بر کودکان همديگر را نشناخته اند، محدود کنيد. روي اولين تجارب کودکان نظارت کنيد و آماده باشيد تا با دخالت در کارشان بازي آنها را آسان کنيد. گـــــــردشهاي خانوادگـــــــي اجتماع چند گروه خانواده فرصت خوبي براي ورود کودکان در موقعيت هاي اجتماعي به همراه کودکان سنين مختلف فراهم مي کند. اين موقعيت ها به کودک شما فرصت مي دهد مهارت هاي اجتماعي را به کار گيرد و در عين حال نظاره گر ارتباط شما با مردم ديگر باشد. همچنين گردشهاي خانوادگي باعث ايجاد پيوندهاي عميق داخل خانواده مي شود و بعدها که کودکتان بايد مقابل فشار گروه همسالان ايستادگي کند؛ چنين گردشهايي نتيجه خود را نشان خواهد داد. پافشاري نکنيد. کودک را در مقابل مردم انگشت نما نکنيد، از جملاتي مثل « نمي توني به دايي ات سلام کني؟» يا « براي همه از يک تا ده بشمر» بپرهيزيد. هرچقدر کودک در موقعيت هاي اجتماعي به خودش توجه بيشتري داشته باشد، احساس راحتي براي او مشکل تر خواهد بود. به کـــــودک بــــرچسب نــــــــــــزنيد توصيف کودکتان به عنوان خجالتي ، تنها، ساکت و يا سرد، روشي غلط است که بعد تاوانش را پس خواهيد داد. براي نمونه در حال گذشتن از کوچه هستيد و به آشنايي برمي خوريد. مريم 2 ساله يا بيشتر در سلام کردن يا حتي نگاه به فرد آشنا ترديد دارد. رو به فرد آشنا مي کنيد و مي گوييد « مريم خجالتيه » ولي نمي دانيد که با برچسب زدن به کودکتان رفتار او را تقويت مي کنيد. عينا زماني که به کودکتان برچسب انزواطلب و يا دچار مشکل در دوست يابي را مي زنيد، رفتار اجتماعي نامناسب را در او برمي انگيزيد. در حالي که مي توانيد با گفتن جملاتي او را تشويق کنيد تا اجتماعي تر باشد. «تازه الان ديدنتون چند دقيقه طول مي کشه تا بهتون عادت کنه.» اين جمله را به جاي اين که بگوييد «هميشه همين طوره» به کار ببريد. کشف علت دوست گــــريــــــزي کــــودک اگر کودکتان در ايجاد و نگهداري دوستي ها مشکل دارد، بکوشيد علت آن را دريابيد آيا آنقدر حساس است که هميشه احساساتش جريحه دار مي شود و دوستانش را از دست مي دهد؟ آيا ساکت است و نسبت به ارتباط با ديگران بي تفاوت است؟ آيا تهاجمي و قلدر است و به همين علت کودکان ديگر نمي خواهند با او باشند؟ آيا از مهارت هاي اجتماعي برخوردار نيست؟ آيا مهارت هاي لازم را براي يک دوست باوفابودن ندارد؟ صحبت با کــــــــــودک دقيق باشيد. درباره رفتارهايي که مشاهده مي کنيد و اين که چگونه موجب تاثيرگذاري بر روابط مي شوند، گفتگو کنيد. درباره دوستي صحبت کنيد. اگر کودک به دليل تمام شدن يک رابطه دوستي از نظر رواني آسيب ديده است، درباره وضعيت دوستي ها و اين که چطور طي سالها دوستان زيادي خواهد داشت که بعضي از آنها به مدت طولاني و بعضي از آنها تنها مدت کوتاهي دوست او خواهند بود، گفتگو کنيد. به او بگوييد اغلب مردم انواع زيادي دوست دارند. مانند يار ورزشي ، همدرس و تعداد کمي ياران مورد اعتماد دارند. مشخصات يک دوست خوب را بگوييد، از کودک بخواهيد نام يکي از همکلاسي هايش را که همه او را دوست دارند بگويد و سپس درباره خصوصيات او چنين بپرسيد: چطور رفتار مي کند؟ چه کارهايي انجام مي دهد؟ ويژگي هاي يک دوست خوب چيست ؟ کداميک از اين ويژگيها را از کودک شما دوست داريد و داشته باشد؟ تعييـــن اهــــداف دوستــــــــي با همديگر در اين باره صحبت کنيد که دوست دارد چه مهارت هاي اجتماعي و چه طور دوستي هايي داشته باشد، بيشتر کودکان مي توانند به آساني کودکاني را که دوست دارند، با آنها دوست باشند، نام ببرند. ارائه الگــــوي مناسب کودک شما خواهد کوشيد دقيقا مانند شما رفتار کند. بنابراين به ياد بسپاريد زماني که شما را در حال خوش آمدگويي به مردم ، گفتگوي تلفني ،خريد، بازي و يا انجام هر کار ديگري با مردم مي بيند، الگوي رفتار اجتماعي را به او نشان مي دهيد. اگر خجالتي بودن يکي از مشخصات شماست ، او ممکن است از خجالتي بودن شما تقليد کند و بنابراين، شايد لازم باشد که اين مشخصه خودتان را تغيير دهيد. به ياد بسپاريد که مهارت هاي اجتماعي ديگري هستند که شما به طور ناخودآگاه در حال آموختن آنها به کودکتان هستيد؛ حتي اگر ترجيح مي دهيد که آنها را ياد نگيرد. ايفـــاي نقـــش بـــراي آمـــوزش کـــودک اجراي نمايش ، فرصتي عالي در اختيار شما قرار مي دهد که روشهاي مناسب رفتار با ديگر مردم را به کودک ارائه دهيد. از کودکتان بخواهيد که آنها را طوري که مشکل ايجاد نکند تمرين کند. ابتدا موقعيت هاي ساده اي را نشان دهيد و سپس آنها را پيچيده تر کنيد. موقعيت ها مي تواند شامل دعوت يک دوست به بازي ، رد يک دعوت ، مخالفت مسالمت آميز، صحبت با تلفن ، خوشامدگويي به ميهمانان ، گفتگو با کودکان و بزرگسالان و يا نمونه اي از يک ورزشکار خوب باشد. نقشها را بين خودتان عوض کنيد. مهارتهــــاي گفتگـــو را آمـــوزش دهيد. موارد زير را تمرين کنيد: سلام کردن، معرفي، پرسيدن پرسشهاي خاصي براي ادامه يافتن گفتگو مثلا چه خبر؟ ديگه چطوري ؟ تکرار نامها را آموزش دهيد. نقش معرفي کردن افراد را گوشزد کنيد و به کودک بگوييد نام ديگران را تکرار کند، تا اطمينان يابد آنها را به خاطر خواهد آورد. افزون بر آن، شخص ديگر لذت مي برد که کودک آنقدر مبادي آداب است که مي خواهد اسمش را درست ياد بگيرد. همچنين به کودک بياموزيد که پذيرفتني است که بعد از معرفي شدن به فردي دوباره از او بخواهيد نامش را تکرار کند. فـــــرصتهايي بـــــراي تمـــــــرين به کودک فرصت دهيد، مهارت هاي جديدش را به کار گيرد. بدون مجبور کردن او را تشويق کنيد دوستان ديگر را براي بازي دعوت کند. به او پيشنهاد کنيد با هم فيلم ببينند، ساندويچ بخورند يا به تماشاي فوتبال بروند. به سوي موقعيت هاي طولاني تر و کمتر برنامه ريزي شده برويد. به تدريج زماني را که کودکان با هم سپري مي کنند، زياد کنيد. براي مثال، به او پيشنهاد کنيد دوستي را بعد از مدرسه براي بازي دعوت کند و يا اين که شب را با او بگذراند. ابتدا فعاليت هاي ويژه اي را پيشنهاد کنيد تا با آنها زمان را پر کنيد، مانند پختن شيريني با شما و يا رفتن به پارک. سپس خودتان را از برنامه بيرون بکشيد، ولي آماده باشيد زمان خالي آنها را با يک پيشنهاد خوب پر کنيد. نظـــــارت و تشــــــويق بگذاريد کودک بداند چه کاري دارد مي کند. اين کار را با دادن نمره انجام ندهيد، بلکه به او بگوييد. از تحسين استفاده کنيد. چند کلمه تحسين آميز به کار ببريد تا به کودک بگوييد چقدر خوب با دوستش کنار آمده، با ميهمان صحبت کرده يا اين که در موقعيت هاي اجتماعي چقدر هوشمندانه عمل کرده است. به او اطمينان بدهيد گاهي دوستي ها ادامه نمي يابند و حفظ ارتباط ممکن است کاملا در کنترل کودکتان نباشد. او را مطمئن سازيد که اين گونه مسائل هرازگاه اتفاق مي افتد، ولي در آينده دوستان پايدارتري خواهد يافت. آموزش لمس بد و خوب به کودکان دكتر دانيل گلمن برگردان: حميدرضا بلوچ
يكي از موارد آموزنده كه بايد مورد توجه قرار بگيرد سوءاستفاده جنسي از كودكان است. در آمريكا هر ساله در حدود دويستهزار مورد سوءاستفاده جنسي گزارش ميشود كه هر ساله 10درصد به آن اضافه ميشود. بيشتر كارشناسان معتقدند كه بين 20 تا 30 درصد از اين تعداد را دختران و تقريبا نيمي از آن را قربانيان پسر تشكيل ميدهد. دوستای گلم اینم یه لینکه برای کودکان لطف کنید یه سری بزنید خیلی قشنگه www.koodakestan.com تغذیه در کودکان بد بچه های بد غذا بدغذايي كودكان مشكل مشترك بسياري از پدر و مادرهايي است كه نگران نرسيدن مواد غذايي لازم و كافي به فرزندانشان هستند. كــــودكاني كه با وسواس و ديرپسندي غذا مي خورند به ۲ گــــروه تقسيم مي شوند: · عده ای ميل ندارند غذاهاي ناآشنا را تست كنند · عده اي ديگر حتي با خوردن بسياري از غذاهاي معمولي مشكل دارند. كودكاني كه به امتحان غذاهاي جديد تمايل ندارند و به عبارت ديگر نوگريز هستند، معمولاً به درجات بالاتري از اضطراب دچارند. اغلب مادران اين بچه ها هم ميل چنداني به امتحان غذاهاي جديد ندارند. محققان معتقدند كه اين نوگريزي غذايي،يا يك ويژگي شخصيتي نسبتاً ثابت است و يا تا حدودي جزو خصيصه هاي طبيعي دوران كودكي است كه كودكان با بزرگ شدن و مواجهه با غذاهاي متنوع از آن دست برميدارند، اما گروه ديگر،مشكل پسندان هستند كه نسبت به خوردن بسياري از غذاهاي آشنا هم بي ميلند. معمولاً اين ويژگي از خصوصيات شخصيتي آنها نيست و با افزايش تجارب زندگي امكان تعديل آن وجود دارد.مشكل پسندي در غذا ميتواند بازتابي از يك دلزدگي و بي علاقگي ديرين نسبت به غذا باشد. خوارشدن غذا نزد اين گروه مي تواند مقاومتي در برابر تلاشهاي كنترل كننده والدين تلقي شود. اين دسته كودكان معمولاً مادراني دارند كه احساس ميكنند زمان كافي براي صرف غذاي كامل ندارند و در رژيم غذايي شان مواد غذايي گياهي به اندازه كافي وجود ندارد. پدر و مادرها نبايد تصور كنند كه با افزايش سن كودكان،عادت بدغذايي از سر آنها مي افتد. از سنين 2 و 3 سالگي تا 8 سالگي،تعداد غذاهايي كه كودك به خوردن آنها تمايل ندارد، تغيير نمي كند.در واقع، غذاهاي جديد در سنين پايين تر بسيار راحت تر از سنين 4 تا 8 سالگي پذيرفته ميشوند.پس با گمان اينكه فرزندانتان هنوز خيلي كوچك هستند، نبايد آنها را از خوردن گستره وسيعي از غذاها بازداريد. براي اين كه بتوانيد عادت خوب خوردن را در فرزندتان پايه گذاري كنيد، بايد، غذاهاي سالم گوناگوني براي او آماده كنيد. شگفت آور اين كه نوزادان معمولاً سبزيها و موادغذايي گياهي بيشتري نسبت به كودكان نوپا دريافت مي كنند. همين طور كه نوزاد بزرگتر مي شود، ميزان سبزيهاي دريافتي او نيز بسته به علايق مادر و ساير افراد خانواده دستخوش تغيير مي شود. اگر تهيه سبزيها دشوار و زمان بر باشد و يا مورد علاقه ديگر اعضاي خانواده نباشد، از چرخه غذايي حذف مي شود. در نتيجه مصرف برخي غذاهاي ضروري براي كودك محدود و محدودتر مي شود. يافتن راههاي سريع طبخ و آماده سازي سبزيها براي همه سودمند است و بايد به عنوان اولويت در برنامه و رژيم غذايي قرار گيرد. براي اينكه بتوانيد ذائقه كودكتان را نسبت به غذاهاي متنوع علاقه مند كنيد، بايد به او نشان دهيد كه چقدر از خوردن غذاهاي سالم و گوناگون لذت مي بريد. كودكان معمولاً غذاهايي را انتخاب مي كنند كه نزديكانشان آن غذاها را با شور و شوق مي خورند. مادراني كه در سكوت محض و بدون هيچ توضيحي به كودك غذا مي دهند، نسبت به آنها كه با شور و شوق و علاقه به كودك غذا ميدهند، اثر بسيار كمتري بر نوع تغذيه فرزندشان دارند. براي اينكه بتوانيد اخلاق بد غذايي را كاهش دهيد، هرگز غذا خوردن را به صحنه جنگ قدرت تبديل نكنيد، پزشكان و متخصصان تغذيه معتقدند پيامد چنين رفتار خشك و كنترل مآبانه اي باعث تشديد بدغذايي خواهد بود. در زمينه تغذيه كودك كمي با او راه بياييد. بهتر است والدين و پرستار تصميم بگيرند چه غذايي و در چه زماني صرف شود و از سوي ديگر به كودك نيز چنين اجازه اي داده شود كه خودش تصميم بگيرد چه اندازه غذا بخورد. به اين ترتيب، كودك ياد مي گيرد چگونه به پيامهاي گرسنگي داخلي بدن، براي خوردن مقدار مورد نيازش پاسخ دهد. قانون بايد ته بشقابت را پاك كني را كنار بگذاريد. با به كار بستن همه اين تدابير و كمي بردباري مي توانيد اميدوار باشيد كه بر بدغذايي فرزندتان غلبه خواهيد كرد استقلال کودک با غذا خوردن آزاد رشد می کند والدين بايد از تغذيه اجباري کودک خودداري کنند و کودک را هنگام غذا خوردن آزاد بگذارند تا احساس استقلال کودک رشد کند و با احساس رضايت از تعذيه، از آن لذت ببرد. غذاهاي متنوعي براي کودک تهيه کنند و به او اجازه امتحان تمام غذاها را بدهند تا کودک از بين آنها غذاي مورد علاقه خود را انتخاب کند و از تحميل سليقه خود در انتخاب غذا به کودک بپرهيزند. شامل غذاهايي باشد که علاوه بر رفع گرسنگي ، مقدار لازم و کافي از هر يک از عناصر غذايي و مواد مغذي براي وصول به تندرستي کامل را در بر داشته باشد ، يکي از مهمترين راهها براي اطمينان از تامين نيازمندي هاي تغذيه اي کودک ، استفاده از چهار گروه اصلي غذايي ، شامل گروه شير و لبنيات ، گروه نان و غلات ، گروه گوشت و تخم مرغ ، حبوبات و مغزها و گروه ميوه و سبزي است. غذاي دلخواه کودک را تهيه کنيد و اگر به دلايلي کودک ميل به خوردن غذا ندارد، از يک اسباب بازي مورد علاقه کودک براي تشويق او به غذا خوردن استفاده کنيد.