تبليغاتX
مطالب تربیتی
مطالب تربیتی

برای تربیت کودک و نوجوان

ايمني بدن ما نقش مهمي در محافظت از ما در مقابل بيماري هاي بسياري را به عهده دارد. بيماري هاي نقص ايمني گروه ناهمگوني از بيماري ها هستند كه خصوصيت مشترك آنها افزايش حساسيت ميزبان به عفونت است. بيماري هاي نقص ايمني اوليه، بر اساس محل ايجاد نقص ايمني گروه بندي مي شوند؛ همانطور كه ميدانيد سلولهاي ايمني در بدن ما شامل سلولهاي لنفوسيت B و A هستند و دو عامل ديگر در ايمني بدن عليه ميكروب ها، خوردن ميكروب به وسيله عمل فاگوسيتوز و نيز وجود مولكول هاي ريزي به نام كمپلمان ها مي باشند. هر يك از اين سيستم ها ممكن است، مستقلاً يا به همراه يك يا چند سيستم ايمني ديگر عمل كنند. نقص ايمني ممكن است مادرزادي، اكتسابي، ثانويه به ناهنجاري جنيني يا انواع ديگر باشد.

نقص ايمني هاي ثانويه ناشي از بيماري هاي ايمونولوژيك (نارس بودن جنين)، سوء تغذيه، بيماري هوچكين)، آسيب ديدگي (سوختگي و طحال برداري) يا درمان با (كورتن، پرتويابي يا مصرف داروهاي ضد سرطان) مي باشند. نقص ايمني ممكن است دائمي يا گذرا باشد و با درمان كافي بيماري اوليه برطرف شود.

علائم باليني

نقص ايمني اوليه شايع نيست بنابراين موارد ديگري كه با افزايش حساسيت نسبت به عفونت ها همراه مي باشند، بايد ابتدا در نظر گرفته شوند. اين موارد شامل اجسام خارجي (مثل اختلال در كار لوله استاش)، نقص مادرزادي قلب و عوامل ميكروبي غيرمعمول (مثل ميكروب هاي مقاوم به آنتي بيوتيك) مي باشند.

نشانه هاي باليني بيماري هاي حساسيتي، اغلب با نشانه هاي باليني بيماري هاي نقص ايمني اشتباه مي شوند و تحت شرايط خاصي، ممكن است فرد را مستعد عفونت دستگاه تنفسي فوقاني نمايند. اغلب سابقه خانوادگي مرگ زودرس شيرخواران و عفونت هاي شديد وجود دارد، زيرا بسياري از سندرم هاي نقص ايمني ارثي هستند.

معاينه جسمي كودكاني كه نقص ايمني دارند، كسالت، ناخوشي، رنگ پريدگي و تحريك پذيري مزمن را نشان مي دهد. توده عضلاني و بافت چربي ممكن است كاهش يافته باشد و گره هاي لنفاوي و لوزه ها كوچك بوده يا اصلاً وجود نداشته باشد. اگزماي پوستي در برخي از انواع آن وجود دارد. عفونت برفكي جلدي مخاطي مزمن در نقـص سـلولهاي T بايد مورد توجـه قرار گيـرند. آبسـه هاي زيـرپوسـتي (در نقـص گلبـول هاي سـفيد و زيـادي ايمـونوگلوبوليـن هاي E) مطـرح هسـتند. ترشـح از گـوش در نقـص سـلولهاي B ديده مي شود.

گاهي انواع نقص ها با هم ديده مي شود، مثل نقص ايمني مختلط شديد (S.C.I.D) كه هر دو نوع سلول B و A وجود ندارد.

ارزيابي آزمايشگاهي

قابليت هر يك از اجزاي پاسخ ايمني بايد مورد بررسي قرار گيرند كه شامل آزمايش هاي كمي و كيفي انواع سلولها و يا توليدات سلولي مي باشد. در ابتدا بايد آزمايش هاي كلي غربالگري (Screen) بكار گرفته شوند و آزمون هاي اختصاصي تر بايد براي زماني در نظر گرفته شوند كه ناهنجاريها كشف شده يا قوياً تشخيص آنها مطرح است. نتايج هميشه بايد با افراد هم سن طبيعي مقايسه شوند. عفونت ايدز بايد رد شود.

درمان

درمان بيماران مبتلا به نقص ايمني اوليه، نيازمند تجويز توأم آنتي بيوتيك ها، جداسازي بيمار جهت محافظت و در صورت امكان، جايگزين نمودن ايمني (انواع هومرال و سلولي) است. آنتي بيوتيك ها بايد در صورت بروز اولين علائم عفونت هاي باكتريايي يا قارچ، به كار برده شوند. در مواردي كه بيماران قادر به پاسخ ايمني باشند، جلوگيري از عفونت مي تواند با استفاده از تزريق داخل وريدي ايمونوگلوبولين ها و استفاده از واكسن هاي كپسول باكتري براي بيماران و اعضاء خانواده صورت گيرد. واكسن هاي زنده نبايد مورد استفاده قرار گيرند.

نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 19:29 توسط سحر| |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در کنار صحبت ها و نوازشهای پدر و مادر، اسباب بازی ها نیز وسایل ضروری و اجتناب ناپذیر برای ورود کودک به جهان پیرامون است. این وسایل توجه کودک را جلب و حواس او را تقویت می کند. انتخاب اسباب بازی مناسب در سنین مختلف کودک مساله بسیار مهمی است که باید کاملاً مورد توجه قرار گیرد.
اسباب بازی ها از نوزادی تا
۶ ماهگی
نوزاد از نخستین روزهای تولد به ارتباط برقرار کردن با دیگران نیاز دارد. تمرینات تمرکزی و بازی ها درشکل گیری و تقویت این مساله تاثیر دارد.
در اولین مراحل زندگی، فعالیت های حسی ارجحیت دارند. تحریک حس بینایی به وسیله نشان دادن رنگهای مهیج و شاد کمک می کند تا به تدریج حس بینایی کودک هماهنگ شود. برای این منظور می توانید اسباب بازی متحرک پر زرق و برق را بالای تخت کودک بیاویزید.
آواهای عروسک های گویا، لالایی ها و شعرهای مادر، شنوایی نوزاد را تحریک می کند. او می آموزد که منشا صدا را تشخیص دهد و به تدریج می تواند سر و سپس بدن را به سمت صدا بچرخاند. به این ترتیب کم کم به دنیای پیرامون خود وارد می شود.
جغجغه را فراموش نکنید! از حدود سه ماهگی کودک می تواند با توجه به سلیقه اش، وسایلی که جلوی دستش قرار دارد بردارد. جغجغه یک اسباب بازی ایده آل برای این سن است. کوچولو به صداهای جغجغه گوش می دهد و از آن برای ضربه زدن یا پرتاب کردن به سمت دیگران استفاده می کند. همچنین جغجغه وسیله ای عالی است تا او تنها بازی کردن را بیاموزد.
یک سالگی؛ اسباب بازی های ساده برای جلب توجه
دوران نوزادی تا یک سالگی مرحله رشد سریع بچه است. در این سن هماهنگی بین چشم و دست کودک بهتر می شود و مهارت، حس بینایی و ادراک محیط اطراف پیشرفت می کند. اولین و بهترین اسباب بازی برای تقویت این هماهنگی « طبل» است. بچه ها عاشق این اسباب بازی هستند، اما والدین چندان با آن موافق نیستند. چون سر و صدایش اعصابشان را به هم می ریزد.
علاوه بر تمام اسباب بازی هایی که برای کودک فراهم می کنید، برای فرزندتان با دست ها شکلک دربیاورید و از او بخواهید تا در مقابل، واکنش نشان دهد و... اسباب بازی های دستی، عروسک و حتی نشستن روی پای بزرگترها و بالا و پایین رفتن باعث بیداری و فعال شدن حافظه کودک می شود. تکرار حرکات ساده روزانه به کودک اطمینان خاطر می دهد و نقطه آغاز تکامل دایره واژگان کودک می شود.
کتاب خواندن باعث گسترش واژگان و توجه کودک می شود. این موضوع درهر سن، در تمام اوقات روز و درهر شرایطی توصیه می شود. کتابهای مصور نیز تاثیر بالایی در تقویت قوه لامسه بچه ها دارد.
۱ تا ۲ سالگی؛ اسباب بازی های اجتماعی
از این سن به بعد کودک به تمرکز نسبتاً خوبی می رسد و موقعیتی است که باید از آن بهره گرفت.
رنگ آمیزی در این زمینه بسیار عالی است، زیرا دست کودک را در خلاقیتش باز می گذارد و شناخت رنگها و توانایی او در تعیین موقعیت در فضا کامل می شود. رنگ آمیزی و نقاشی بهترین فعالیت آرام کودکانی است که والدین آنها پرمشغله و گرفتار هستند!
یکی دیگر از کارهایی که در تقویت خلاقیت کودک موثر است، ساخت کاردستی به کمک برگهای خشک شده است. این کار واژگان مربوط به برگها، قدرت مشاهده و نشانه های زمانی فصلی را همراه با شناخت فصول تقویت می کند. این کار همچنین روشی است که کنجکاوی او برای علاقه به یادگیری را برمی انگیزد.
۳ سالگی؛ بازیهای تقویت حافظه
علاوه بر تمام روشهای یادگیری، کودک می تواند کم کم مطالب را به خاطر بسپارد. به همین خاطر این سن بهترین زمان است تا بازی های حافظه ای به او آموزش داده شود. برای این منظور می توان یکی از کارتهای جفت که تصویر حیوانات و اشیای مختلف روی آنها کشیده شده را به کودک نشان داد و وقتی کودک جفت آن را پیدا کرد، کارت را کنار گذاشت.
همچنین می توان بازی های تعادلی را به بچه های کوچکتر آموزش داد. در این سن هماهنگی کودک تکامل می یابد.
و به یاد داشته باشید کهزمانی را برای تنها بازی کردن کودک در نظر بگیرید. بچه ها برای یادگیری و زندگی نیاز دارند که گاه بدون دخالت بزرگترها بازی کنند؛ چه باعث تنبیه یا تشویق آنها شود
نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 14:46 توسط سحر| |

