تبليغاتX
مطالب تربیتی
مطالب تربیتی

برای تربیت کودک و نوجوان

مهرا جلیلی، اسفند 85
تحقیقات بسیار همه بر این حقیقت تأکید دارند که شرکت فعالانه ی والدین و مداخله ی آگاهانه ی آنها در تعلیم و تربیت فرزندانشان در تمامی سطوح علی رغم وضعیت اقتصادی ، قومی و فرهنگی شان با نتایج بسیار مثبت برای کودکان و نوجوانان همراه است. این شرکت از سطح پیش دبستان انگیزه و سوخت عاطفی لازم را ایجاد کرده و تا پایان دوران تحصیل همواره یار و یاور دانش آموز و دست اندرکاران امر آموزش می باشد
تحقیقات نشان داده است که برای دستیابی به این نتایج مثبت باید نیازهای رشدی کودکان با نگرش ها و طرز عملکرد والدینشان و انتظارات برنامه های مدرسه همخوانی داشته باشد و از شرکت والدین در برنامه های آموزشی حمایت و پشتیبانی شود
شواهد نشان می دهند که سه روند خانواده محور در بوجود آوردن این همخوانی و ارتقاء نتایج موفقیت آمیز ، سهیم اند
یک - روش اولیاءگری ، دو- ارتباط خانه و مدرسه ، سه - (قبول) مسئولیت یادگیری
روش اولیاء گری: به معنی طرز برخورد ، نگرش ، ارزش ها و عملکردهای والدین در پرورش فرزندانشان می باشد
ارتباط خانه و مدرسه: به مفهوم ارتباطات رسمی و غیررسمی بین خانواده و محیط آموزشی است
(قبول) مسئولیت یادگیری: آن جنبه از اولیاگری است که تأکید را بر فعالیتهای موجود در خانه و اجتماع می گذارد که مهارتهای یادگیری را در کودک خردسال ارتقاء می دهند به عبارت دیگر کودک با آموختن مهارتها مسئولیت یادگیری را خود به عهده خواهد داشت و در برابر مسئولیت تلاش لازم را (با حمایت و پشتیبانی والدین) خواهد نمود
هنگامی که خانواده در تحصیل کودکان به طور معنی داری درگیر می شود ، تأثیر مثبتی در عملکرد تحصیلی آنها باقی می گذارد. در نتیجه دانش آموزانی که خانواده های علاقمندتر و درگیرتری دارند ، نمرات بهتری در امتحانات ارزیابی آورده اند ، حضور بیشتری در کلاسها داشته اند و تکالیفشان را به نحو بهتر و کاملتری انجام داده اند و در ادامه انگیزه ی بیشتری نیز برای موفقیت داشته اند. این گونه دانش آموزان اغلب بسیار کمتر دچار مشکلات انضباطی می شوند. دانش آموزان این گونه خانواده ها برای یادگیری آماده تر و تواناترند. بیشتر در مدرسه می مانند و از تجربیات با کیفیت بالای یادگیری بیشتری نفع می برند
والدین یک نقش اساسی در ایجاد اعتماد به نفس و انگیزه در کودکان بازی می کنند. والدین می توانند کودکان را در تکمیل تکالیفشان تشویق کنند و برای غنی ساختن برنامه آموزشی در تجربه های خارج از خانه با آنها همراهی کنند و به این ترتیب اعتماد به نفس آنها را تقویت نموده و علائق آنها را گسترش دهند
برای آن که یک ارتباط خوب بین خانه و مدرسه وجود داشته باشد بایستی همه عوامل فعالانه از این موضوع حمایت کنند ، مدرسه ها ، اجتماع پیرامونی مراکز کسب و کار و دولت
مدارس می توانند: 1) خانواده ها و معلمین را برای ایجاد یک توافق نامه آموزشی یاری کنند. توافق نامه بایستی اهداف ، انتظارات و مسئولیت های خانواده و والدین را به عنوان شرکای برابر تعریف نمایند. این توافق نامه ها بایستی به زبان ساده و قابل فهم برای همه والدین نوشته شود ، توافق نامه ها می تواند هماهنگ با روشهای سایر مدارس نوشته شود و در نتیجه پیوندهای قوی میان خانواده ، دانش آموز و معلمان ایجاد کند و محیطی قدرتمند برای یادگیری فراهم آورد
دو) کادر مدرسه آموزش داده شوند. مدارس خوب از روشهای اولیاء گری سوده برده و نشان می دهند که به همکاری با والدین علاقمند هستند و به آن نیاز دارند ، اغلب مدارس فقط هنگامی با والدین تماس می گیرند که مشکلی وجود داشته باشد در یک همکاری موفق و در حال رشد ، آموزش برای کلیه دست اندرکاران مدرسه اعم از معلمان و پرسنل همانند والدین نیاز است. این آموزش به آنها کمک می کند مهارت های مؤثری برای ارتباط به دست آورند. پایداری این همکاری وظیفه ی همه است
- به خانواده جایگاهی در تصمیمات مدرسه بدهند ، والدین بایستی در تصمیم گیری مدرسه کودکان خود شریک شوند. با کمک والدین اهداف و استانداردهای آموزشی کودکان در مدرسه تعریف شده و در مورد اجرای آنها تصمیم گیری شود
- گسترش ساعات مدرسه ، با باز بودن مدرسه در ساعات بعد از ظهر و حتی آخر هفته ، مدارس می توانند فرصتی را برای خانواده ها و کودکان فراهم بیاورند که در فعالیت های آموزشی و تفریحی درگیر شوند و همچنین در این ساعت برنامه ویژه بزرگسالان برای آموزش خانواده داشته باشند
- مراکزی برای دسترسی منابع مطالعاتی مورد نیاز خانواده ایجاد کنند. قسمتی از مدرسه برای حضور خانواده ها اختصاص دهند تا آنها بتوانند تجربیاتشان را با سایر والدین ، معلمان و سایر کادر مدرسه سهیم شوند
تنها دانش آموزان نیستند که از منافع درگیری فعالانه ی خانواده ها برخوردار می گردند ، معلمان نیز منافع بسیاری عایدشان می شود. به همان ترتیب که خانواده ها درک بهتری از مدرسه ، سیستم تدریس و نحوه ی یادگیری فرزندانشان بدست می آورند ، دست اندرکاران مدرسه ومعلمان ، یاران و دوستان مهمی پیدا می کنند. همانطور که ارتباط بین دست اندرکاران مدرسه و اعضاء خانواده افزایش می یابد ، مدارس از روشهای تقویت و حمایت از موفقیت دانش آموزان اطلاع بیشتری حاصل کرده و بر آن اساس برنامه ریزی می نمایند. برنامه ای که مبتنی بر روش یادگیری و موفقیت دانش آموز طراحی می گردد. انگیزه ی لازم را در او ایجاد کرده و به نتایج بسیار مثبت می انجامد
پس همکاری خانواده و مدرسه در امر آموزش و یادگیری کودکان امری حیاتی است زیرا در جوامع امروزی به هیچ وجه وظیفه ی سنگین تعلیم و تربیت را نمی توان تنها بر دوش یک نهاد گذاشت وظیفه ای است مشترک بین خانواده ، مدرسه

نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 21:17 توسط مرجان| |