مواد غذايي مقوي و مورد نياز کودک را به غذاي او اضافه کنيد )مثل اضافه کردن گوشت گوساله به ماکاروني ( البته اين کار بايد با احتياط صورت گيرد؛ به طوري که کودک به تدريج به غذاي جديد علاقه مند شود. براي کم کردن حساسيت کودک نسبت به غذا، او را در تهيه غذا دخالت دهيد، مانند پختن و مخلوط کردن مواد غذايي با يکديگر و يا دادن غذا به عروسک و يا حيوانات. فاصله بين وعده هاي غذايي کودک را کنترل کنيد، چون کودک گرسنه براي خوردن غذاي جديد نسبت به کودکي که در فواصل غذا با خوردن تنقلات سير شده است ، تمايل بيشتري نشان مي دهد؛ در ضمن فاصله زماني دادن تنقلات تا وعده هاي اصلي غذا (ناهار و شام) را نيز کنترل کنيد. براي تشويق کودک به غذا خوردن ، از ظرف غذاي مخصوص کودکان استفاده کنيد.اگر کودک شما در مرحله اي از رشد (سال اول زندگي ) است که از بازيهاي دهاني لذت مي برد (مثل فوت کردن ، قلقل کردن ، صدا درآوردن و گاز گرفتن )5 دقيقه قبل از خوردن غذا به او اجازه انجام اين بازيها را بدهيد. اين کار موجب حساس و فعال شدن ناحيه دهان کودک ميشود. از تغذيه اجباري کودک خودداري کنيد. گاهي اوقات به نظر مي رسد مادران به هنگام بي اشتهايي کودک نسبت به مساله رشد و نمو کودک حساس مي شوند. آنان در مورد نقش مادري خود احساس ناتواني مي کنند و در نتيجه سطح اضطراب آنان بالا مي رود و قادر به تغيير درست علايم بي اشتهايي در کودکشان نيستند و هنگام غذا دادن به کودک وقتي با امتناع کودک از غذا خوردن مواجه ميشوند، احساس ناکامي مي کنند. تغذيه شيرخواران كودك در ابتدا در مرحله نوزادي از شير مادر تغذيه ميكند. با بزرگتر شدن او مواد خوراكي ديگر نيز به فهرست غذايي او اضافه ميشود تا زمانيكه او هم مانند ديگر افراد خانواده تغذيه كند. برخي مادران به راستي نميدانند چه زمان ميتوان كودك را با موادي غير از شير تغذيه كرد و حتي گاهي نوع مواد غذايي و مقدار مصرف آنها را بخوبي نميشناسند. در اين مبحث سعي شده است در مورد غذاهاي كمكي در سنين معين اطلاعاتي داده شود. شروع غذاي كمكي از 6 ماه به بعد است كه با فرني آغاز ميشود. بعد از فرني، تغذيه كمكي كودك حريره بادام و پوره سيب زميني و … است. كم كم تا يك سالگي، تنوع غذايي باعث رشد قوه چشايي كودك و كشف رنگها و مزهها و بوهاي مختلف توسط او ميشود. با اين كار كودك قدرت انتخاب پيدا ميكند و اين مرحله از رشد، اهميت بسيار زيادي دارد. شير مادر بهترين و كاملترين غذا براي شيرخواران زير 6 ماه ميباشد و در اين دوران شير مادر به تنهايي به علاوه قطره مولتي ويتامين (از 15 روزگي) كليه نيازهاي تغذيهاي شيرخوار را تامين ميكند. غذاي كمكي براي شيرخوار بايد پس از 6 ماهگي شروع شود، زيرا بعد از 6 ماهگي نيازهاي غذايي شيرخوار به تنهايي با شير برآورده نميشود و لازم است علاوه بر شير مادر، تغذيه كودك با غذاهاي نيمه جامد نيز شروع شود. تغذيه تكميلي علاوه بر تامين انرژي، دوران بسيار حساسي براي ايجاد عادات صحيح غذايي و استفاده از غذاي سفره خانواده است. شروع تغذيه تكميلي قبل از 6 ماهگي به دليل آماده نبودن دستگاه گوارش شيرخوار براي پذيرش غذاهاي ديگر غير از شير، اقدام نادرستي است. چون دستگاه گوارش كودك هنوز تكامل نيافته و با كوچكترين آلودگي به علت عدم رعايت بهداشت امكان ابتلا به عفونتها از جمله اسهال افزايش مييابد و باعث كاهش يا توقف رشد شيرخوار ميشود. از طرف ديگر شروع زودرس تغذيه تكميلي سبب كاهش مدت زمان مكيدن پستان مادر ميشود. بعلاوه ممكن است غذاي كمكي در مقايسه با شير مادر، انرژي و مواد مغذي كمتري به كودك برساند كه موجب اختلال رشد كودك و در نهايت سوءتغذيه او ميشود. همچنين زود شروع كردن تغذيه تكميلي احتمال بروز حساسيت به بعضي از مواد غذايي را در كودك افزايش ميدهد. نتيجه اين كه بهترين سن شروع غذاي كمكي بعد از پايان ماه ششم زندگي است. البته اين به آن معني نيست كه بايد دفعات شيردهي را كم كرد، بلكه بايد مادر ترغيب شود هر زمان كه كودك تمايل دارد شير خود را به او بدهد و براساس سن كودك چند نوبت نيز غذاي كمكي بعد از شير مادر به او داده شود. اگر غذاي كمكي دير شروع شود كودك تمايل خود را به خوردن غذاهاي ديگر و امتحان كردن مزه و طعمهاي جديد از دست ميدهد. همچنين تكامل عمل جويدن به تعويق ميافتد و كودك غذاي ديگري جز شير مادر و يا مايعات را نميخورد كه اين خود منجر به كم غذايي، اختلال رشد و سوء تغذيه ميشود. اصـــولــي كه بايد در مـــورد تغذيه تكميلــــي رعايت شوند عبارتند از: ۱ ـ مواد غذايي بايد از نظر مقدار و نوع به تدريج به غذاي شيرخوار اضافه شود. ۲ـ ابتدا از يك نوع غذاي ساده شروع و به تدريج مخلوطي از چند نوع غذا داده شود. ۳ـ از مقدار كم شروع و به تدريج بر مقدار آن افزوده شود. ۴- بين اضافه كردن مواد غذايي مختلف حدود 7ـ5 روز فاصله لازم است. زيرا شيرخوار بايد به يك نوع غذا عادت كند و بعد غذاي جديد اضافه شود. اضافه كردن يك به يك مواد سبب ميشود اگر كودك ناسازگاري به يك ماده غذايي داشته باشد شناخته شود و بتوان آن را از غذا حذف كرد. همچنين دستگاه گوارش كودك فرصت پيدا كند تا به غذا عادت كند. ۵- ابتدا بايد غذا رقيق تهيه شود به طوري كه غلظت آن كميبيشتر از شير مادر باشد. سپس به تدريج بر غلظت آن افزوده شود. سفت كردن تدريجي غذا سبب ياد گرفتن عمل جويدن ميشود. ۶- اگر در شروع غذاي تكميلي، شيرخوار به غذاي خاصي بيميل بود، نبايد در خوردن آن پافشاري كرد و ميتوان يك تا دو هفته آن غذا را حذف و سپس دوباره به او داد. تحقيقات دانشمندان استــــــراليايي نشان مــــي دهد : كودكاني كه با شير مادر تغذيه شده اند با هوشتر از كودكاني هستند كه از شير خشك تغذيه مي كنند. پژوهشگران دانشگاه كوئينزلند با بررسي 4 هزاركودك به اين نتيجه رسيدند هر چه كودك مدت طولاني تري از شير مادر تغذيه شده باشد, بهره هوشي بالاتري خواهد داشت. سرپرست اين محققان گفت: شير مادر حدود 8 نمره بهره هوشي كودك را بالا مي برد كه قابل توجه و با اهميت است .اين گزارش مي افزايد : احتمالا مادراني كه فرزندان خود را با شير خودشان تغذيه مي كنند علاقه و دلبستگي با كودك خود برقرار مي كنند كه به رشد ادراكي كودك كمك ميكند. براساس اين گزارش وجود اسيدهاي چرب امگا در شير مادر نيز به رشد ادراكي كودك كمك مي كند علاوه بر ان شير مادر حاوي پادتن هاي بيشتري است و از ابتلائ كودك به عفونتها پيشگيري مي نمايد. سخـــــــن آخــــــــــــر تغذيه با شيرمادر، ميزان مرگ و مير نوزادان بر اثر عواملي مانند انواع عفونت ها و سندرم هاي منجر به مرگ ناگهاني و ضايعات ديگر را به ميزان قابل ملاحظه اي کاهش مي دهد. ارتباط عاطفی همراه با غذا شیر مادر بهترین و كامل ترین غذا برای نوزادان و شیرخواران تا پایان ۲ سالگی است. به طوری كه تغذیه انحصاری با شیرمادر از بدو تولد تا پایان۶ ماهگی و سپس ادامه آن همراه با تغذیه تكمیلی تا ۲ سالگی منجر به رشد و تكامل كودك می شود.مزایای شیر مادر از جنبه های مختلفی قابل بررسی است جنبه هایی چون فواید مربوط به كودك و مادر، فواید اقتصادی، اجتماعی و ... مـــــزایای مــــربوط به كــــودک : در دوره های مختلف رشد و تكاملی كودك براساس نیاز شیرخوار تركیبات شیر مادر تغییراتی پیدا می كند. به عنوان مثال در روزهای اول پس از تولد كه بدن نوزاد هنوز سیستم ایمنی ضعیفی داشته و پادتن های لازم را جهت مبارزه با میكروب های بیرونی ندارد، در این دوران شیرمادر با شرایط كودك تطبیق پیدا كرده زرد رنگ و غلیظ تر است كه آغوز (كلستروم یا ماك) نامیده می شود كه اولین و بهترین واكسن برای حفاظت كودك بر ضد بیماری های عفونی است. دكتر علی رمضان خانی معاون بهداشتی دانشگاه شهید بهشتی از دیگر فواید شیرمادر می گوید: كاهش مرگ و میر نوزادان در اثر بیماری های اسهالی، كاهش ابتلا به پنومونی و عفونت های گوش میانی و عفونت های حاد تنفسی، كاهش ابتلا به آسم، آلرژی و اگزما، عدم نیاز به دادن آب و قند حتی در مكان های گرم و خشك، عدم پرخوری شیرخوار و چاق نشدن وی در نتیجه اختلاف در تركیب چربی شیر مادر، ماده ای سهل الهضم برای شیرخواران بیمار، هضم و جذب راحت تر چربی و پروتئین شیرمادر، ارضای غریزه مكیدن كودك، جذب بهتر آهن شیرمادر و... . مـــــــزایای مــــربوط به مـــادر : تحقیقات مشخص كرده اند تغذیه انحصاری با شیرمادر فواید متعددی برای خود مادر در بردارد. در رابطه با برخی از این فواید دكتر رمضان خانی می گوید: تغذیه انحصاری و مكرر شیرخوار با شیر مادر منجر به پیشگیری از حاملگی زودرس، برگشت سریع تر رحم به حالت اولیه، كاهش احتمال ابتلا به سرطان پستان و تخمدان، بهبود وضعیت روحی عاطفی مادر، برگشت سریع تر وزن مادر به حالت اولیه می شود. بنابر اظهارات معاون بهداشتی دانشگاه شهید بهشتی فواید تغذیه با شیرمادر از جنبه های مختلف اجتماعی ـ اقتصادی شامل موارد زیر است: ۱- كاهش هزینه ها به طوری كه تغذیه با شیرمادر موجب افزایش نیاز تغذیه مادر در دوران شیردهی می شود افزایشی كه به مراتب ارزان تر از هزینه خرید شیرخشك و غذاهای آماده ای است كه برای شیرخواران محروم از شیرمادر استفاده می شود. از سویی دیگر شیرمادر در مقایسه با سایر شیرها منجر به بیماری كمتر در كودكان می شود در نتیجه هزینه درمان كاهش پیدا می كند. و علاوه بر این در بیمارستان هایی كه هم اتاقی كودك و مادر رعایت می شود عفونت و همه گیر شدن بیماری كمتر اتفاق افتاده و در نتیجه مجدداً هزینه ها كاهش پیدا می كند. سیستم ایمنی نوزادان در بدو تولد ضعیف است بنابراین مستعد عفونت های مختلف هستند اما شیر مادر به جهت دارا بودن اجزای فعال سیستم ایمنی در محافظت كودك نقشی مؤثر ایفا می كند از جمله ایمونوگلوبولین ها A، G و M. تغذیه نوزاد از ساعات اولیه پس از تولد باید شروع شود و تعداد دفعات آن در طول شبانه روز براساس نیاز شیرخوار تنظیم شود چرا كه تعداد دفعات در نوزادان مختلف، متفاوت است. برخی شیرخواران تند و برخی شیرخواران كند تغذیه می كنند. در افراد سزارینی نوع ضد دردی كه مادر در طی عمل دریافت كرده است در زمان اولین تغذیه نوزاد با شیر مادر تأثیرگذار است. در این راستا بنابر اظهارات معاون بهداشتی دانشگاه شهید بهشتی در بی حسی نخاعی مادر می تواند با كمك كاركنان بیمارستان نوزادش را در اتاق ریكاوری شیر دهد اما در پی بیهوشی عمومی مادر با كمك اطرافیان یك یا دو ساعت پس از ماندن در اتاق ریكاوری می تواند شیردهی را آغاز كند. در سزارین مادر می تواند دراز كشیده در تخت به نوازد شیر دهد و یا در حالت نشسته روی تخت درحالی كه بالشی را با عنوان محافظ در پشت و بازوهایش قرار داده و یك بالش روی پاها كه نوزاد روی آن قرار می گیرد شیرخوار را تغذیه كند. در تغذیه با شیر مادر یكی از مسائل مهم، تغذیه در چند قلویی هاست. در تغذیه نوزادان دوقلو با شیر مادر رعایت نكاتی ضروری است ؛ تغذیه مناسب و متعادل مادر (حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ كالری اضافی)، تكرار و استمرار شیردهی، تغذیه دوقلوها به طور جداگانه در روزهای اول به دلیل سادگی این روش برای مادر هر چند كه در این حالت زمان شیردهی دو برابر می شود. در رابطه با سه قلویی ابتدا یك پستان برای هر بچه و سپس بچه سوم از هر دو پستان تغذیه شود اما همیشه یك نوزاد آخرین نفر نباشد، در صورتی كه با تمام تلاش ها شیر مادر كافی نباشد و نیاز به شیر كمكی باشد هر دو نوزاد تا حد امكان از شیر مادر تغذیه شوند آنگاه شیر كمكی با فنجان یا قاشق به هر دو نوزاد خورانده شود. در این مورد نباید یك نوزاد با شیرمادر و نوزاد دیگری با شیرخشك تغذیه شود. نوزادان كم وزن اصولاً به صورت نارس متولد می شوند. در صورتی كه زنده متولد شوند برای ادامه حیات نیاز به تغذیه دارد. این كه چه نوع تغذیه ای برای آنها مناسب است باید گفته شود كه شیرمادر نوزاد نارس با شیرمادر نوزاد رسیده متفاوت است ولی با این وجود برای نوزادان نارس و كم وزن شیرمادر خود آن نوزاد مناسب تر است. چرا كه در شیر این مادران موادی وجود دارد كه برای سیستم بدنی نوزاد نارس متناسب است به عنوان مثال منیزیوم، آهن، چربی، پروتئین، شیرمادران نوزادان نارس بیشتر از شیر مادران نوزادان رسیده است. چنانچه نوزادی با سن زیر ۳۴ هفته حاملگی متولد شود به دلیل عدم قدرت كافی نوزاد در مكیدن و عدم هماهنگی در عكس العمل های مكیدن و بلعیدن شیر مادر را می توان از طریق لوله داخل معده به نوزاد خوراند. اما چنانچه نوزاد بالای ۳۴ هفته حاملگی متولد شود مستقیماً می تواند از پستان مادر تغذیه شود و نیازی به استفاده از بطری نیست. در صورتی كه نوزاد زیر ۱۶۰۰ گرم وزن داشت باز هم از طریق لوله داخل معده شیر را دریافت می كند كه البته در این حالت ابتدا باید مادر شیر خود را دوشیده و در مدت حداكثر ۴۸ ساعت مصرف كند. و اما اگر وزن نوزاد ۱۶۰۰ گرم باشد با استفاده از فنجان تغذیه با شیر مادر انجام می شود و همچنین شیرخوار می تواند شیر را با مكیدن از پستان مادر دریافت كنند. كه البته در این حالت ابتدا نوزاد كم وزن مدت كوتاهی شیر می خورد سپس مدت طولانی استراحت كرده و مجدداً شیر می خورد. در این مورد مادر باید اجازه دهد نوزاد استراحت كرده و سپس شیرخوردن را از سر بگیرد. دكتر ابوالقاسم مهری نژاد روان شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا می گوید: چسبیدن به آغوش و فیزیك مادر یك نیاز بنیادی بشر است، كه در ۵۰ سال اخیر مشخص شده است ارضاء این نیاز از همان دوران طفولیت منجر می شود كه فرد در بزرگسالی از لحاظ روانی به یك ثبات روانی رسیده و از آسیب های روانی مصون باشد تا جایی كه این افراد اضطراب های كمتری را تجربه می كنند و از لحاظ شخصیتی و روانی مقاوم تر هستند. شیرخوردن یكی از راه های مؤثر در ارضای این غریزه است.غریزه ای كه در صورت ارضا در دوران طفولیت منجر به این می شود كه ارتباطات عاطفی قوی بین مادر و فرزند شكل گیرد تا بدان جا كه حتی در بزرگسالی این ارتباط استحكام بیشتری پیدا خواهد كرد. همچنین این گروه از افراد در همه دوران زندگی احساس تنهایی كمتری داشته و مسائلی چون ترك والدین و سپردن به سرای سالمندان از سوی این خانواده ها كمتر اتفاق می افتد. در ادامه بحث این روان شناس افزود: كودكانی كه سرد بزرگ شده و ارتباطات عاطفی كمتری بین آنها و مادر برقرار بوده در بزرگسالی این الگو را بر جنس موافق و مخالف تعمیم خواهند داد.و اما در پایان این گزارش موضوع مهم و قابل ذكر احساس آرامش مادر است كه به هنگام شیرخوردن نوزاد در وی ایجاد می شود. با بدغذايی کودکان چه کنيم؟ در بسیاری از جوامع، تغذیه مترادف با مراقبت است. لغتNurture به زبان انگلیسی به معنی پرورش، تربیت، تغذیه،غذا، پروردن و بزرگ كردن است. بی شك برای رشد و تكامل طبیعی شیرخوران و كودكان خردسال نه تنها باید نیازهای اساسی جسمی ( تغذیه، بهداشت، پوشاك، سرپناه، ایمنی) را تامین كرد بلكه نیازهای روانی، اجتماعی (عاطفی) آن ها نیز باید برآورده شوند. وجود مادر یا فردی كه بتواند ارتباط حاكی از محبت و اعتماد با كودك برقرار كند، امری اساسی در تغذیه ی مناسب كودك و رشد و تكامل اوست. شیوه های رفتاری مادر در زمان غذا دادن به كودك اگر مادر در زمان تغذیه كودك سعی كند موارد زیر را عایت كند ، می تواند در تغذیه ی كودك خود موفق باشد. - نیازهای غذایی كودك را تامین كند. - احساس استقلال كودك را در خوردن غذا بر آورده سازد، یعنی كودك را در امر تهیه غذا حتی به میزان كم، شریك كند. - عكس العمل مناسب و یكنواختی را در مقابل رفتارهای كودك ابراز كند. - ذائقه ی او را به انواع مواد غذایی عادت دهد. - محیطی سرشار از محبت و صمیمت و به دور از جنجال در زمان غذا خوردن فراهم كند. - سفره غذا را در شرایط مناسبی كه خاطره دلپذیری ایجاد كند، بچیند. برای این كه به چگونگی رفتار كودك، عكس العمل مادر و رفتارهای بعدی كودك پی ببریم، یك مثال می زنیم: كودك و مادر به مغازه ای وارد می شوند و كودك درخواست شكلات می كند. ولی مادر برای كودك توضیح می دهد واز خریدن امتناع می كند. او گریه می كند وجیغ می كشد، بنابراین مادر مجبور می شود شكلات را بخرد. در این مثال عملی كه از مادر، بعد از رفتار كودك سر می زند، تعیین كننده رفتارهای آتی كودك است. مادر با خرید شكلات، رفتار كودك را برای استفاده از گریه برای به دست آوردن چیزی تقویت می كند واحتمال این كه این رفتار در دفعات بعد تكرار شود زیاد است. دراین ارتباط دو جانبه اگر مادر نسبت به گریه كودك بی توجهی می كرد یا توجه او را به موضوع دیگری جلب می كرد، احتمال قطع گریه وجود داشت و پیامد نامطلوب فوق حاصل نمی شد. منطقی و معقول بودن رفتار والدین در مقابل درخواست های كودك باعث ایجاد رفتارهای یكنواخت می گردد و كودك دچار سردرگمی نمی شود. گاهی اوقات، والدین با توجه به شرایط روحی و روانی خود، هر بار در مقابل در خواست یكسان كودك، رفتاری را نشان می دهند كه با رفتار قبلی متفاوت است. این رفتارهای مغایر، كودك را دچار سردرگمی می كند و ممكن است شیوه ی غذاخوردن او را نیز تحت تاثیر قرار دهد. كودكان در حین صرف غذا می توانند رفتارهای زیر را داشته باشند: لج كردن، غذانخوردن، شكایت كردن، گریه كردن، زدن به درو دیوار، همكاری نكردن، راه رفتن بی هدف، اذیت كردن، داد زدن، لب و لوچه آویزان كردن، ناله كردن، پاسخ سربالا دادن، پرت كردن قاشق و چنگال غذاخوری، تف كردن، آروغ زدن و رد كردن غذا. برعكس موارد بالا خوردن غذا با دست، خوردن غذا با قاشق، آرام نشستن در كنار سفره، پذیرفتن بسیاری از انواع غذاها و دادن پاسخ به در خواست های مادر از انواع رفتارهای مناسب هستند. حكم كردن، درخواست كردن، پرسش، كمك كردن، قرار دادن كودك در وضعیت مناسب، دادن قاشق به دست كودك و خواهش كردن نیز مثال هایی از رفتارهای مادر هنگام غذا دادن به كودك است. تكامل كودك و ارتباط آن با تغذیه به دلیل این كه غذا یكی از مهم ترین عوامل موثر و تقویت كننده های رفتاری است، لذا باید دادن غذا با ملاحضات خاصی انجام گیرد. باید كودكان از نظر جسمی، عاطفی و روانی آماده ی خوردن غذا باشند و این مسئله بستگی به توانایی كودك دارد: نوزاد 10 روز اول بعد از تولد دارای عكس العمل جست جو (Rooting Reflex ) و مكیدن (Sucking Reflex ) است و از قرار دادن دست یا انگشت شست در دهان لذت می برد. بین 2 هفته الی 2 ماه شرایط تغذیه را تشخیص داده و به هنگام قرار گرفتن در وضعیت مناسب شروع به مكیدن می كند. بین 4-3 ماهگی در صورت قرار گرفتن ماده ای جامد در دهان، آن را با زبان بیرون می اندازد یعنی در واقع وجود عكس العمل بیرون اندازی زبان به این امر كمك كرده و كودك، ماده ی جامد را در این سن نمی پذیرد. الگوی جویدن با شروع عكس العمل گرفتن (Palmar grasp ) سبب می شود كه اشیا را به طرف دهان آورده و آن ها را گاز بگیرد. بین 6 تا 9 ماهگی هنگام مكیدن، فك كمتر حركت می كند. شیشه یا پستان را در هنگام خوردن شیر با دست می گیرد و گرفتن وسایل با نوك انگشتان و خوردن از فنجان را شروع می كند. بین 9 تا 12 ماهگی می تواند مواد غذایی را گاز بگیرد و حركت چرخشی جویدن قابل مشاهده است. در این سن قاشق را نیز می گیرد. بین 12 تا 15 ماهگی برای استفاده از فنجان و قاشق تلاش زیادی می كند. بین 9 تا18 ماهگی، مرحله ی شروع استفلال است كه می تواند مادر را خوشحال یا ناراحت كند. باید انتظار داشت كه كودك قبل ازاین كه چیزی را در دهان بگذارد اول آن را لمس كند. بین 15 تا 24 ماهگی در به دست گرفتن فنجان و با قاشق غذاخوردن مهارت بیشتری پیدا می كند، تمایلات غذایی را ابراز می كند و گاز گرفتن غذا را با دندان تجربه می كند. سلام دوستان عزیز وبلاگ تربیتی ما امیدوارم که روزگار بر وفق مرادتون باشه یه نظری دیدم که نوشته بود چرا مرجان آپدیت نمیکنه راست میگین و واقعا تمام زحمتهای وبلاگ افتاده بر گردن سحر خانم دستشون درد نکه واقعا زحمت کشیدند من چند وقتی میشه که وقت نمیکنم بیام و وبلاگ رو آپ کنم اما عذر منو بپذیرید واقعا وقتشو ندارم راستی اینجا میخوام یه سایت بهتون معرفی کنم برای مادرها و اطلاعات جامع براي مادران و پدران در مورد حاملگي، شيرخواران، نوزادان و كودكان: دوستان گلم فقط یه نکته رو میخوام بگم یه بزرگی گفته: کودکان خوبند اگر کاری کردند بزگترها را مجازات کنید... به این جمله فکر کنید واقعا هر کاری بچه ها میکنند بر اثر تربیت خانوادگیشونه وگرنه اینقدر همه بچه ها گل و پاکند که از اینکه کار اشتباهی بکنند و باعث ناراحتی بقیه بشند مبراند... میگند اگه میخواین یه خانواده رو بشناسید از بچشون بشناسیدش اگه خانواده بد اخلاقی باشند کودک رفتارهای خشونت آمیز از خودش نشون میده اگه خانواده غیر اجتماعی باشند کودک هم با بچه های هم سن و سالش نمیسازه و اگه خانوادتا خوش اخلاق باشند کودک هم مثل خودشون... پس اگه شما کودکی داری سعی کن تمام پس انمدازت رو روی اون بذاری تا 3 سالگی هر چی بچه میخواد رو عملی کن اما از سه سالگی به بعد اگه درخواستش واقع بینانه نبود باید باهاش صحبت کنید... امیدوارم که همه ما بتونیم کودکان مفید به جامعه تحویل بدیم... موفق و پیروز باشید اعتماد
به نفس اصلی ترین کلید موفقیت در زندگی است. اعتماد به نفس بالا برای شادی
و موفقیت کودکان و نوجوانان بسیار مهم میباشد. این مقاله مطالب مهمی را
برای بهبود بخشیدن اعتماد به نفس کودکان و چگونگی آموزش آن را در اختیار
شما قرار میدهد. * بصورت مستقل عمل کند. * مسئولیتپذیر باشد. * از کارهایی که انجام میدهد مطمئن باشد. * از انجام کارهای جدید نترسد. * احساسات مثبت و منفی خود را کنترل کند. * به دیگران پیشنهاد کمک بدهد. و از طرفی دیگر کودکی که اعتماد به نفس پایینی داشته باشد: * از تجربه کردن پرهیز میکند. * احساس میکند که دوستش ندارند و او را نمیخواهند. * دیگران را برای کاستیهای خود سرزنش میکند. * نمیتواند ناکامیهای خیلی طبیعی را تحمل کند. * به راحتی تحت تاثیر قرار میگیرد. والدین
بهتر از هر کس دیگری میتوانند اعتماد به نفس را در کودکان خود تقویت
نمایند. اعتماد به نفس دادن به کودکان کار سختی نیست و در واقع اکثر
والدین نمیدانند که چگونه کلمات و رفتار آنها بیشترین تاثیر را بر روی
احساسات کودکان و اعتماد به نفس آنها دارد. زمانی که احساس خوبی دارید آن را بیان کنید. معمولاً
والدین برای نشان دادن احساسات منفی خود به کودکان سریع عمل میکنند اما
گاهی مواقع احساسات مثبت خود را به آنها انتقال نمیدهند. اگر به کودک خود
نگویید که دوستش دارید او هیچ گاه این احساسات شما را نخواهد فهمید.