عوامل مؤثر بر بدخطی دانش آموزان

به طــور کلی عوامل مؤثر بر بــدخطی نویسی را می تــوان در سه گروه عمده جای داد که عبارت اند از:

1.      عوامل مربوط به خانواده

2.      عوامل مربوط به معلم و شیوه های آموزشی و تربیتی مدرسه

3.      عوامل مربوط به دانش آموزان

1- عوامل مربوط به خانواده

نقش خانواده را در یادگیری مطلوب دانش آموزان نباید نادیده گرفت. از آن جا که خوشنویسی مهارتی است که مانند سایر مهارت ها باید آموخته شود، «چنانچه کودک در خانواده ای زندگی کند که اعضای آن از ذوق و استعداد هنری بیشتری برخوردار باشند و به فرزندان خود توجه کافی مبذول دارند، کودک کمتر گرفتار معضل بدخطی می شود. نقطۀ مقابل چنین خانواده ای، خانواده هایی اند که نسبت به فرزندان خود بی تفاوت اند و از تشویق و تنبیه به موقع برای انجام تکالیف فرزندانشان استفاده نمی کنند و در واقع انگیزۀ لازم را برای اجرای بهتر تکالیف در فرزندان خود به وجود نمی آورند. چنین کودکانی اغلــب با اکـــراه و بی میلی اقدام به نوشتن می کنند که طبیعتاٌ نتیجۀ عملکرد آنها نیز رضایت بخش نخواهد بود.»

کودکانی که در خانواده های به هم ریخته یــا خانواده هایی زندگی می کنند که محرومیت فرهنگی و اجتماعی دارند، از لحاظ عاطفی آسیب شدیدتری می بینند در زمینــه خط ضعیف هستند (1385، ص90).

 

2. عوامل مربوط به معلم و شیوه های آموزشی و تربیتی مدرسه

«انگشتان کوچک ما را آرام آرام و با حوصله و با حوصله با خامه و قلم و نوشتار صحیح آشنا کنید» (صافی، 1372، ص 46).

از بین عوامل مربوط به معلم، مهمترین آنها شیوه های آموزشی معلم است. اگر معلم خود دست خط بــدی داشته باشد، بنا به مثل معروف «رطب خورده منع رطب کی کند»؟ قادر به تربیت دانش آموزان خوش خط نخواهد بود.

نکتۀ دیگر، «طرز برخورد معلم با دانش آموزانی است که شخصیت اضطرابی دارند. این گونه افراد، بیش از سایرین از شکست می ترسند. اضطراب این دسته از دانش آموزان، گذشته از عواملی که مربوط به محیط خانواده می باشد، ممکن است ناشی از شکست، ناکامی، تجربه های ناموفق، تنبیه و فشار معلمان برای موفقیت باشد. لذا معلمان باید به شرایط خاص روحی آنها توجه کنند و اساس کار خود را بر کاهش تنش قرار دهند.»

همچنین معلمانی کـــه بیش از حد تکالیف نوشتنی به شاگردان خود می دهند، سبب خستگی دانش آموزان و در نتیجه بدخطی آنها می شوند.

از نکات دیگری که معلم باید به آنها توجه کند، طرز صحیح قرار گرفتن کاغذ بدن دانش آموزان و نیز طرز صحیح به دست گرفتن قلم در هنگام انجام تکالیف است.