کودکان کلمات مثبتی را که به آنها میگویید در ذهن نگه میدارند. به کودکان داشتن اعتماد به نفس را بیاموزید. صحبت
کردن با خود برای انجام همه کارها مهم است. روانشناسان معتقدند که صحبتهای
منفی با خود به دلیل داشتن اضطراب و افسردگی میباشد. هر چه که فکر
میکنیم در احساساتمان و احساساتمان در رفتارمان نمود پیدا میکند.
بنابراین بسیار مهم است که به کودکانمان یاد بدهیم که چگونه تفکرات مثبتی
نسبت به خود داشتهباشند. بعنوان مثال: اگر کمی تلاش کنم میتوانم این
مشکل را حل کنم. از انتقاد کردن همراه با تمسخر خودداری نمایید. بعضی
مواقع مورد انتقاد قرار دادن کودک بسیار مهم میباشد اما مواقعی که این
انتقاد همراه با تمسخر و استهزا باشد وضع را بدتر میکند. بسیار مهم است
که در مواقع انتقاد به جای کلمه تو از کلمه من استفاده نماییم،مثلاً بجای
اینکه بگوییم تو بچه تنبل و شلختهای هستی، بگوییم من دوست دارم که
لباسهایت را سر جایش بگذاری. به کودکانتان بیاموزید که چگونه تصمیم بگیرند و تصمیم گیری خوب را تشخیص دهند. کودکان
بدون آگاهی در همه حال مشغول تصمیم گیری هستند. راههای بسیاری وجود دارد
که والدین میتوانند به کودکانشان برای بهبود تواناییهایشان در تصمیمگیری
کمک نمایید: 1. به
کودک کمک کنید تا مشکلاتی که نیاز به تصمیمگیری دارد را مشخص کند. از او
بپرسید که نظرش درباره آن موقعیت چیست و چه چیزی را میخواهد تغییر دهد. 2. فکرهایی را که بنظرش میآید مشخص کند. معمولاً بیشتر از یک راه حل یا انتخاب برای یک مشکل وجود دارد. 3. به
کودک اچازه دهید که یکی از راه حلها را بعد از اینکه درباره همه آنها خوب
فکر کرد انتخاب نماید. بهترین راه حل،راه حلی است که بتواند مشکل را حل
نماید و کودک احساس خوبی درباره خود داشته باشد. 4. سپس با کودک درباره راه حل انتخابی صحبت کنید؟ آیا راه حل مناسبی بود؟ و یا اشتباه بود؟ اگر اشتباه بود دلیل آن چیست؟ هر
چند که اوتیسم برای اولین بار در سال ۱۹۴۳ تشخیص داده شده است ولی هنوز
نیز یک ناتوانی نسبتا ناشناخته است. با این وجود تخمین زده میشود که
اختلالات طیف اوتیستی بر زندگی بیش از پانصد هزار خانواده در بریتانیا
تاثیر گذاشته اند. “از
آنجا که یک کودک اوتیست در ظاهر مانند کودکان دیگر است بقیه فکر میکنند
که رفتار متفاوت او به این علت است که او بچه شیطانی است و یا اولیای وی
نمیتوانند کنترل اش کنند. افراد غریبه معمولا این ملاحظه را درباره چنین
کودکی ابراز میکنند.“ اوتیسم
یک معلولیت رشدی دائمیاست که بر نحوه ای که یک نفر با افراد پیرامون خود
ارتباط میگیرد یا با آنها وارد رابطه میشود، تاثیر میگذارد. کودکان و
بزرگسالانی که اوتیست هستند برای ایجاد یک رابطه قابل فهم با دیگران مشکل
دارند. توانایی آنها برای ایجاد دوستی معمولا به اندازه قابلیت آنها برای
فهم ابرازات عاطفی دیگران محدود است. کسانی
که مبتلا به اوتیسم هستند اغلب از ناتوانی های دیگری هم رنج میبرند که
مربوط به یادگیری است و به همراه اوتیسم در فرد پیدا میشوند ولی هر فردی
با چنین شرایطی در سطح معینی در فهم جهان پیرامون خود دشواری دارد. “واقعیت
برای یک فرد اوتیست یک مجموعه شرایط مغشوش و بهم ریخته از وقایع، افراد،
محلات، اصوات و تصاویر است. برای چنین فردی به نظر نمیرسد که مرز، مفهوم
یا نظم روشنی برای چیزی وجود داشته باشد. بخش قابل ملاحظه ای از زندگی من
صرف این میشود که سعی کنم الگویی که پشت هر چیز است را دریابم.” خصوصیات اوتیسم چه هستند؟ افرادی
که مبتلا به اوتیسم هستند اغلب در سه زمینه با مشکل مواجه هستند؛ این
مشکلات موسوم به «اختلال سه وجهی» (‘triad impairment’) هستند. علاوه بر این اختلال سه وجهی، رفتار تکراری و مقاومت در مقابل تغییر روال کار و زندگی نیز جزو خصوصیات فرد اوتیستی است. چه چیزی عامل اوتیسم است؟ علت
یا علائم دقیق اوتیسم هنوز ناشناخته هستند ولی تحقیقات نشان داده است که
عوامل ژنتیک در این باره مهم هستند. همینطور تحقیقات نشان داده است که
اوتیسم به یک رشته شرایطی مربوط است که بر رشد مغز تاثیر میگذارند و در
قبل، حین و یا در فاصله کوتاهی بعد از تولد رخ میدهند. تشخیص هر چه زودتر اوتیسم در فرد تشخیص داده شود به همان اندازه شانس اینکه آن فرد کمک و حمایت مناسب را دریافت کند بیشتر خواهد شد. آیا به افراد اوتیستی میتوان کمک کرد؟ تمام
كودكان نیاز به تغذیهای كامل و حاوی مواد مغذی دارند ولی اگر فرزند شما
ورزش میكند، نیاز به رژیم غذایی دقیقتری دارد. تغذیه كودك در هنگام ورزش
مغایرتی با تغذیه كلی ندارد، ولی شامل غذاهای مفیدتر برای بدن میباشد.
داشتن رژیم غذایی خاص برای كودكان توصیه نمیشود، مگر این كه مربی كودك
شما نیاز به كم كردن وزن كودك را عنوان نماید، در این صورت قبل از هر چیز
با پزشك فرزند خود مشورت نمایید. پزشك میتواند وزن فرزند شما را بررسی
كند و یك برنامه رژیم غذایی مفید برای كم كردن یا افزایش وزن فرزند شما با
توجه به سلامتی او ارائه دهد. - نیاز كودكان ورزشكار شما چیست؟
اگر فرزند شما تغذیه مناسبی داشته باشد، انرژی كافی را جهت فعالیتهای
ورزشی دریافت میكند، اما در ورزشهای كه طولانی مدتتر هستند (۵/۱ تا ۲
ساعت) مانند شنا و ورزشهای دو و میدانی شما باید وسواس بیشتری در انتخاب
غذا جهت بالا بردن انرژی كودك خود به خرج دهید. بیشتر مردم به اندازه نیاز
بدنشان غذا مصرف میكنند ولی اگر میزان غذای فرزند شما افزایش یا كاهش
قابل توجه پیدا كرد در این مورد با پزشك فرزندتان مشورت كنید.
از آنجا كه غذاها دارای تركیبات و مواد متفاوتی هستند، باید سعی نمایید كه
غذای كودكانتان دارای تنوع كافی از لحاظ تركیبات مختلف باشد. بنابراین سعی
كنید برنامه غذایی فرزندتان دارای موادی كه ذكر میشود، باشد. • ویتامینها و مواد معدنی
كودك شما نیاز به انواع مختلفی از ویتامینها و مواد معدنی دارد. میوهها
و سبزیجات دارای انواع مختلفی از ویتامینها هستند. مركبات مانند پرتقال،
لیمو، نارنگی سرشار از ویتامین ث هستند. ویتامین ث در افزایش مقاومت بدن
نسبت به بیماریها و شادابی كودك نقش بسزایی دارد. دانههای روغنی مانند
بادام زمینی، فندق، گردو و بادام سرشار از ویتامینهای A و E میباشند.
همچنین هویج میزان بسیار زیادی ویتامین A دارد. ویتامین A و E باعث تقویت
قوه بینایی میشود و در محافظت از پوست كودكان بسیار ارزشمند است. گوجه
فرنگی، هلو، توت فرنگی دارای انواع ویتامینهای گروه B هستند كه باعث رشد
و سلامتی كودك میشود. كلسیم
باعث استحكام استخوانها و دندانهای كودك میشود. با مصرف روزانه شیر،
ماست، پنیر و سایر لبنیات نیاز روزانه كودك به كلسم برآورده شده و رشد
استخوانها به خوبی صورت میگیرد. آهن یكی از اجزای اصلی گلبولهای قرمز
خون میباشد كه در نقل و انتقال اكسیژن در بافتها به خصوص ماهیچهها نقش
بسزایی دارد. بنابراین اگر میزان آهن رژیم غذایی كودك كم باشد كودك مبتلا
به كم خونی شده و از لحاظ قوای بدنی دچار ضعف خواهد شد و در طول فعالیت
ورزشی از توان كافی برخوردار نخواهد بود. بنابراین غذاهای حاوی آهن مانند
گوشت قرمز، گوست سفید، اسفناج، عدس و تخممرغ حتما باید در رژیم غذایی
كودك گنجانده شود. • پروتئینها
پروتئینها برای ساخت و ساز بافتهای مختلف بدن بخصوص ماهیچههای كودك شما
نقش بسیار اساسی دارند. اما مصرف بسیار زیاد آن برای كودكان توصیه نمیشود
زیرا اضافه آن میسوزد و باعث از بین رفتن كلسیم میشود. پروتئینها در
تخممرغ، شیر، گوشت ماهی و ماكیان وجود دارد. همچنین حبوبات و سبزیجات نیز
دارای پروتئین میباشند مانند لوبیا و سویا. نكته
قابل توجه این كه كودكان و خردسالان بیشتر از بزرگسالان جهت تامین انرژی
به پروتئین نیاز دارند. عموماً پسران به دلیل بافتهای عضلانی بیشتر، نسبت
به دختران نیاز بیشتری به پروتئین دارند. • مواد نشاستهای
كربوهیدراتها انرژی لازم را برای بدن فراهم میكنند. در افراد بزرگسال در
صورت نبودن كربوهیدراتها، بدن اقدام به سوزاندن بافتهای چربی میكند ولی
در كودكان به دلیل كم بودن بافت چربی، كربوهیدراتها منیع اصلی تولید
انرژی هستند اما این بدین معنی نیست كه كودكان شما به میزان زیادی غذاهای
حاوی كربوهیدراتها بخورند، ولی پس از یك فعالیت طولانی، یك لیوان نوشیدنی
شیرین و یا یك تكه كوچك شیرینی انرژی لازم رابه كودك باز میگرداند. از
غذاهای حاوی كربوهیدرات میتوان انواع نان، سیب زمینی، آب میوههای طبیعی
و انواع كیك و شیرینی را نام برد. • آب
نوشیدن آب و مایعات برای ورزشكاران بسیار مهم است. چرا كه باعث میشود
مواد حاصل از سوخت و ساز بدن در طی ورزش و همچنین حرارت تولید شده در بدن
دفع و تعدیل شود. همچنین در طی ورزش حجم مایعات بدن در اثر تعریق كاهش
مییابد كه با مصرف آب تعادل مایعات در بدن مجدداً به حالت عادی باز
میگردد.
در طی ورزش یا قبل از آن به ازای هر ۲۰ الی ۳۰ دقیقه فعالیت فیزیكی یك
لیوان آب بنوشید. كودكان اغلب متوجه تشنگی خود نمیشوند. بنابراین به آنها
توصیه كنید كه آب بنوشند. همچنین نوشیدنیهای ورزشی زیادی موجود است كه
علاوه بر تامین آب و انرژی حاوی الكترولیتهای لازم مانند سدیم و پتاسیم
میباشند. - روز مسابقه
در روز مسابقه خیلی مهم است كه فرزند شما خوب غذا بخورد، ولی باید حداقل
دو ساعت قبل از مسابقه باشد و این برنامه باید شامل مواد كم حجم ولی
انرژیزا مانند كربوهیدراتها و مقداری پروتئین باشد. اما از مصرف چربی در
رژیم كودك خودداری كنید، زیرا به علت دیر هضم بودن چربیها، كودك احساس
سنگینی مینماید. بعد از مسابقه كودك ما باید غذای كافی مصرف نماید تا به
ساخت ماهیچهها و ذخیره انرژی و آب در آنها كمك نماید. اسباب بازيهاي سنگين براي سلامت كودكان مفيد است نتايج يك مطالعه كوچك نشان ميدهد انتخاب اسباببازيهاي سنگينتر به بهبود تناسب اندام كودكان كمك ميكند. به گزارش رويترز هلث از نيويورك، دكتر “جان سي.اوزمون” از دانشگاه ايالت “اينديانا”و همكارانش در مطالعه خود نوشتند: “اين مطالعه راه چارهاي براي روند كنوني كاهش سلامت كودكان فراهم ميكند. هرچند اين كار راه حل مشكل چاقي كودكان نيست ، اما ميتواند تاثير مثبتي در اين زمينه داشته باشد............ گزارشهاي
مختلف نشانگر فوايد فعاليت بدني در تناسب اندام و بهبود فعاليت دستگاههاي
قلبي عروقي و اسكلتي، ضربان قلب، فشار خون و ميزان كلسترول خوب HDLاست. مطالعات نشان دادهاند فعاليت بدني با بزرگتر شدن كودكان كمتر ميشود. هدف
از اين تحقيق كشف اين نكته بود كه آيا تحرك بدني كودكان را ميتوان با
ايجاد كمي تغيير در برخي فعاليتهاي عادي آنها مانند استفاده از اسباب
بازيهاي سنگينتر به هنگام بازي يا آموزش افزايش داد يا خير. گروه
اوزمون نتيجه گرفتند: ” استفاده از اشياي سنگين تر به هنگام بازي يا آموزش
فرصتي براي افزايش فعاليت كودكان و در نتيجه بهبود تناسب اندام آنها فراهم
ميكند. اين
اسباب بازيها همچنين در كودكان مبتلا به فلج مغزي يا نشانگان داون كه
قدرت بدني كمتري دارند ميتواند كاربرد درماني داشته باشد. با
اين حال دو مسئله طراحي و ايمني اسباب بازيهاي سنگين و ديگر علاقمندي
كودكان براي بازي با اين گونه اسباببازيها بايد مورد بررسي قرار گيرد. اوزمون با ابراز نگراني در مورد ايمني اسباببازيهاي سنگين گفت در حال حاضر استفاده از آنها را به والدين توصيه نميكند. وي گفت والدين ميتوانند به محيط بازي كودك و انجام بازيهايي فكر كنند كه نياز به فعاليت بدني بيشتري دارد. يافتههاي اين مطالعه در كنگره بينالمللي فعاليت بدني و بهداشت عمومي مراكز كنترل و پيشگيري از بيماري در ماه آوريل ارائه شد. بازی عبارت است از هرگونه
فعالیت جسمی یا ذهنی هدفدار که به صورت فردی یا گروهی انجام شود و موجب
کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک گردد. کودکان، نقاط قوت و ضعف خود از
جمله تمایل به فرمان دادن یا فرمان بردن، تهاجم یا تسلیم، اجتماعی بودن یا
منزوی بودن و همچنین احساسات دوستانه یا خصمانه، افسردگی یا شادی، امیال و
آرزوهای خود را از طریق بازی نشان می دهند. کودکان
به بازیهای متفاوتی می پردازند که هر کدام از بازیها نشان دهنده یکی از
احساسات آنها می باشد. کودکان برای بیان رفتارهای پرخاشگرانه خود به
بازیهایی می پردازند که در آن بتوانند با حمله و تخریب پدیده های عادی و
معنوی راهی برای بروز خشم خود پیدا کنند. همچنین برای بیان آرزوها و امیال
خود به رویا و تخیل می پردازند و برای رسیدن به هرآنچه که آرزو دارند خود
را با بازیهای تخیلی سرگرم می کنند و سرانجام برای ساخت و پیدا کردن نقش
مورد علاقه خود به بازیهای تقلیدی می پردازند. آب بازی در کودکان بار کودکی
که با آب بازی می کند، درحال یادگیری علت و معلول گرما و سرما، جاری شدن و
فرو رفتن آب در زمین است. این کودک پس از اینکه به عنوان موجودی کوچک در
دنیایی بزرگ یک روز سخت را پشت سر گذاشته، با آب بازی آرامش پیدا میکند.
او لغات جدید می آموزد، به خاصیت خیس بودن آب و جنس حبابها فکر می کند و
شما تصور می کنید که او فقط مشغول خراب کاری است. آب یک وسیله بازی است که
به طور طبیعی و دایم در خانه ها وجود دارد. بچه های کوچک آب بازی را دوست
دارند و در مورد آن بسیار کنجکاو هستند. از آن جایی که می توان با آب،
بازیهای متنوعی را انجام داد، علاقه مندان فراوانی در سطح جهان دارد.
کودکان نوپا دوست دارند از طریق حواسشان بخصوص حس لمسه به کشف بپردازند. روانشناسان
دوره کودکی را دوره بازی کردن کودک میدانند. بازی کودک ابتدا با اشیاء
است و سپس شامل انسانها میشود. از سنین 3 و 4 سالگی کودک به تدریج به
بازیهای گروهی و اجتماعی رو میآورد. در این گونه بازیها کودک رفتار با
دیگران را تمرین میکند و با اصول زندگی جمعی و چگونگی رفتار با دیگران به
تدریج آشنا میشود و این به رشد اجتماعی و اخلاقی او کمک میکند. بازی حس
کنجکاوی، ابتکار و خلاقیت کودک را برمیانگیزد و به رشد ذهنی او کمک
میکند. همچنین بازی از لحاظ جسمی موجب هماهنگی عضلات و اعضای بدن میشود
و در نتیجه حرکات بدنی طفل را به بهترین وجه ممکن شکل میدهد. بازی باعث
نیرومندی کامل و رشد صحیح جسمانی میگردد. از طریق بازی حواس دیگر کودک
مثل لامسه، بینایی، توازن و تعادل به کار افتاده و مهارتهای لازم را برای
کودک ایجاد میکند. پس به خاطر داشته باشیم که شغل کودک مخصوصاً از 4 تا 7
سالگی بازی است. زمینهســـازی والدین بــــرای مکتب: ه رابطه بين بازی و بلوغ اجتماعی کودکان غ درباره
فوايد بازي کودکان و نقش آن در پرورش جسم و روح آنها ، پژوهش هاي زيادي
انجام شده است . کارشناسان و پژوهشگران به اين نتيجه روشن رسيده اند که
بازي ، نياز اوليه و ضروري کودکان است و هر چه امکان بازيهاي سالم و
سازنده بيشتر باشد ، فکر و ذهن کودک بهتر پرورش يافته و خصوصيتهاي اجتماعي
او بهبود مي يابد. زمانيکه کودکان قادر به کنترل عضلات خود شدند، مرحله
تماس با محيط فرا مي رسد. به طوريکه با کنجکاوي مي خواهند از مسائل
پيرامون خود آگاه شوند و کسب اين آگاهي ها مستلزم خروج از دنياي فردي و
ورود به اجتماع، ايجاد و برقراري کنش متقابل با محيط است. و در بازي هاي
گروهي که هدف مشترکي دارند و افراد شرکت کننده براي نيل به آن ناگزيرند
تلاشها و فعاليتهاي خود را با يکديگر هماهنگ کنند کودک به نوعي تعامل و
ارتباط اجتماعي دست مي يابد. اين دنيا بــــراي بچه ها يك دنياي فانتـــــزي نيست! دنياي اسباب بازيها اولين مدرسه كــودكان تا
به حال شده است كه بنشينيد و بازي كردن يك كودك را تماشا كنيد؟ اين كه
چطور در دنياي خيالي اش غرق مي شود و به جاي تك تك آدمهاي آن دنياي خالي
فكر مي كند و حرف مي زند؟ اين كه چطور همراه با آدمهاي آن دنياي خيالي مي
خندد، عصباني مي شود و گريه مي كند؟ اگر به رفتارهاي يك كودك وقتي كه غرق
در بازي است، دقت كنيم متوجه مي شويم كودك بازيگوش ما دايم در حال فكر
كردن است تا بتواند بر مشكلات فرضي دنيايي كه آفريده ذهني اوست غلبه كند و
اين، يكي از مهمترين تمرينهاي پرورش خلاقيت است. در واقع يك كودك در حال
بازي، مثل يك كودك نشسته روي نيمكت مدرسه است با اين فرق كه اين بار معلم،
خود او و گچ و تخته، اسباب بازيهايش هستند. دقيقاً
به همين دليل است كه انتخاب اسباب بازي مناسب براي يك كودك اگر از انتخاب
مثلاً يك كتاب مناسب براي يك نوجوان يا يك جوان با اهميت تر نباشد، كم
اهميت تر نيست. كودك ما در مدرسه اسباب بازي ها ياد مي گيرد كه چطور از
جادوي فكر و خلاقيتيش درست استفاده كند. فراموش نكنيد كه دنياي اسباب بازي
براي بچه ها برخلاف تصور ما يك دنياي فانتزي نيست، يك دنياي كاملاً واقعي
است. همانطور كه انجام كارهايي مثل پست كردن يك نامه يا خريد كردن از يك
مغازه از نظر ما كارهايي ساده و خسته كننده است؛ اما براي يك كودك شايد
هيجان انگيزترين و جذاب ترين كار ممكن باشد. پس: ويژگيهاي اسباب بازيهاي
مناسب براي كودكان سنين مختلف، از آن مسائلي است كه همه والدين بايد با آن
آشنايي داشته باشند. اسباب بـــــازي هايي بــــراي داغان شدن! بچه
هاي زير 3 سال هر چه گيرشان بيايد را به دهانشان مي برند. اين مهمترين
نكته احتياطي است كه در انتخاب اسباب بازي كودكان در اين سن و سال بايد به
آن توجه كرد. اسباب بازيهايي كه اجزاي كوچك دارند به دليل خطر بالقوه اي
كه براي بچه هاي اين سن و سال دارند مناسب نيستند. بادكنك، چون مي تركد و
پاره مي شود و تيلهها و توپهاي كوچك كه قطر كمتر از 5 سانتي متر دارند
نمونه هايي از اين اسباب بازي هاي نامناسبند. علاوه بر اين، بچه ها در اين
سن دوست دارند اسباب بازيهايشان را دنبال خودشان روي زمين بكشند. آنها را
پرتاب كنند و يا حتي محكم به زمين بكوبند. اين براي سن آنها طبيعي است و
غير منطقي است اگر در اين سن از بچه ها انتظار داشته باشيد در نگهداري
اسباب بازي هايشان كوشا باشند! اگر نگران خراب شدن اسباب بازي ها هستيد،
پس چيزهايي براي كودكتان بخريد كه مقاوم باشند؛ مثلاً عروسكهايي كه در اثر
اين ضربات بعد از 2 روز چشم و بيني و ديگر اعضايشان از هم جدا نشوند. در
اين سن، مهمترين ملاك براي انتخاب اسباب بازي همين است. نوع و رنگ و لوكس
بودن يا نبودن و اينجور ويژگيها واقعاً اهميت چنداني ندارند. در اين دوره،
ساده ترين چيزها ممكن است يك روز مورد توجه كودك قرار بگيرند و در مقابل،
چشمگيرترين اسباب بازيها اصلاً توجه كودك را جلب نكنند. كودك در اين سن از
اسباب بازي هايي كه نمودار واقعيتند لذت مي برد و به همين خاطر اسباب
بازيهايي مثل ماشين و عروسك براي او مناسب ترند. همچنين يك كودك 3 ساله
فعال، به اسباب بازي هايي كه رويشان بنشيند يا آنها را هل بدهد و بكشد
احتياج دارد. مـــــداد رنگـــــي يك اسباب بازي خـــــوب بهترين
سرگرمي براي كودكان در سن 3 تا 5 سالگي، نقاشي است. پس وسايل نقاشي و
بخصوص مداد شمعي ها كه نوك تيز نيستند براي اين سن بسيار مناسبند. بايد
دقت كنيد پشت جعبه اين مدادها برچسبي وجود داشته باشد كه شبيه اين حروف و
اعداد رويش نوشته شده باشد: 4236 ـ ASTMD
اين حروف و اعداد نشاندهنده اين هستند كه مدادها توسط متخصصين سم شناسي
مورد بررسي قرار گرفته و تأييد شده اند. بچه ها در اين سن از بازيهاي
نمايشي هم خوششان مي آيد. عروسكها هم در اين سن ابزاري مهم براي پرورش
مهارتهاي كلامي به شمار مي روند. اسباب بازيهاي ساختني و دستگاه هاي صوتي
هم براي اين سن مناسبند. در اين سن، هنوز ذهن كودك براي بازيهاي منطقي و
قاعده مند آماده نيست اما حافظه و تخيل او را مي شود با بعضي از اسباب
بازيهاي الكترونيكي يا بازيهاي مربوط ه كلمات تقويت كرد. دختــــر يا پســــر؟ چه فـــرقــــي مي كند؟ يك
كودك 6 ساله آن قدر بزرگ شده است كه بتواند از خود و اسباب بازي هايش
مراقبت كند. اما بايد 2 نكته را به او آموخت: اول اينكه اسباب بازيهايش را
دور از دسترس كودكان كوچكتر نگهداري كند و دوم اينكه بعد از پايان بازي
آنها را جمع كند. در سنين 6 تا 12 سال، كودك بايد آرام آرام مهارتهاي
اجتماعي را هم بياموزد و به همين خاطر بازيهاي دستجمعي در اين سنين توصيه
مي شوند. كاردستي هم تخيل و خلاقيت كودك را تحريك مي كند. شايد از اين
سنين به بعد است كه تفاوت ميان دختران و پسران در انتخاب بازيهايشان به
طور واضحي، نمود پيدا مي كند. پسرها و دخترها روحيات خاص خودشان را دارند
(اگر به يك دختر توپ فوتبال و به يك پسر عروسك بدهيد، بعد از يك ساعت مي
بينيد كه پسر مشغول شوت كردن عروسك و دختر سرگرم پرستاري از توپ فوتبال
است!) اين تفاوت حتي از 3-2 سالگي در انتخاب اسباب بازي خودش را نشان مي
دهد، اما نبايد فكر كرد اگر به پسري اجازه بدهيم با عروسك يا لوازم خانگي
كوچك بازي كند، داريم خصوصيات زنانه را در او رشد مي دهيم. چون واقعاً هيچ
دليلي براي نگراني نيست و هيچ مطالعه اي چنين چيزي را نشان نداده است.