شماری از دانش آموزان در هنگام نوشتن سرشان را به کاغذ می چسبانند یا کاغذ را بیش از حد کج می گذارند. عده ای از آنها قلم را طوری در دست می گیرند که نوشته های خود را نمی بینند. بعضی از آنها نیز آن قدر قلم را بالا می گیرند که قادر به کنترل حرکات دست در هنگام نوشتن نیستند. با این توضیحات، معلم به کودکان نحوۀ صحیح قرار گرفتن کاغذ و بدون و شیوۀ صحیح گرفتن قلم را بیاموزد. هم چنین باید به کودک بیاموزد که در هنگام نوشتن به آن چه می نویسد، یعنی جهت حرکت دست خود بر روی کاغذ، نگاه کند. در غیر این صورت، حروف را در هم نوشته یا به سمت بالا یا پایین خط زمینه منحرف می شود (سیف، 1385، ص 185).

3. عوامل مربوط به دانش آموزان

بررسی مسئله و موضوع خط در جمعیت دانش آموزان ما، در بردارندۀ نکات قابل تأملی است. بعضی از دانش آموزان در مورد علت هــای بدخطی از تنـــدنویسی نام می برند. بعصی دیگر می گویند: «نمی توانیم بنویسیم یا بلد نیستم و ...» (مسیبی، 1381، ص16).

برای این که کودک بتواند نوشتن را به نحو احسن انجام دهد، لازم است از سلامت کافی در زمینه های جسمی و روانی برخوردار باشد. در این جا عواملی که به نوعی در بدخطی کودکان مؤثرند، مورد بررسی قرار می گیرند.

الف) اختلال در عملکرد دست و انگشتان، به علت ضایعات ارتوپدیک (استخوانی)

«یک کودک سالم و طبیعی باید بتواند قلم را با سه انگشت شست، اشاره و وسط بگیرد. اگر به هر دلیلی، اختلالی در عملکرد انگشتان وجود داشته باشد، کودک نه تنها نوشتن را به نحو مطلوب انجام نمی دهد، بلکه برای انجام آن به وقت بیشتری نیز، نسبت به سایر دانش آموزان، نیاز دارد. به عنوان مثال، دانش آموزان راست دستی را در نظر بگیرید که عصب میانی دست راست او آسیب دیده است. از آن که این عصب مسئول حرکت مقابل انگشت شست می باشد، زمانی که آسیب می بیند، شست قادر به حرکت مقابل نخواهد بود و به جای این که در مقابل سایر انگشتان حرکت کند، در کنار آنها قرار می گیرد و دست کودک حالتی پیدا می کند که اصطلاحاً به آن «دست میمون» گفته می شود. به این ترتیب کودک نمی تواند قلم را به نحو صحیح در دست بگیرد و این نکتۀ مهمی است که بــــر روی دست نوشته های او تأثیر می گذارد و او را بدخط می سازد» (والاس و لافلین، ترجمۀ طوسی، 1370، ص 75).

علاوه بر این، وجود هر گونه زخم یا عاملی که باعث درد در انگشتان شود، بر روی دست خط دانش آموزان تأثیر می گذارد. همچنین کودک برای این که بتواند خوب بنویسد، لازم است که هیچ گونه ضایعه ای در قسمت های فوقانی دست، مثل آرنج، ساعد و بازو نداشته باشد. وجود سوختگی، شکستگی، کوفتگی و زخم در هر یک از این قسمت ها، موجب بدخطی می شود، محدودیت حرکتی در مفاصل مچ، انگشتان، آرنج و بازو نیز از جمله عوامل بدخطی اند.

ب) اختلال در عملکرد دست و انگشتان، به دلیل ضایعات عصبی

در همۀ اختلالات مربوط به عملکرد دست و انگشتان، به دلیل آسیب دست و چشم و توان عضلات، خط دانش آموزان خیلی بد و بعضاً ناخواناست.

از میان اختلالات می توان به انواع فلج مغزی، آسیب مغزی، صرع و میوپاتی (بیماری عضلاتی) اشاره کرد.

بچه های فلج مغزی را می توان به چند دسته تقسیم کرد:

1.   اسپاستیک: این دسته از کودکان فلج مغزی به دلیل سفتی موجود در عضلاتشان بدخط می نویسند و آن هم در صورتی است که این سفتی در حدی نباشد که به طور کلی مانع نوشتنشان شود. ممکن است این سفتی، محدودیت حرکتی در مفاصل دست، نظیر: مچ، آرنج و بازو و ایجاد کند که در هنگام نوشتن اجازۀ مانور به فرد نمی دهد.

2.   هیپوتانیا: کودکان مبتلا به هیپوتانیا به سبب پایین بودن توان عضلاتشان قادر به استفادۀ صحیح از قلم نیستند. این کودکان قدرت کافی برای گرفتن قلم را ندارند و معمولاً نوشته های آنها بسیار کمرنگ و عاری از هرگونه ظرافتی است.