نبايد فراموش كرد كه در سالهاي اخير، اين تفاوت ميان پسرها و دخترها هم
كمرنگتر شده است. مخصوصاً دخترهاي امروز تمايل زيادي به بازيهاي ماجرايي
و اسباب بازيهايي مثل كاميون، سفينه هاي فضايي و سرگرمي هاي آزمايشگاهي
ابراز مي كنند! اثر بازیهای رايانه ای بر كودكان و نوجوانان اين
پديده جديد دانش بشري كه تقريباً درهمه شئون زندگي انسان راه يافته است،
همچون ديگر ساخته هاي دست بشر دو رو دارد كه يك روي آن استفاده صحيح در
كارها و كمك به رشد و سعادت بشراست. و روي ديگرآن استفاده غلط است كه
معمولاً جز در موارد علمي وشغلي ازآن استفاده مي شود. آنچه بيشتر كودكان و
نوجوانان را شيفته خود مي كند بازي هاي رايانه اي است. پيشرفت كيفيتي اين
بازي ها به فاصله كوتاهي در ايران رواج يافته و بازار اسباب بازي و لوازم
سمعي و بصري را به تسخير خود درآورده است . اين
بازي ها كه داراي تصاوير دو بعدي است تا 50 درصد با تصاوير واقعي انطباق
دارد و همچنين داراي موسيقي متن هست. چيزي كه اخيراً بر تعداد طرفداران
اين بازيها افزوده، قيمت مناسب آنها براي مصرف كننده است. علاوه بر اين
چون كودك و نوجوان خود اجرا كننده و در بطن بازي است و همراه با ساير
شخصيت هاي بازي درگير ماجراهايي مي شود كه طراح بازي براي او تدارك ديده
است، براي او بسيار جذاب است . اين بازي ها با استفاده از تصاوير پرتحرك و
صداهاي مهيج، دنيايي از هيجان را به اين انسانهاي تشنه جنب و جوش ارزاني
مي كند و همين جذبه، روح و جسم آنان را مطيع خود مي سازد و به عالمي از
تخيلات مي برد كه خود را محور و قهرمان اصلي ماجرا مي پندارند. محـــاســـن بازيهــــاي رايانـــــه اي - يادگيري را آسان و توجه بچه ها را جلب مي كند. - با رايانه هرچند بار كه بخواهند، مي توانند موضوعي را ببينند و مرور كنند. -
برنامه هاي بسيار متنوعي هستند كه به كودكان امكان مي دهد تا نقاشي ها يا
داستانهايي را خلق كنند ، ويا بازي هايي هستند كه كودكان را به تاريخ يا
جغرافيا علاقه مند مي كند. - برنامه آموزشي به كودكان كمك مي كند تا مهارت هايي را تمرين كنند. -
كودك بدون كثيف كردن لباسها و اطراف مي تواند به راحتي نقاشي بكشد و رنگها
را عوض كند. مثلا اگر از رنگ سبز لباس نقاشي اش خوشش نيامد به رايانه مي
گويد رنگ قرمز كن ، رنگ قرمز رضايت او را فراهم نكرد رنگ آبي و... - مفاهيم و مباني رياضيات را با كمك شكلهاي كودكانه به كودك آموزش مي دهد. - به عقيده بعضي از پزشكان ، بازيهاي رايانه اي به كودكان كمك مي كند كه به داروهاي مسكن كمتر احتياج پيدا كنند. - بازي هاي رايانه اي بچه ها را وارد دنيايي مي كند كه كنترلش در دست آنهاست و به همين دليل آنها از اين بازي لذت مي برند. - باعث هماهنگــــي چشم و دست و پرورش عضلات ظـــريف كودك مي شود. - وسيله كمك آموزشي براي معلولين و پركردن اوقات فراغت آنان است. معايب بازيهـــاي رايانـــه الف ) آسيبهـــــاي جسمانــــي چشمان
فرد به دليل خيره شدن مداوم به صفحه نمايش رايانه به شدت تحت فشار نور
قرار مي گيرد و دچارعوارض مي گردد. مشاهدات نشان داده است كه نوجوانان
چنان غرق بازي مي شوند كه توجه نمي كنند تا چه حد از لحاظ بينايي و
ذهني برخود فشار مي آورند. به دليل اين كه كودك در يك وضعيت ثابت تا
ساعتها مي نشيند ، ستون فقرات و استخوان بندي او دچارمشكل مي شود. همچنين
احساس سوزش و سفت شدن گردن ، كتف ها و مچ دست از ديگر عوارض كار نسبتاً
ثابت و طولاني مدت با رايانه است . پوست فرد در معرض مداوم اشعه هايي قرار
مي گيرد كه از صفحه رايانه پخش مي شود. ايجاد تهوع و سرگيجه خصوصاً
دركودكان و نوجواناني كه زمينه صرع دارند، از ديگر عوارض بازي ها ي رايانه
اي است . ب ) آسيبهـــاي روانــــــي ـ تــــربيتــــي 1- تقــويت حس پرخاشگــــري . مهمترين
مشخصه بازي هاي رايانه اي حالت جنگي اكثر آنهاست و اين كه فرد بايد براي
رسيدن به مرحله بعدي بازي با نيروهاي به اصطلاح دشمن بجنگد ، استمرار چنين
بازي هايي كودك را پرخاشگر و ستيزه جو بار مي آورد. " خشونت " مهمترين
محركه اي است كه در طراحي جديدترين و جذابترين بازي هاي كامپيوتري به حد
افراط از آن استفاده مي شود، چهره هاي معروف هاليوود كه در فرهنگ ما
انسانهاي ضد ارزش و غيراخلاقي هستند، در اين بازي ها به صورت قهرمانهاي شكست ناپذير جلوه نمايي مي كنند. 2- انـــــزواطلبـــــي : كودكاني
كه به طور مداوم با اين بازي ها درگيرند درونگرا مي شوند، در جامعه ،
منزوي و در برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران ناتوان مي گردند. روحيه
انزواطلبي باعث مي شود كه كودك از گروه همسالان جدا شود كه اين خود
سرآغازي براي بروز ناهنجاري هاي ديگر است . مادري مي گويد : فرزندم به
بازي هاي رايانه اي معتاد شده است . او هرروز خود را به صفحه تلويزيون مي
رساند و از دنياي بيرون به كلي بي خبراست ، حتي متوجه رفت وآمد ميهمانان
نمي شود. وهميشه بعد از دست كشيدن از اين برنامه با سردرد وكسالت مواجه مي
شود. ج) تنبــــل شـــدن ذهــــن: دراين
بازي ها به دليل اين كه كودك و نوجوان با ساختني ها و برنامه هاي ديگران
به بازي مي پردازد و كمتر قدرت دخل و تصرف در آنها پيدا مي كند اعتماد به
نفس او در برابر ساختني ها و پيشرفت ديگران متزلزل مي شود. تصور بيشتر
خانواده ها اين است كه در بازي هاي رايانه اي فرد در بازي مداخله فكري
مداوم دارد. اما اين مداخله، فكري نيست بلكه اين بازي ها سلولهاي مغزي را
گول مي زنند و از نظر حركتي نيز فقط چند انگشت كودك را حركت مي دهند .
ماهر چه دراين مسير حركت كنيم و بازي ها را گسترش دهيم، انسانهايي را
تحويل جامعه خواهيم داد كه سر خورده ، افسرده، غير متحرك وغيرسازنده هستند
و خود اتكايي آنها بسيار كم خواهد بود و ابتكار عمل نخواهند داشت. درحالي
كه براي جامعه ، نياز به انسانهايي خلاق ، مبتكر و متفكر داريم. د) تاثيــــر منفــــي در روابط خانـــــوادگـــي : با
توجه به اين كه زندگي دركشور ما نيز به طرف ماشيني شدن پيش مي رود و در
بعضي خانواده ها زن و مرد شاغل هستند و يا بعضي ازمردان بيش از يك شغل
دارند خود به خود روابط عاطفي و دركنار هم بودن خانواده كمتر شده وعده
زيادي ازاين وضع و وجود تلويزيون به عنوان جعبه جادويي كه باعث سرد شدن
روابط خانوادگي شده ناراضي هستند وحالا نيز جعبه جادويي ديگري يا جاذبه ي
سحر آميزتري به نام رايانه اضافه براين وضعيت شده و مشكلات را دوچندان
كرده است. و) افـــــت تحصيلـــــــــــي به دليل جاذبه مسحور كننده اي كه اين بازي ها دارد، بچه ها وقت و انرژي زيادي را صرف بازي با آن مي كنند،
حتي بعضي از كودكان صبح، زودتر از وقت معمول بيدار مي شوند تا قبل از
مدرسه كمي بازي كنند و وقتهاي تلف شده را هم بدين صورت جبران مي كنند. يكي
از والدين اظهار مي دارد كه در سال گذشته پسرم بهترين نمرات را داشت اما
از وقتي كه رايانه برايش خريده ايم روزي 2 الي 3 ساعت وقت خود را صرف بازي
مي كند و از لحاظ تحصيلي افت پيدا كرده است. رهنمــــــــودهــا -
اگر چنانچه قراراست از بازي هاي كامپيوتري استفاده كنيد، بهتراست بازي هاي
تصويري خلاق كه كودكان بايد به وسيله آنها، معما هايي را حل كنند، بيش از
بازي هاي ديگر مورد توجه قراردهيد. -
بازي دسته جمعي كودكان ، با ابزارهاي تصويري كمتر مسئله ساز است، اين
اسباب بازي ها ، زماني مخرب خواهد بود كه كودك به تنهايي براي ساعات
طولاني ، غرق بازي شود. -
والدين وقت بيشتري را به كودك و نوجوان خويش اختصاص بدهند. هر قدر وقت
گذاري و ارتباط صحيح بين والدين و فرزندان بيشتر باشد زمينه چنين بازي
هايي كمتر فراهم مي شود. به
اعتقاد پزشكان ايتاليايي وبعضي كشورهاي ديگر اروپايي ، مقصران اصلي ،
والدين هستند كه فرزندان خود را براي ساعتهاي طولاني درمقابل تلويزيون ، كامپيوتر، ويدئو گيم ، يا فيلم هاي ويدئويي رها مي كنند. -
بهتراست كه والدين همراه فرزندان خود به كوهستان، باشگاهها و ميادين ورزشي
بروند و به بازي هاي مورد علاقه آنها بپردازند تا انرژي عصبي و رواني آنان
تخليه شده و توجهشان ازبازي ها ي رايانه اي منحرف شود. - به فرزندتان اجازه ندهيد در فاصله نزديكي از صفحه رايانه بنشيند. - ازرايانه هاي با صفحه كوچك استفاده كنيد. - نور صفحه تلويزيون را كم كنيد. - ضروري است بچه ها به طور مرتب بين دو نوبت بازي استراحت كنند. - چشمها بايد مسلط به صفحه رايانه باشد. - روشنايي اتاق به نحوي تنظيم شود كه زنندگي نور به حداقل برسد. - بهتر است والدين با كودكان صحبت كنند كه فقط روزهاي تعطيلي مجاز به استفاده ازاين بازي ها هستند. با استدلال و منطق آسيب هايي را كه كامپيوتر به كودكان وارد مي آورد متذكر شويد. مخربترين
بازي هاي تصويري ، بازي هايي هستند كه تصاوير آنها، به طور مكرر، بر صفحه
ظاهر مي شوند و كودك بايد به تمام تصاويري كه ازبرابر چشم وي مي گذرند،
شليك كند، لذا توصيه مي شود از اين گونه بازي ها كمتر در دسترس كودك قرار
گيرد. خلاقيت قابليتي است كه در همگان وجود دارد اما نيازمند پرورش و تقويت ميباشد تا به سر حدشكوفايي برسد. فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد.
خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری
منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق
بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند. اساساً پرورش عنصر انگیزشی
خلاقیت باید در بستر خانواده صورت گیرد، زیرا مستعدترین محیط برای شکل دهی
آن محیط کلامی و نظام تربیتی و رفتاری خانواده است. کودک و نوجوان اوقات
زیادی را در خانواده سپری میکنند، بنابراین این طبیعی است که بیشترین
تاثیر را نیز از آن بپذیرند. كودكان بزرگترين معلمان خلاقيت هنگاميكه
نوزادي متولد مي شود و گريه هاي او به صدا در مي آيد، اين فريادها تنها يك
مفهوم دارد، چرا؟ نوع خلقت آدمي به گونه اي است كه او پرسشگر به دنيا مي
آيد. اوج پرسشگري و خلاقيت در ابتداي زندگي انسان شكل مي گيرد. كودكان با
رفتارهاي خود، هميشه آدمي را مبهوت مي كنند؛ چشماني كه دائم در حال جست و
جو است و گويش هايي كه منتظر كوچكترين تحريك براي پيدا كردن منبع صدا و
اندامي كه با خستگي ناپذيري به هر گوشه اي سرك مي كشد. يك كودك دو يك يا
سه ساله در طول روز از يك ورزشكار حرفه يي بيشتر حركت و بيش از يك نوار
ضبط صوت صحبت مي كند. گاهي آنقدر انرژي دارد كه براحتي به خواب نمي رود.