3.   آتتوئید: بچه های آتئوئید به علت حرکات زایدی که در اندام های خود، خصوصاً دستهایشان دارند، بسیار بدخط می نویسند. این کودکان قادر به کنترل قلم نیستند و در هنگام نوشتن به بالا و پایین خط زمینه منحرف می شوند.

4.      آتاکسی: این کودکان به دلیل لرزش موجود در دست هایشان بدخط می نویسند.

افراد مبتلا به صدمات مغزی نیز، بسته به نوع ضایعه ای که دچار آن شده اند، شبیه کودکان فلج مغزی عمل می کنند.

کودکان مبتلا به ضایعات مخچه ای دچار ماکروگرافی اند، یعنی کلمات را بزرگتر از آن چه باید، می نویسند. در بعضی از افراد مبتلا به میوپاتی نیز ممکن است عملکرد دست ها دچار اختلال شود که این معضل بر روی دست نوشته های آنان مؤثر است. کودکان مصروع زمانی که دچار حملات تشنجی می شوند (به مدت چند روز)، قـــادر به استفادۀ درست از قلم نیستند؛ یعنی دست هایشان قدرت گرفتن را ندارند و آن دسته از کودکانی که دچـــار حملات تشنجی مکرر می شوند، حتی اگر این تشنج تحت کنترل هم باشد، به دلیل لرزش ظریفی که در دست هایشان دارند، بـدخط می نویسند. در واقـــع لرزش ظریف انگشتان را بر روی دست نوشته های آنان می توان دید» (والاس و لافلین، ترجمۀ منشی طوسی، 1370، ص 82).

ج) عدم غلبۀ طرفی مغز

«کودک پیش از نوشتن باید غلبۀ طرفی را به دست آورد. در کودکانی که این اتفاق نیفتاده است، نوشتن به سختی انجام می شود. کودکانی که غلبۀ طرفی تثبیت نشده دارند، از هر دو دست خود به طور متناوب در نوشتن استفاده می کنند، حال آن که در هیچ یک به اندازۀ کافی مهارت ندارند» (سیف، 1385، ص 70).

د) عوامل روحی و روانی و تأثیر آن بر روی نوشتن

«ممکن است بدخطی با عوامل نظیر: اضطراب و اختلالات نوروتیک (عصبی) همراه باشد و در بعضی از اوقات حالات عصبی موجب گرفتگی عضله در کودکان می شود. یعنی ماهیچه های دست کودک متعاقب نوشتن چند سطر دچار انقباض شده، کودک دیگر قادر به نوشتن نیست. در این صورت علائمی نظیر بی مهارتی و پاراتونی (انقباض یک عضله و سپس شل نشدن آن) و واکنش های اضطرابی در ارتباط با نوشتن ممکن است مشاهده شود. بی قراری، بیش فعالی و کوتاهی دامنۀ توجه و تمرکــــز نیز از جمله عــــواملی اند که بــر روی خط دانش آموز تأثیر می گذارند» (هر گنهان و اولسون، ترجمۀ سیف، 85).

هـ) چپ دستی

«در مــورد کودکان چپ دست این سؤال مطرح می شود که چرا این کودکان در شروع نوشتن بد خط اند؟ پاسخ این است که این کودکان نمی توانند آن چه را که می نویسند، به خوبی ببینند، زیرا دست آنها روی نوشته هایشان را می پوشاند و همیــن عامل سبب بدخطی کودکان چپ دست می شود.

بسیاری از کودکان چپ دست نیز برای پرهیز از کثیف شدن نوشته ها، دست خود را به صورت قلاب کج می گیرند. این شکل در واقع به کج گذاشتن کاغذ مربوط می شود. اگر چپ دست ها کاغذ را برخلاف جهتی که راست دست ها می گذارند، قرار دهند، برای نوشتن در وضعیت طبیعی و راحت قرار می گیرند» (بیابانگرد، 1385، ص 25).

و) نبود دید کافی

بسیاری از کودکان به دلیل نداشتن دید کافی، چشم های خود را به کاغذ بسیار نزدیک می کنند. دست نوشته های این کودکان معمولاً خط خوردگی ها و پاک کردن های فراوان دارد.

اشکال مختلف بدخطی نویسی

«با بررسی دست نوشته های دانش آموزان به این نتیجه می رسیم که بدخطی در آنان به اشکال و انواع مختلف مشاهده می شود که بعضی از آن ها عبارت اند از:

1.      درشت نویسی و ریزنویسی.

2.      فاصله گذاری نامناسب بین حروف و کلمات.

3.      نامرتب نوشتن.

4.      کج نوشتن حروف و کلمات.

5.      خارج شدن از خط زمینه (مجلۀ کودکان استثنایی، اردیبهشت 1385).

 

شیوه های ترمیمی

روش های ترمیمی زیر می تواند توسط معلمان و والدین مورد استفاده قرار گیرد:

1)  پس از ارزیابی کودک، چنان چه متوجه شدید که کودک الگوی صحیح گرفتن قلم را نمی داند، به عنوان مثال از حرکت شست برای گرفتن قلم استفاده نمی کند، او را به یک پزشک متخصص ارتوپدی ارجاع دهید. مشکل نوشتن چنین کودکی ممکن است با استفاده از آتل دست حل شود. با این وسیله کمکی، کودک قادر خواهد بود قلم را به نحو صحیح بگیرد و خوش خط تر بنویسد.

2)  اگر کودک قلم را با فاصلۀ زیادی از نوک آن می گیرد یا بیش از حد پایین می گیرد، با گره زدن یک نخ بر روی قلم، محل مناسب برای گرفتن قلم را مشخص کنید.

3)     چنان چه کودک از اختلال عاطفی و روانی رنج می برد، او را به یک روان شناس ارجاع دهید.

4)  «اگر کودک در هنگام نوشتن دچار تنش و اضطراب می شود، برای کاهش تنش در کودک به شیوه های زیر عمل کنید:

الف) سعی کنید در ذهن کودک تصویری مثبت از خودش ایجاد کنید.

ب) از سرزنش کردن کوچک به خاطر بدخطی او خودداری کنید.

ج) از ایجاد تنش و اضطراب در کودک جلوگیری کنید. به طور مثال، تعیین وقت محدود برای انجام یک تکلیف، در دانش آموز مضطرب، باعث ایجاد تنش و اضطراب و در نهایت بدخطی بیشتر می شود» (بیابانگرد، 1385، ص 40).

5)     اگر کودک در دست های خود دچار ضعف یا محدودیت حرکتی باشد، می توانید از تمرینات زیر بهره بگیرید:

الف) تمرینات روی تابلو:

از کودک بخواهید با استفاده از حرکات آزاد و گستردۀ دست و به کارگیری  عضلات شانه، بازو و انگشتان، بر روی تابلو طراحی کند.

ب) پرورش حرکات نوشتن با دیگر وسایل:

از کودک بخواهید به جای استفاده از قلم، از انگشت خود و رنگ گواش استفاده کند یا عمل نوشتن را بر روی یک سینی خاکستر انجام دهد. هم چنین با استفاده از یک تکه گچ یا ذغال، حروف و کلمات درشتی بر روی آسفالت کوچه بنویسد.

چنان چه مشکل کودک در زمینۀ حرکات دست با این تمرینات بر طرف نشد، او را به یک کارشناس توانبخشی (فیزیوتراپی ـ کاردرمانی) ارجاع دهید.

6)  اگر لرزش ضعیفی در انگشتان کودک مشاهده می کنید یا سابقۀ کودک گویای حملات تشنجی است، با مشورت کمی کنید یا سابقۀ کودک گویای حملات تشنجی است، با مشورت با خانوادۀ دانش آموزان، وی را به یک متخصص مغز و اعصاب ارجاع دهید.

7)  اگر کودک سر خود را خیلی به کاغذ می چسباند یا مشکوک به ضعف بینایی است، او را به چشم پزشک ارجاع دهید.

8)  اگر متوجه شدید که در نیمکره های مغزی کودک، غلبۀ طرفی ایجاد نشده است، می توانید به ترتیب زیر عمل کنید:

الف) از کودک بخواهید با پای راستش به یک توپ لگد بزند.

ب) لوله ای را به دست کودک بدهید و از او بخواهید که با یک دستش روی چشم چپش را بگیرد و با چشم راستش درون لوله را نگاه کند.

ج) رادیوی کوچکی را به دست کودک بدهید و از او بخواهید آن را نزدیک گوش راستش بگیرد و به آن گوش کند.

د) اگر عملکرد کودک نشان می دهد که تمایل  او برای استفاده از سمت چپ بیشتر است، از او بخــواهید همین اعمال را با سمت چپش انجـــام دهد. به این ترتیب، یک سمت بدن کودک غالب می شود (سیف، 1385، ص 136).

9)  چنان چه کودک چپ دست است، از او بخواهید هنگام نوشتن، سمت چپ کاغذ را به سمت بالا کج کند. اگر کودک راست دست است، از او بخواهید سمت راست کاغذ را به طرف بالا کج کند.

10) اگر کودک کلمات را بیش از حد بزرگ یا کوچک می نویسد، می توانید اندازۀ متوسطی برای کلمات در نظر بگیرید و با گذاشتن خط فاصله بین کلمات از کودک بخواهید فاصله تعیین شده را فقط با یک کلمه پر کند.