انسان با روحيه خلاقي پا به دنيا مي گذارد و تنها اين بزرگسالان هستند كه
به واسطه جهل، اين روحيه را نابود مي كنند. حميد ميرزا آقايی در
ميان توانایی های مختلف انسان بدون ترديد خلاقيت سازنده ترين و بنيادی
ترين آنهاست. دستيابی به قانون مندی هایی كه به شناخت و تغيير جهان منجر
شده بدون استفاده از نيروی خلاق انسان ها امكان پذير نبوده است. همه آثار
پر ارزش اصيل و ماندنی فرهنگ بشری كه زندگی انسان را معنا بخشيده ،ريشه در
خلاقيت داشته است و اين همه را تاريخ علم و هنر به روشنی نشان می دهد. با
توجه به نقش اساسی خلاقيت در زندگی ضروری است كه اين توانایی ارزشمند را
در كودكان پرورش دهيم.متاسفانه نظام آموزشی _تربیتی ما در خانه و مدرسه و
به تبع آن در جامعه، نه تنها اين توانایی را در كودكان و نوجوانان پرورش
نمی دهند، بلكه باشيوه های نامناسبی كه به كارمی برد ، آنرا سركوب می كند . در پرورش خلاقيت كودكان چند نكته مهم را بايد در نظر گرفت : نخست
: توجه به نقش آموزش در خلاقيت است . تحقيقات روانشناسی و تجربيات انجام
شده ، تا حدودی نشان داده اند كه می توان خلاقيت را پرورش داد . اعتقاد به
امكان
پرورش خلاقيت و ساير خصوصيت های فرد نگرش ما را نسبت به توانایی های عظيم
انسانی ، در جهت مثبت تغيير می دهد و ما را به جستجوی شيوه های مناسب برای
رشد و شكوفایی آنها وا می دارد . نكته
دوم : آگاهی از روند شكل گيری و رشد خلاقيت در كودكان ،شناخت عوامل تقويت
كننده و بازدارنده آن و فراهم ساختن محيط و امكانات مناسبی برای پرورش اين
توانایی است . بايد كودكان را تشويق كنيم كه خود به فعاليت ، تجربه مستقيم
، مشاهده و تفكر بپردازند و از عادت دادن آن ها به حفظ كردن و تكرار مطالب
و نيز تحميل افكار، راه حل ها و تجربيات خود به آن ها بپرهيزيم . بگذاريم
خود تجربه كنند و بياموزند و اين اصل را بپذيريم كه خلاقيت در آزادی شكوفا می شود. نكته سوم اينكه پرورش خلاقيت همچون
ساير خصوصيات انسانی بايد از همان سال های نخست زندگی آغاز گردد. خلاقيت
تدريجا شكل می گيرد و رشد می يابد. اوج خلاقيت كودكان تا سنين 6-7 سالگی
است . بنابراين اگر كودكان را با شيوه های كار خلاق آشنا نسازيم نمی
توانيم از آن ها انتظار داشته باشيم كه در آينده افرادی نوآور و مبتكر
باشند. و
آخرين موضوع اينكه فكر نكنيم پرورش خلاقيت كودكان نياز به امكانات خاص ،
هزينه های گزاف وشيوه های پيچيده دارد. ما به عنوان پدر، مادر و معلم ،
نبايد به صورت منفعل در انتظار ايجاد محيط وشرايط مناسب باشيم كه خلاقيت
كودكمان را بارور سازد بلكه خود بايد شيوه های عملی ، ساده و درستی را در
اين زمينه به كار گيريم . البته اين كار ، خود نياز به خلاقيت دارد ، می
توان نمونه هایی از فعاليت هایی را كه برای پرورش خلاقيت كودكان مناسب است ،ارائه داد. قصه
گویی، نمايش های خلاق و آزاد، تشويق كودكان به سوال كردن، پاسخ مناسب دادن
به سوال های آنها، كارهای دستی، كلاژ، استفاده از اسباب بازی هایی كه كودك
بايد با آنها اشيایی را بسازد، فراهم ساختن امكان مشاهده ی نزديك و مسقيم
برای كودكان از طريق آشنایی آن ها با طبيعت ، زيرا هيچ چيز برای كودكان
آموزنده تر و جالبتر از تماشای طبيعت نيست، تشويق آنها به جمع آوری
مجموعه هایی از گل ها، برگ ها،سنگ ها،تصاوير حيوانات، اشياء و غيره كه
مشاهده و دقت كودكان را تقويت می كند، فيلم های مناسب و ساير فعاليت هایی
كه هر يك از ما می توانيم با اندکی دقت و توجه آنها را مشخص سازيم و
امكانش را برای كودكمان فراهم سازيم . آنچه که نبايد به کودکان گفت ۱- گذاشتن اسم روي بچه ها " لال " یا " بچه بد اگر
کودکان را نامهايي مانند احمق و تنبل و... بناميد باور مي کنند که داراي
اين صفات و خصوصيات است. به علت آسيبي که به کاربردن اين نامهاي منفي به
شخصيت بچه ها وارد مي کند اعتماد به نفس او از بين مي برد. اگر کودکي به
صفت « زشت » ناميده شود ممکن
است از حضور در جمع و بازي با ديگران خودداري کند اگر بگوييد: « کمرو» از
ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهيز مي کند. چه بايد گفت: با جمله اي مثبت
توجه بچه را به رفتاري معطوف کنيد که بايد تغيير دهد. « اين اتاق نامرتب و
به هم ريخته است » يا « کاغذ و مدادهايت روي زمين پخش شده و بايد جمع شود.» ۲- طـــرد کـــردن بچه ها " اي کاش به دنيا نمي آمدي " يا " هيچکس ترا دوست ندارد " طرد
کردن بچه ها نشان دادن نفرت يا تمايل به جدايي از آنهاست. براي يک کودک
دوست داشته نشدن از طرف فردي که او را به دنيا آورده به معني دوست نداشتن
از طرف همه افراد است. آنچه که يک کودک بايد بداند اين است که پدر و مادر
بدون هيچ قيد و شرطي دوستش دارند. چه بايد گفت: هر روز با او گفتگو کنيد و
بگوييد « دوستش داريد » و در آغوشش بگيريد. ارتباط با مهدکودک ورود به مهدکودک مرحله بحراني در رشد و تکامل کودک آماده
کردن کودکان براي ورود به مهد تنها مشکل و دردسر والدين نيست. براي يک
ورود موفق خانواده، سيستم آموزشي مهد، معلم و جامعه همگي مسئول هستند.
کودک ممکن است بعد از پشت سر گذاشتن تابستان براي ورود به مهد اضطراب
داشته باشد. يا شايعات زيادي درباره معلمين شنيده باشد. درباره برنامه هاي
مهد اطلاع کافي نداشته باشد. و شما نيز در اين زمينه ها نگران هستيد و مي
خواهيد بدانيد معلم او کيست با چه کسي همکلاس است و اينکه مي خواهيد
بدانيد چطور ميتوانيد به بهترين شيوه کودکتان را براي پذيرش تغيير و
تحولات آماده کنيد. اضطراب و نگراني بچه ها را بپذيريد و او را به صحبت در
آن زمينه ها تشويق کنيد. آماده گوش کردن باشيد. روي رشد جسمي فرزندتان
توجه داشته باشيد. هم کلاسيها و هم سرويسهاي او را بشناسيد. بچه ها در مهد
چيزهاي زيادي را از طريق مکاشفه و تصميم گيري ياد مي گيرند. عقايد و
احساساتشان را بيان مي کنند. براي يکديگر داستان تعريف کرده و به
داستانهاي يکديگر گوش مي دهند. مفاهيم رياضي را از طريق ساختن و ترکيب
کردن ( خانه سازي و ... ) ياد مي گيرند و ... گریه کودک در مهد کودک آمــاده سازی كــــودک بــرای ورود به مهدكــودک اول
بايد كودك را با محيط مهد آشنا كرده و براي او توضيح داد كه ميتواند در
مهد بازي كند، دوست پيدا كند و كارهاي جديد ياد بگيرد و در ضمن به او
توضيح داد، در آنجا مربياني هستند كه آنها هم او را دوست دارند و به طور
مداوم به او اطمينان داد كه بعد از يك ساعت مشخص، پدر و مادر حتما دنبال
او خواهند آمد. در روزهاي اول بهتر است حدود نيم ساعت همراه كودكان در
مهدكودك ماند و سعي كرد او را با ديگران آشنا كرد تا كمكم حس امنيت و
اعتماد به ديگر كودكان و مربيان مهد در او ايجاد شود. از روزهاي بعد
ميتوان او را در حدود 1تا2 ساعت در مهد گذاشته و به او قول داد كه براي
مثال در عرض 2 ساعت حتما دنبالش خواهيم آمد و حتما آنرا اجرا كنيم. اگر
كمي دير شود، كودك حتما مهدكودك را جاي امني نميداند و آن را موجب جدايي
خود از مادر ميبيند، پس با ديدن مادر به او ميچسبد و ديگر علاقهاي به
رفتن به مهد نخواهد داشت؛ به همين دليل است كه ايجاد امنيت دركودك اهميت
مييابد و حتما بايد به آن توجه كرد. كمكم ميتوان زمان باقيماندن كودك
در مهد را بيشتر كرد ولي نبايد بدين گونه باشد كه كودك را از ساعت 7 صبح
تا 4 بعدازظهر در مهد بگذاريم، زيرا در صورتي كه كودك ساعاتي طولاني تحت
مراقبت كسي غير از مادر خودش باشد، از لحاظ وابستگي به مادر دچار مشكل
خواهد شد و نسبت به مراقبان مهدكودك علاقه پيدا كرده و جدا شدن از آنها هم
برايش سخت خواهد بود. فرضيهاي كه روانشناسان آنرا فرضيه تك مادري
مينامند، مويد اين مطلب است كه كودك بهتر است بيشترين ساعات روز را تحت
مراقبت يك نفر به خصوص مادر باشد نه اينكه بيشترين زمان خود را در مهد
كودك بگذراند. دکتر نادر آنچه كودكان نياز دارند هيچكس نمي داند كه آيا محيط و طبع انسان سبب تفاوت در رفتار او نسبت به پسران و دختران مي گردد و يا روش تربيت او. اما تحقيقات نشان دادهاند كه والدين مي توانند نقش بسيار مهمي را در كمك و حمايت كودكانشان در جهت يافتن روش هايي سالم و مفيد براي مقابله و روبه رو شدن با تعصبات مربوط به جنسيت ايفا نمايند. اولين قدم براي دستيابي به اين امر مهم آگاهي از نيازهاي كودكان مي باشد. نويسنده: دكتر جنی فريدمی مترجم: الهام روشن پور آموزش مسئوليت به كودكان در ابتدا بهتـــر است بدانيـــم كه مسئوليت چيست؟ واژه مسئوليت از لحاظ لغوي به معني توانايي پاسخ دادن، و در عرف عام به مفهوم تصميم گيريهاي مناسب و موثر است. منظور از تصميم گيري مناسب، آن است كه كودك در چارچوب هنجارهاي اجتماعي و انتطاراتي كه معمولا از او مي رود، دست به انتخابي بزند كه سبب ايجاد روابط انساني مثبت، افزايش ايمني، موفقيت و آسايش خاطر وي شود. مسئوليت ارثي نيست و بايد از طريق تجربه آموخته شود. آموزش مسئوليت پذيري به كودكان، نيازمند جوّي خاص در خانه و مدرسه است. چنين جوي در مورد تصميم گيري ها و پيامدهاي آنها، اطلاعاتي به كودكان مي دهد و منابعي را برايشان فراهم مي كند تا بتوانند تصميمات صحيحي بگيرند و در بزرگسالي، بتوانند مسئوليت هر آنچه را كه در زندگي اش رخ مي دهد، بر عهده گيرد. كودك از نخستين روز زندگي تا بزرگسالي بايد قابليت مسئوليت خويش را افزايش دهد، او از طريق كنش هاي متقابل با والدين، معلمان و همسالانش به اهميت مسئول بودن پي مي برد. اين كنش هاي متقابل، شامل انتظاراتي است كه از كودك مي توان داشت و اين كه او بايد ياد بگيرد روز به روز به نحوي مناسبتر و موثر تر به آنها پاسخ دهد. شكل دهی به شخصيت كودكان دنیای
امروز دنیایی است مکانیزه و ماشینی که میتوان گفت تمامی انسانها و حیوانات
و یا تمامی موجودات زنده ایی که بر روی این کره خاکی زندگی می کنند بخشی
از زندگی خود را با موسیقی سپری می کنند. به عنوان مثال در کشور هلند برای
پرورش گل در زمانهای خاصی از شب برای افزایش رشد گیاهانشان از موسیقی آرام
استفاده می کنند.اگر
ما بخواهیم تاثیر موسیقی بر روح و روان کودکانمان را دریک جمع بندی خلاصه
کنیم میتوانیم به طور کلی بگوییم که مخ به دونیم کره شکل گرفته است که یک
قسمت ازآن برای محاسبات اعداد و ارقام وقسمت دیگر آن به طور کامل مربوط به
قسمت هنرهای یک انسان محسوب می شود پس موسیقی یکی ازعاملهای محرک برای
تخلیه روح و روان شناخته شده و می شود. نــوع موسیقــــی و اثــــر آن بر روح و روان کـــــودکانمان : تاثیرات
روانی موسیقی هایی از نوع 8/6 را در عده ایی ازکودکان می توان پیدا کرد که
یک حس شاد بودن با یک انرزی اضافی دربیشتر اوقات در وجودشان دیده می شود
اما از رویی دیگر در تعداد زیادی ازکودکان دیده می شود که به علت زیاد از
حد گوش دادن موسیقی های خاص که خانواده ها بیشتر به آنها علاقه دارند ذهن
کودکانشان مجبور و یا عادت به دیدن و شنیدن اینگونه موزیک های خاص شده است
و سبکهای دیگرموسیقی که مربوط به سنین آنها می باشند نمی توانند تحمل
کنند. و گاه درعده ایی ازآنها پرخاش گریی حرکات ناموزون و یا سکوت های
طولانی و …
دیده می شود که اگر به اصل این موضوع برگردیم می بینیم که یکی ازعوامل
اینگونه حالات شنیدن و دیدن این موزیک ها میباشد که باعث اثر مستقیم روی
آنها شده است که درسنین بالاتر می توان طرز پوشیدن لباس و آداب و منششان
به تقلید از آن گروهها را اشاره کرد که دربعضی موارد دچارحوادثی غیرقابل
جبران می شود که باید کاملا جدی گرفت. حال اگر موسیقی ایی که مربوط به
سنین آنها باشد را قبل ازرفتن به مهد کودک ویا مدرسه برایشان گذاشته شود
وحس حاکم برفضایی را که فرزندانمان دوست دارند برایشان درست شده باشد می
تواند تآثیرات زیر را داشته باشد : · شادابــــی و نشاط · آرامش روحـــی و روانــــی ( باانرژی اضافـــی ) · آمادگی ذهنـــی برای فـــراگیری مطالب بهادادن به هنـــــرهای کــــودکان : کودک
امروز آینده فردای جامعه هر کشور را تضمین می کند و به نوعی خلاقیت هایی
که دروجودشان حاکی است اگر ارزش و بها داده شود می توانند در آینده نزدیک
به نوعی به ارزشهای خود و جامعه آن کشور جامه عمل بپوشاند و می توان گفت
ایده ها و نظرهایشان با کوچک بودن ازدید ما ایده های بزرگی ازدید خودشان
می باشد که اگر این ایده ها را از بعدی دیگر نگاه کنیم می تواند به نوعی
ایده های بزرگی برای ماهم به حساب آید. در بعضی از انسانها دیده می شود که
در سنین پایین آموزشهایی دیده اند که به نسبت طرز فکرشان و خلاقیت هایشان
بالاتر از دیگر افراد آن گروه سنی می باشد و می توان گفت که از کودکی
مسیری را برای خود روشن کرده اند. کودکانی
وجود دارند که با سنین پایینی که دارند نوازندگان خوبی هستند و یا عده ایی
از آنها هستند که کار با رایانه را به راحتی انجام می دهند و کارهایی
ناخداگاه انجام می دهند که اصلا به سنین آنها نمی خورد. دربعضی از خانواده
ها دیده می شود که بدون هیچ توجهی از کنار این هنرها و کارها به سادگی می
گذرند و به جای تشویق فرزندانشان با یک کلمه " آفرین " یا " خوب است " و
یا " برو حوصله ندارم " به راحتی از آن حرکت مثبت می گذرند ولی اگر بلعکس
فقط با دادن یک کادوی کوچک آنها را تشویق کنیم فردای آن روزبه کارهای
فراتر از آن می پردازند و یا با جدیت بیشتر به تمرین های آموزشی خود می
پردازند . تمامی این حالات درزمانی میتواند اتفاق بیفتد که ذهنیت
فرزندانمان رو به شاد بودن و یا بهتر است بگوییم رو به مثبت حرکت کند و
هیچگونه فکر اضافی و یا فکر منفی برای ذهن آنها تراشیده نشده باشد.تغذیه کودکان دبستانی (1)

تکامل فیزیکی:
رفتار غذا خوردن :
اشتها:

کالری:
پروتئین:
چربی:

ویتامین ها مواد معدنی:
آهن:
کلسیم:
فیبر:
تغذیه کودکان دبستانی (2)
( کودکان11-7 ساله )

هرم غذایی :
گروههای غذایی مکمل ویتامین ها و مواد معدنی :

نوشابه ها :
خرابی دندان ها :

چاقی :

ورزش و فعالیت بدنی :
مشارکت بچه ها در انجام کارها :
.jpg)

با توجه به اين خطر، بسياري از مدارس برنامههايي را براي جلوگيري از سوءاستفادههاي جنسي از كودكان تنظيم كردهاند. در بيشتر اين برنامهها آموزشهاي مختلفي درباره سوءاستفاده جنسي به بچهها آموخته ميشود، براي نمونه آگاه كردن آنها در مورد تفاوت بين لمس «خوب و محترمانه» و لمس «بد و زشت»، هوشيار كردن آنها نسبت به خطرات وتشويق كردن آنها براي گزارش كردن اين اعمال خلاف به افراد بزرگسال. تحقيقات نشان داده است كه اين آموزشها در كاهش جرايم بيتاثير نبوده است اما بچههايي كه تحت آموزشهاي جامع و گسترده شامل تقويت قابليتهاي اجتماعي و عاطفي مربوطه قرار داشتهاند بهتر توانستهاند از خود در برابر تهديدات جنسي محافظت كنند. آنها بهتر از بچههاي ديگر ميتوانند از فرد خطاكار بخواهند كه آنها را رها كند، داد و هوار راه بياندازند و با فرد خلافكار گلاويز شوند، يا او را تهديد به لو دادن كنند، و هنگامي كه رفتار ناشايستي با آنها شد عملا آن را به والدين خود بگويند. ويژگي اخير ( گزارش كردن عمل خلافكار) يكي از بهترين راههاي پيشگيريكننده است.