11) اگر کودک بیش از حد پر رنگ یا کمرنگ می نویسد، به ترتیب زیر عمل کنید:

کاغذ سفیدی را زیر برگه کاربن و کاغذ سفید دیگری را بر روی آن قرار دهید. از کودکی که با فشار زیاد می نویسد بخواهید آن قدر ضعیف مداد را فشار دهد که اثر زیادی از کلمه بر روی کاغذ زیرین باقی نماند. از کودکی که فشار کمتر از حد معمول به مداد وارد می کند، بخواهید آن قدر به مداد فشار آورد که اثر آن بر روی کاغذ زیر کپی پر رنگ باشد.

12) اگر کودکی از خط راست خارج می شود، از او بخواهید خط کشی را بالای خط زمینه قرار دهد، به گونه ای که هنگام نوشتن نوک مدادش مرتباً با لبۀ خط کش تماس پیدا کند. هم چنین می توانید بالا و پایین خط زمینه، دو خط کمرنگ بکشید و از کودک بخواهید کلمات را طوری بنویسد که از این دو خط خارج نشود.

13) کج نوشن کلمات، از کج گذاشتن بیش از حد کاغذ ناشی می شود. اگر با دانش آموزی برخورد کردید که دست نوشته های کجی داشت، از او بخواهید کاغذ را در وضعیت بهتری قرار دهد.

14) نامرتب نوشتن تکالیف توسط دانش آموز، ممکن است به علت محدودیت حرکتی در دست باشد با این که مداد را بیش از حد محکم در دست می گیرد یا وضعیت درستی در هنگام نوشتن به خود نداده است. بنابراین با بر طرف کردن هر یک از یک از این علل، دانش آموز می تواند دست خط بهتری داشته باشد.

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 22:43 توسط سحر| |
لكنت زبان يك مشكل گيج كننده و خسته كننده براى گوينده و شنونده است. نشانه هاى لكنت زبان شامل تكرار سريع اولين حرف كلمات كشيدن بيش از حد صداهايى مانند يى، آ و او در وسط كلمات و توقف و ايست كامل روى كلمات يك صدا، بخش كلمه حتى يك عبارت ممكن است چندين بار تكرار شود تقريباً ۱ درصد جمعيت كشورهاى غربى لكنت زبان دارند كه بيشتر اين افراد مذكر هستند.
لكنت زبان معمولاً يك رخداد تكاملى موقتى در ميان كودكان دو تا پنج سال است كه با رشد كودك و استفاده بيشتر او از زبان مادرى از بين مى رود. لكنت اين كودكان در هنگام ناراحتى، خستگى يا هيجان زدگى افزايش پيدا مى كند. ۸۰ درصد كودكانى كه پس از پنج سالگى لكنتشان برطرف نشده است تا انتهاى دوره بلوغ بهبود مى يابند. يك كودك زير هفت سال كه به لكنت دچار است ممكن است براى پشت سر گذاشتن وقفه هايى كه در جريان صحبت كردن با آن ها روبه رو مى شود در كنار لكنت حركات همراهى نظير پيچ و تاب دادن صورت، چشمك زدن، حركت دادن بازوها، تنفس نامنظم يا حركاتى ديگر را طراحى كند. كسانى كه دچار لكنت زبان هستند در مراحل پيشرفته به جايى مى رسند كه كلمات مشكل ساز را مى شناسند و همين پيش بينى، اغلب وضعيت را مشكل تر مى كند وقتى لكنت آغاز مى شود مانند ساير عادت ها به صورت يك الگوى طبيعى رفتار در مى آيد در اين حالت عادت ياد شده به طور ناخودآگاه برپايه مجموعه اى از رفتارهاى وابسته به صحبت كردن و تنفس ماندگار مى شود.

اولين نشانه ها را ناديده بگيريد
عكس العمل شما در برابر تلاش كودكتان براى برقرارى ارتباط با ديگران نقش بسيار مهمى در روان صحبت كردن كودك ايفا مى كند. با كودك به طور صحيح و كامل صحبت كنيد ولى انتظار نداشته باشيد كه زبانش به پختگى شما باشد.

جملات كودك را تمام نكنيد: وقتى كودكتان در حال صحبت كردن است با آرامش به او توجه داشته باشيد اگر در اداى يك واژه يا تمام كردن يك جمله دچار مشكل شد با شكيبايى صبر كنيد حرفش را قطع نكنيد و به جاى او صحبت نكنيد وقتى به كودك پاسخ مى گوييد شكل صحيح كلمات را به كار ببريد و با استفاده از واژه هاى جديد فرهنگ لغات او را پربارتر كنيد.
با ايجاد فضاى آرام به هر كودك به طور جداگانه فرصت صحبت كردن بدهيد به آن ها بفهمانيد كه به شنيدن حرف هايش علاقه مند هستيد. درباره لكنت زبان او اظهارنظر نكنيد برچسب كُند زبان به كودك نزنيد زيرا احتمال افزايش لكنت زبان در كودك را به همراه دارد تصور كنيد كه نگران بودن از تلفظ صحيح هر كلمه چه احساسى به شما مى دهد.