در تحقيقي كه بر روي تعدادي كودكآزار چهلساله صورت گرفت هريك از آنها به طور متوسط در هر ماه ( از دوران نوجواني خود به بعد) يك قرباني داشتهاند. گزارشي درباره يك راننده اتوبوس و يك معلم كامپيوتر نشان داد كه آنها هر ساله سيصد بچه را مورد آزار قرار دادهاند ولي حتي يك بچه از سوءاستفاده جنسي آنها گزارش نداد تا اينكه يكي از پسرهايي كه توسط معلمش مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته بود همان عمل را با خواهرش انجام داد و بدين ترتيب راز خلافكاران برملا شد. بچههايي كه تحت آموزش برنامههاي جامع و مفصلتر قرار داشتند سه برابر بيشتر از بچههايي كه برنامههای كوتاه مدت را پشت سر گذاشته بودند احتمال داشت كه سوء رفتارهاي جنسي را گزارش دهند. مجريان اين برنامها آموزشهاي مختلفي در مورد بهداشت و مسايل جنسي به بچهها ميدهند و از والدين ميخواهند تا آنچه در مدرسه آموزش داده ميشود در خانه نيز براي بچهها تكرار كنند. بچههايي كه والدينشان چنين كردهاند خيلي بهتر از ديگران در مقابل تهديد به سوءرفتار جنسي مقاومت كردهاند.
علاوه بر آن قابليتهاي اجتماعي و عاطفي تاثير قاطعي در اين زمينه دارند. براي بچه كافي نيست كه فقط چيزهايي دربارهي لمس «بد» و «خوب» بداند بلكه او نياز به خودآگاهي دارد تا بفهمد چه زماني در موقعيت نامناسب يا ناراحت كننده قرار دارد. او بايد آنقدر اعتماد به نفس داشته باشد كه بتواند حتي در مقابل فرد بزرگسالي كه سعي دارد از او سوءاستفاده كند جسورانه بايستد و از خود محافظت كند. يك بچه همچنين نياز به روشهايي براي جلوگيري از سوء رفتار فرد خلافكار دارد، هرگونه عملي اعم از فرار تا تهديد به لو دادن او. براساس همين دلايل، برنامههاي مفصل آموزشي به بچهها ياد ميدهند كه چگونه بر خواستههاي خود تاكيد ورزند و به جاي كنارهگيري، بر احقاق حقوق خود پافشاري كنند و حد و مرز خود را بشناسند و از آنها دفاع كنند.
غذا
به مادران تـــوصيه مـــي شـــود:
يک بــــــــرنامه غذايــــي متعــــــــادل :
شير مادر حاوي موادي است که حتي از ابتلاي نوزادان به ويروس اچ.آي.وي و انواع سرطان ها ممانعت مي کند. محققان اعلام کردند نوزاداني که از شير مادر تغذيه مي کنند 20 درصد کمتر از ساير نوزادان دچار مرگ و مير مي شوند و هر چه طول دوره شيردهي به نوزاد بيشتر باشد، خطرات مرگ و مير کاهش مي يابد. 
مــــــزایای اقتصـــادی ـ اجتماعـــی شیـــرمـــادر :
۲ - تغذیه با شیرمادر علاوه بر كمك به رشد و تكامل كودك از خروج ارز به خارج از كشور جهت واردات شیرخشك جلوگیری می كند. ۳- تغذیه انحصاری با شیر مادر ارتباط مستقیم در كنترل جمعیت و تنظیم خانواده دارد بنابراین در صورت تغذیه شیرخواران با شیر مادر امكانات اقتصادی كمتری به این امر اختصاص داده می شود.
جنبـــــه های ایمنـــــی شیـــــــر مـــــــــادر :
نحوه شیــــر دادن در شـــرایط خاص
تغذیه با شیــــــر مـــــــادر پس از عمل ســــزارین:
تغذیــــه در دو قلــــــویــــی:
نـــــــــوزادان كـــــــــم وزن
بعـــد روانـــــی تغذیه شیــــــرمـــــادر :
![]()
![]()

داشتن اعتماد به نفس را به کودکان بیاموزید
کودکان ناتوان در روابط اجتماعی را بشناسیم!!
کسی که از یک کودک اوتیستی نگهداری میکند
یک فرد اوتیست تغذیه مناسب برای كودكان ورزشكار
مهمترین ویژگی دوران قبل از مکتب:
هفت سال اول زندگی دورهای است که در آن کودک از آموزش جدی و
رسمی معاف است. در این دوره کودک از آزادی عمل بیشتری برخوردار است و
نباید تکلیف شاقی را بر او تحمیل کرد. چنین به نظر میرسد که در این دوره
کودک از یک طرف موجود بسیار با ارزشی است که باید در خانواده گرامی داشته
شود و مورد مهر و محبت و احترام والدین خود باشد؛ از سوی دیگر نباید به او
سختگیری صورت گیرد و برنامههای جدی و سنگین از لحاظ تعلیم و تربیت بر
دوش ناتوان او تحمیل کرد. همچنین در این دوران باید بیشتر از تشویق
استفاده نمود و کاربرد تنبیه جزء در موارد استثنایی مجاز نیست. تنبیه
بدنی، در این دوره روش تربیتی بسیار نادرستی است. تنبیههایی که در این
دوره در نظر گرفته میشوند باید با توان محدود جسمی و روانی کودک تناسب
داشته باشد و لذا تنبیه شدید به هیچ عنوان توصیه نمیشود. کودکانی که در
دوران قبل از مکتب از امنیت و محبت کافی برخوردار نمیشوند، آسیبهایی بر
آنها وارد میشود که به سختی در دورههای بعد قابل جبران است.
از
مسائل مهم و اساسی در اواخر این دوره، آماده کردن طفل برای ورود به مکتب
است. مکتب محیطی جدید است که کودک با ورود به آن به دنیایی تازه دست
مییابد. حضور در این دوره به رشد اجتماعی کودک نیز کمک میکند و او را
آمادهی روابط اجتماعی با همسالان در محیط مکتب میکند. والدین قبل از
فرستادن کودکان به مکتب و آغاز تعلیم و تربیت رسمی، حداقل چند نکته را در
نظر داشته باشند:
۱- کودک آنان از لحاظ رشد جسمی و روانی به حدی رسیده باشد که بتواند تعلیم و تربیت رسمی را پذیرا باشد.
۲- وابستگی
کودک را به والدین و خانه به روشهای مقتضی کم کنند. (مثل بردن کودک به
پارک و بازی با کودکان همسن و سال، گذراندن ساعتی در منزل اقوام بدون حضور
پدر و مادر و...)
۳- با تعریف از مکتب و تمجید از محاسن معلمان و امثال آن، کودکان را در
زمینه پذیرش ورود به مکتب تشویق کنند. به قسمی که آنان شیفته رفتن به
مکتب گردند.
متأسفانه عدم رعایت بعضی از موارد فوق موجبات اضطراب و دلسردی بعضی از
کودکان را فراهم میکند. حتی در بعضی موارد کودکان پس از رفتن به مکتب در
اندک مدتی دچار ترس، بیاشتهایی و بهانهگیری و بالاخره به بیماری ?فوبیا?
یعنی ترس از مکتب دچار میشوند. برای رفع این مشکل باید والدین و معلمان
به صورت جدی با یکدیگر همکاری و تفاهم داشته باشند. مسئولین مکاتب مخصوصاً
معلمان صنفهای اول باید جلسات متعدد و زیادی با والدین کودکان داشته
باشند. محیط مکتب باید برای پذیرفتن بعضی از والدین به خصوص مادران
متعلمین صنف اول آماده باشد. این قبیل مادران باید مجاز باشند، ساعتها به
همراه کوکان خود در مکتب به سر برند تا تفاهم لازم بین کودک، محیط مکتب و
معلمش به وجود آیدرابط
بنابراين کودکان با انتخاب نوع بازي ، تعيين شرايط بازي و مقيد کردن خود
به اطاعت از اصول و قوانين آن ، در حقيقت نوع خاصي از زندگي اجتماعي را
تجربه مي کنند و در سازمان دادن به اين زندگي اجتماعي ، اين باور را در
خود پرورش مي دهند که به منظور پذيرش در گروه و بازشناسي از سوي همبازي ها
مجبور به اجراي قوانين بازي مي باشند . کودک بدون بازي ، به ويژه بازيهاي
گروهي، خودخواه و فاقد توانايي لازم براي ايجاد ارتباط با ديگران بار مي
آيد، حال آن که از طريق بازي، شيوه همکاري و نفوذ در گروه همسالان، جلب
توجه ديگران، رعايت حقوق ديگران، زندگي گروهي و بسياري از امور اجتماعي
ديگر را ياد مي گيرد . بازي به کودک مي آموزد که چگونه با ديگران ارتباط
برقرار کند و در عين حال اين امکان را براي او فراهم مي آورد تا خود را به
طور شايسته در مقابل ديگران کنترل نمايد ، به اين معني که کودکان به واسطه
شرکت در بازي ، به تقويت و توسعه نيروهاي دروني خود مي پردازند و زمينه
هاي لازم براي خويشتنداري را کسب مي کنند.
" آنچه مسلم است برنامه ريزي و
طراحي بازيهاي مناسب موجب مي شود کودکان به بلوغ اجتماعي رسيده ، به نقش
حقيقي خود در جامعه پي ببرند و آمادگي مقدماتي را براي پذيرش نقش هاي
آينده به دست آورند. بازی بازی در کودکان
نقش آموزش و تجربه در خلاقيت كودكان


ر کودک 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت
19:10 توسط سحر| |
به ازای هر یک ساعت تماشای تلویزیون ، میزان بروز چاقی 2 درصد افزایش می یابد. بنابراین مدت زمانی را که بچه ها به دیدن تلویزیون، ویدئو و بازی های کامپیوتری اختصاص می دهند ، باید کاهش یابد.
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت
19:6 توسط سحر| |
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت
10:40 توسط سحر| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت
11:55 توسط سحر| |
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت
11:50 توسط سحر| |
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت
20:21 توسط سحر| |
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت
21:25 توسط مرجان| |
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت
21:3 توسط مرجان| |
اعتماد به نفس نشانه احساسی است که به خود داریم و رفتارمان خیلی واضح این احساسات را نشان میدهد. به عنوان مثال:
کودک و یا نوجوان با اعتماد به نفس بالا میتواند:
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت
10:45 توسط سحر| |
کسانی
که به اوتیسم مبتلا هستند مانند کسانی که فلج مغزی دارند (cerebral palsy)
از ناتوانی جسمی رنج نمیبرند؛ آنها احتیاج به صندلی چرخدار ندارند و در
ظاهر مانند هر فرد دیگری که چنین معلولیتی ندارد به نظر میرسند. با توجه
به این طبیعت نامرئی این معلولیت آگاهی و درک این وضعیت کار دشوارتری است.
علاوه
بر این وضعیت، شکل دیگری از اوتیسم وجود دارد که به آن سیندروم اسپرگر
میگویند و اغلب درباره کسانی گفته میشود که کارکرد این معلولیت در آنها
در سطح بالای طیف اوتیسم قرار دارد.
مراوده اجتماعی (دشواری در ایجاد روابط اجتماعی، بعنوان مثال منزوی از دیگران و یا بیتفاوت نسبت به آنان بودند).
ارتباط اجتماعی
(دشواری در ابجاد ارتباط لفظی و غیر لفظی، بعنوان مثال اینکه بطور کامل
مفهوم حرکات و اشارات، حالات صورت و لحن صحبت دیگران را نفهمیدن).
تخیل
(دشواری در یادگیری بازیهایی که چند نفر در آنها درگیر هستند و یا باید
از قدرت تخیل برای فهم آنها استفاده کرد، بعنوان مثال محدودیت در فعالیت
هایی که به قدرت تخیل فرد مربوط میشوند، یا اینکه احتمالا آنها را فقط
بطور خشک و مکرر تقلید کردن).
آموزش
و پرورش ویژه و یا حمایت با برنامه واقعا میتواند در زندگی فردی که
اوتیست است تاثیر بگذارد و به او کمک کند تا توانایی های خود را به حداکثر
ممکن رشد داه و بیشترین قابلیت های دوره بلوغ خود را بدست آورند.
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت
10:38 توسط سحر| |
حتماً در كیف كودك خود بطری آب را فراموش ننماید. در روز مسابقه بهتر است
برنامه غذایی زیر را برای فرزند خود در نظر بگیرید. همراه صبحانه موز یا
نارگیل، همراه با ناهار گوجه و هلو، همراه عصرانه میوه و ساندویچ مرغ و
همراه شام كمی گوشت كباب شده و سبزیجات به او بدهید.
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت
10:7 توسط سحر| |
نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت
21:47 توسط سحر| |
نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت
15:19 توسط سحر| |
نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت
10:55 توسط سحر| |
نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت
10:34 توسط سحر| |
نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت
10:19 توسط سحر| |


ت