آرام صحبت كردن را به كودك بياموزيد
به كودك بياموزيد تا گلو، شانه ها، قفسه سينه و شكم خود را شل كند وقتى كودك آرامش عمومى را آموخت بر روى ماهيچه هاى درگير صحبت كردن تمركز كنيد. كودك را مجبور كنيد روزى چندبار اين تمرين را انجام دهد تا آن كه در شل كردن اين بخش خاص از بدن خود مهارت يابد.

تنفس كودك را تنظيم كنيد
سخن گفتن نيازمند عبور هوا از كنار تارهاى صوتى است. چگونگى نفس كشيدن بر صحبت كردن او تاثير مى گذارد بسيارى از كودكان گرفتار لكنت زبان در هنگام صحبت كردن نفس نفس مى زنند. بنابراين لازم است نفس عميق و منظم از دهان را به كودك بياموزيد از كودك بخواهيد يك دستش را روى سينه و دست ديگرش را روى شكم خود بگذارد در طول دم بايد شكمش بيشتر از قفسه سينه اش حركت كند به او بگوييد كه واژه آرام باش را در طول يك بازدم آرام نزد خود زمزمه كند كودك بايد هر روز اين تمرين را انجام دهد يا به تدريج بتواند به تنفس نامناسب خود توجه داشته باشد.
از كودك بخواهيد تا درست پس از آغاز لكنت صحبت را متوقف و سكوت كند. كودك بايد به جاى كوشش براى پشت سر گذاشتن وقفه مكث كند، نفس بگيرد و سپس با يك بازدم به آرامى شروع به صحبت كند.
كودك را واداريد با صداى كوتاه صحبت كند. فردى كه دچار لكنت است در حالتى كه زير فشار و تنش شد مانند ساير اشخاص به طور طبيعى صدايش را بلند مى كند صداى بلندتر به هواى بيشترى نيازمند است به همين علت ميزان فشار را در حنجره بالا مى برد پس يك صداى تنظيم شده از نظر حجم مى تواند لكنت را كاهش دهد.

نقش ترس در ايجاد لكنت زبان
ترس احتمال لكنت را در كودك افزايش مى دهد. فهرستى از موقعيت ها و واژه هايى كه سبب بروز ترس در كودك مى شوند تهيه كنيد سطح اضطراب را ارزيابى كنيد از كودكتان بخواهيد تا ميزان اضطراب خود را در موقعيت فرضى از اعداد يك تا ۱۰ مشخص كند سپس تمرين آرامش به كودك بدهيد.
- موقعيت هايى كه كودك به طور معمول دچار لكنت مى شود مشابه سازى كنيد وقتى كودك در موقعيت هاى خيالى احساس راحتى كرد تجربه هاى ديگرى را براى او بازسازى كنيد.
- امكان تمرين در موقعيت هاى از پيش تعيين شده را فراهم سازيد به عبارت ديگر موقعيت هاى واقعى طراحى كنيد تا كودك بتواند در آن ها آموخته هاى جديدش را به كار بندد. از كودك بخواهيد پيش از صحبت كردن جمله اى را آماده و آن را نزد خود تكرار كند و در درونش شاهد موفقيتش باشد.
- كوشش كودك براى صحبت كردن در موقعيت هاى از پيش تعيين نشده را تقويت كنيد، حامى كودك باشيد و تلاش او را تحسين كنيد. اگر باز هم لكنت دارد چيزى نگوييد فقط به سادگى به برنامه خود ادامه دهيد همخوانى را تمرين كنيد.
بسيارى از كودكان دچار لكنت هنگام همخوانى با ديگران مى توانند به طور طبيعى صحبت كنند متن ساده اى را انتخاب كنيد و سپس بكوشيد هم صدا و با حالتى عادى آن را با يكديگر بخوانيد پس از چند بار تكرار كم كم صداى خود را كاهش دهيد تا جايى كه كودك به تنهايى در حال خواندن متن باشد از كودك بخواهيد در وضعيتى كه به تنهايى در حال خواندن است اين طور تصور كند كه همچنان به همخوانى با شما مى پردازد.
اگر لكنت زبان كودك بسيار شديد است يا با تلاش شما بهبود نمى يابد بايد از افراد متخصص كمك بگيريد.
نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 22:31 توسط سحر| |